۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

وزير دفاع ارمنستان ميهمان همتاي ايراني

به دعوت رسمي سردار سرتيپ پاسدار احمد وحيدي وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران، "سيران اوهانيان" وزير دفاع جمهوري ارمنستان در تاريخ 26 تير در راس هيتي وارد تهران گرديد. بعد از انجام مراسم استقبال رسمي، وزير دفاع ارمنستان در محل وزارت دفاع با همتاي ايراني خود ديدار و پيرامون مسايل مورد علاقه دو كشور گفتگو كرد. به گزارش اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع؛ در اين ديدار طرفين با اشاره به موقعيت حساس منطقه‌اي و جهاني، بر استفاده از روشهاي مسالمت‌آميز براي حل مناقشات منطقه‌اي تاكيد كردند. سردار وحيدي با تاكيد بر ضرورت تبادل نظر و رايزنيهاي مستمر در حوز مناسبات دفاعي و امنيتي ميان كشورهاي منطقه، بواسطه سرعت بالاي تحولات منطقه‌اي و بين المللي گفت: "توسعه روابط دفاعي ميان كشورهاي منطقه به مهار و مديريت بحران ها و خطراتي كه منطقه را تهديد مي‌كند، كمك شايان توجهي خواهد كرد".
وزير دفاع در اين ديدار با بيان اينكه وحدت منطقه‌اي امنيت پايدار منطقه‌اي را بدنبال دارد، تصريح كرد: "بهره‌برداري از ظرفيت كشورهاي منطقه براي حل مسالمت‌آميز اختلافات و مناقشات راهبرد مهمي است كه بايد در دستور كشورهاي منطقه قرار گيرد. سردار وحيدي، تروريسم، جناياتهاي سازمان يافته، ترددهاي غيرمجاز، قاچاق مواد مخدر و دخالت نيروهاي فرامنطقه‌اي را از اشكال ناامني در منطقه توصيف كرد و مشاركت جمعي كشورهاي منطقه براي مقابل قاطع با اين عوامل ناامني را ضروري دانست. وي افزود: "برقراري محيطي امن توأم با رفاه و آسايش براي ملتهاي منطقه در سايه توسعه و تحكيم مناسبات همه‌جانبه كشورهاي منطقه بويژه روابط مستقيم دفاعي و امنيتي قابل حصول است و جمهوري اسلامي ايران براي تحقق اين راهبرد همه ظرفيتهاي خود را بسيج كرده است." وزير دفاع ايران اظهار اميدواري كرد سفر وزير دفاع ارمنستان به تهران در توسعه و گسترش روابط دو كشور و استقرار صلح و ثبات در منطقه موثر باشد. در اين ديدار وزير دفاع جمهوري ارمنستان نيز طي سخناني با ابراز خرسندي از سفر به جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: "ارمنستان ارزش ويژه‌اي براي حفظ و گسترش روابط با ايران قائل است". سيران اوهانيان گفت: "روابط صميمانه ايران و ارمنستان كمك بسيار بزرگي به گسترش صلح و ثبات در منطقه كرده و خواهد كرد". وي تصريح كرد مسائل منطقه‌اي بايد با تكيه بر خرد جمعي كشورهاي منطقه حل شود تا‌بتوان بر مشكلات غلبه كرد. وي با ابراز تأسف و محكوميت حادثه تروريستي در زاهدان، تلاش دسته‌جمعي كشورهاي منطقه براي ريشه‌كن كردن اين پديده شوم را خواستار شد. اوهانيان در مدت اقامت خود در ايران با دكتر احمدي نژاد رييس جمهور، سعيد جليلي دبير شوراي امنيت ملي، و منوچهر متكي وزير امور خارجه نيز ديدار و گفتگو كرد.

سفيرارمنستان درتهران: مساله هسته‌اي ايران بايد از راه مذاكره حل شود.

"گريگور آراكليان"، سفير جمهوري ارمنستان در تهران در گفت‌وگويي مفصل با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) كه در تاريخ 23 تير ماه برگزار شد با بيان اين كه روابط ايران و ارمنستان مي‌تواند الگوي خوبي براي برقراري روابط دوجانبه باشد، گفت: در ماه آوريل سال گذشته ميلادي، رييس‌جمهور ارمنستان سفري به ايران داشت و اكنون نوبت سفر رييس‌جمهور ايران به ايروان است؛ كه دعوت از آقاي احمدي‌نژاد به عمل آمده و اين دعوت از سوي ايران نيز پذيرفته شده و براساس برنامه كاري مقامات دو كشور زمان سفر معين خواهد شد. آراكليان ضمن تاكيد بر اين كه ايران و ارمنستان همواره در سازمان‌هاي بين‌المللي همكاري كرده و از مواضع يكديگر دفاع كرده‌اند گفت: ارمنستان روابط حسنه‌اي با ايران دارد و لذا نمي‌تواند به مسايل آن در جامعه بين‌المللي بي‌تفاوت باشد. وي افزود: "ارمنستان معتقد است همه مسايل به خصوص مساله هسته‌اي ايران بايستي از طريق مذاكره پيگيري و حل شود". وي درباره عادي‌سازي روابط ارمنستان و تركيه نيز اظهار داشت: "ارمنستان براي برقراري روابط ديپلماتيك ميان دو كشور پيشگام شد و در يك مسابقه نمادين فوتبال، رييس‌جمهور تركيه به دعوت همتاي ارمني‌اش به ارمنستان سفر كرد و باب مذاكرات جديد ميان دو كشور گشوده شد و با به دنبال آن دو كشور پروتكلي در جهت برقراري روابط بدون پيش‌شرط امضا نمودند. در اين مذاكرات بنا نبود دو طرف مسايل مرتبط شناسايي نسل‌كشي ارامنه، مناقشه قراباغ و جانبداري تركيه از آذربايجان را مورد بحث و بررسي قرار دهند، اما تركيه نتوانست به قول خود عمل كند. بدين ترتيب توافقات ميان دو كشور عملي نشد و اين روند تا زماني كه تركيه آمادگي خود براي آغاز مذاكرات بدون پيش شرط را اعلام نكند، متوقف خواهد ماند". سفير ارمنستان با اشاره به اين كه اولين آتش‌بس ميان ارامنه و آذري‌ها توسط جمهوري اسلامي ايران برقرار شد، گفت: "اگر چه آتش‌بس بيش از يك هفته به طول نيانجاميد ولي ميانجيگري ايران نشان داد كه مساله قرا‌باغ يك مساله مذهبي نبوده، بلكه يك معضل قومي است. وي افزود: "برخورد ايران هميشه بي‌غرضانه بوده و دولت ارمنستان از تلاش‌هاي جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با مساله قراباغ سپاسگزار است". آراكليان درباره سفر اخير هيلاري كلينتون به قفقاز جنوبي گفت: " آمريكا به عنوان يكي از اعضاي گروه مينسك تلاش مي‌كند كه مساله قرا‌باغ هر چه سريع‌تر حل شود و سفر وزير امور خارجه آمريكا به قفقاز جنوبي نيز در همين راستا بود". وي درباره استقرار پايگاه نظامي آمريكا در ارمنستان گفت: "ارمنستان با ناتو همكاري‌هايي دارد، اما اين همكاري‌ها در حد يك كشور عضو ناتو نيست، و همواره استقرار پايگاه نظامي در اين كشور را رد مي‌كند". آراكليان سپس با اشاره به روابط اقتصادي ايران و ارمنستان ادامه داد: "روابط اقتصادي ميان دو كشور در سطح خوبي قرار دارد اما حجم مبادلات تجاري ميان ايروان و تهران در سطح مطلوبي نيست. اين موضوع در حالي است كه روابط اقتصادي ارمنستان و تركيه علي‌رغم نداشتن روابط ديپلماتيك و باز نبودن مرزهاي دو كشور، مبادلات تجاري دو طرف در سطح بالاتري قرار دارد". سفير ارمنستان با اعلام اين كه ارمنستان مدتي است كه به طور يك جانبه هزينه رواديد خود را كاهش داده و مقامات ايراني نيز تصميم گرفته‌اند كه به طور متقابل هزينه رواديد را كاهش دهند. و در اين اواخر نيز طرف ايراني پيشنهاد لغو كامل رواديد را ارائه كرده كه اين مساله مي‌تواند بر تردد تجار دو طرف و انجام تبادلات تجاري كمك كند.

تانر آكچام در تهران: تركيه بايد ضمن پذيرش واقعيت نسل‌كشي از ارمنيان عذرخواهي كند.

"تانر آكچام" مورخ ترك‌تبار، استاد دانشگاه "كلارك" آمريكا و نويسنده كتاب‌ها و صاحب مقالاتي بسيار ارزشمند و مستند مربوط به تاريخ سده اخير تركيه و به ويژه سال‌هاي نسل‌كشي ارمنيان توسط تركيه، امسال به دعوت هيئت برگزاركننده 95-مين سالروز نسل‌كشي ارمنيان به تهران دعوت شده بود. صبح روز چهارشنبه، 2 تير ماه 1389 تانر آگچام، در سالن اجتماعات شوراي خليفه‌گري ارامنه تهران به سئوالات جمعي از خبرنگاران ارمني و فارس‌زبان پاسخ گفت. عصر همان روز در تالار انچمن اچتماعي ارامنه و با حضور تعدادي از نمايندگان مجلس، نويسندگان و مترجمين، دست اندركاران امور فرهنگي، مطبوعاتي و جمع كثيري از علاقه مندان مراسم رونمايي ترجمه كتاب "اقدام شرم آور" اثر تانر آكجام برگزار گرديد. اولين سخنران اين مراسم "روبرت بگلريان"، نماينده ارامنه اصفهان و جنوب در مجلس شوراي اسلامي بود. پس از آن مجري برنامه به معرفي تانر آكچام پرداخته، نيم نگاهي نيز به فعاليت‌هاي اجتماعي و تحقيقاتي وي انداخت و سپس از وي جهت معرفي كتابش و نيز نظراتش دعوت به سخنراني نمود. تانر آكچام طي سخنان خود گفت: "خوشحالم از اين كه در بين شما هستم و افتخار مي‌كنم كه كتابم به زبان فارسي ترجمه شده است". وي افزود: "اقوام، ملل و جوامع مختلف انساني تعريف خاص خود را از تاريخ دارند و سعي مي‌كنند فجايعي كه تجربه كرده‌اند را همواره به ياد داشته باشند، بدون آنكه اشتباهات خود را به ياد آورند. تركيه نيز به ياد نمي‌آورد كه ارامنه آناتولي را به چه نحوي رنجانده است. "كتاب من "اقدام شرم آور" در واقع اين سنت را مي‌شكند. آن فراخواني است براي مردم تركيه براي در خاطر داشتن رنجي كه با نام آنها عجين شده است". آكچام جلوگيري از وقوع مجدد چنين وقايع وحشتناك را مهم‌ترين دليل و انگيزه خود از نگارش كتاب "اقدام شرم آور" دانست. و گفت: "كتاب "اقدام شرم آور" در واقع تاريخي جامع از نسل‌كشي ارامنه است، چرا كه در آن تمامي وقايع از اواخر قرن نوزدهم تا سال‌هاي آغازين قرن بيستم بازگو شده و حتي خواننده را به سال‌هاي پس از نسل‌كشي و به دادگاه‌هايي كه جهت مجازات عاملين نسل‌كشي در سال 1919 در استانبول برگزار شد، مي‌برد. وي افزود: "من، شناسايي و پذيرش نسل‌كشي ارامنه را وظيفه اخلاقي نسل جديد تركيه مي‌دانم. نسلي كه هرچند خود مرتكب نسل‌كشي نشده و مقصر نيست. اما به تاريخ خود آگاه نيست. آنها چيزي را كه ما مي‌دانيم نمي‌دانند و كاملا در ابهام به سر مي‌برند. آنها به عمد از واقعيات به دور نگه داشته شده‌اند و افكارشان مملو از دروغ است. و ليكن عده‌اي از آنها متوجه اين امر شده‌اند... و تغييرات فراواني در تركيه در حال رخ دادن است". آكچام معتقد است پذيرش نسل‌كشي ارمنيان آخرين مرحله در بنا نهادن دموكراسي در تركيه است، چرا كه بدون صداقت و پذيرش جرايم گذشته و بدون برقراري عدالت، برپايي دموكراسي امكان پذير نيست.‌ وي در ادامه سخنانش گفت: "من اينجا هستم تا در غم و اندوه شما سهيم باشم و شما را در برداشتن گامي در راستاي ماموريتي مشترك تشويق نمايم. بياييد با هم گام برداريم، چرا كه اين مسئله فقط مربوط به ارمنيان و ترك‌ها نيست، بلكه مربوط به برقراري عدالت در كل جامعه بشري است". وي افزود: "مطمئناً تاريخ مشترك ارمنيان و ترك‌ها فقط شامل اين لكه ننگ نيست، بلكه شامل بيش از پانصد سال زندگي در كنار هم، با تمامي خوبي‌ها و مشكلاتش مي‌باشد، كه بر پايه آن مي‌توان اعتماد متقابل دو ملت را باز گرداند". پس از سخنراني آكچام حاضران در جلسه فرصت يافتند تا سوالات خود را از آقاي آكچام بپرسند.در پايان مراسم آكچام با حوصله پشت كتاب خود را براي يكايك حضار امضاء نمود.

ژانت لازاريان مؤلف كتاب "دانشنامه ايرانيان ارمني" : به هر حال اشكالات را بايد گفت.

نگاهي به تاريخچه كار از زبان مؤلف
زماني كه دفتر گفت‌وگوي تمدن‌ها در تهران برقرار بود، پيشنهاد كردم كتابي با محتواي خدمات ارامنه در دوران مختلف در ايران به عنوان كاري ماندگار از طرف آن نهاد به چاپ برسد، كه قرار شد كتاب‌هايي از طرف جهار اقليت آشوري، كليمي، زرتشتي و ارمني آماده و در يك مجلد به عنوان هديه‌اي نفيس ارائه گردد. ولي متاسفانه جز "دانشنامه ايرانيان ارمني" كتابي چاپ نشد. مسئوليت گردآوري اين كتاب را به من سپردند. شرط اين بود كه از سه خليفه‌گري تهران، آذربايجان و اصفهان و همچنين از انجمنهاي فرهنگي- ورزشي ارامنه دعوت به عمل آيد، كه در اين مورد با ما همكاري نمايند، چنين نيز شد. من هم گروهي را تشكيل داده و به اتفاق از موارد رسيده انتخاب به عمل آورديم. بالاخره كار كتاب تمام شد و چاپ آن را به انتشارات هيرمند سپرديم. مرحوم باقر زاده ظاهرا كتاب را دست كم گرفته بود و با وجود اين كه بارها تذكر داده شده بود، كار چنان كه بايد با كيفيت چاپ نشد، با وجود آن نه تنها در ايران، كه در اروپا و آمريكا نيز با استقبال خوبي روبرو گرديد. نامه‌هايي از اروپا و آمريكا، خصوصاً فرانسه و نيز از كتابخانه كنگره آمريكا و به عنوان تاييد كتاب رسيد. البته انتقاداتي هم بر آن وارد كردند، كه انتظار داشتيم در اين شش سالي كه از چاپ اول كتاب مي‌گذشت كتابي در اين زمينه از طرف منتقدين چاپ شود و يا حداقل به عنوان كامل كردن چاپ دوم آن كمكي به ما برسد، كه چنين نشد. طي اين سال‌ها جه بسا از دوستان فارسي زبان از اين كه چنين كتابي از زمينه‌هاي مختلف زندگي هموطنان ارمني در دسترس آنان گذاشته شده بود، تعريف و تشكر شنيدم. از آنجايي كه در اين زمينه تنها كتاب به زبان فارسي است هم از سفير سابق‌مان در ارمنستان جناب آقاي حقيقيان و هم از سفير فعلي جناب اقاي سيد علي سقائيان، كه به جهت او اجازه چاپ مجدد دريافت و ضرورت چاپ مجدد و ترجمه آن به زبان ارمني در ارمنستان به وجود آمد. به مناسبت كارهاي فرهنگي طولاني و جمع آوري كتاب و چاپ كتاب "دانشنامه ايرانيان ارمني" لوح تقديري به اينجانب داده شد و در دانشكده زبان و ادبيات فارسي دانشگاه دولتي ارمنستان رونمايي كتاب در ايروان انجام گرفت.
ايراداتي كه از نظر مؤلف به كتاب وارد است البته كتاب داراي معايبي است، كه اميدوارم ترجمه ارمني فاقد آن باشد. در وهله اول اسم آن است. وقتي ميگويند "دانشنامه" در نظر آدم چندين جلد كتاب مي‌آيد ولي بايد در نظر داشت كه اسم كتاب در اختيار ناشر بوده و از من هم سوالي در اين باره نشده است. در چاپ دوم كتاب با ناشر كه پسر آقاي باقرزاده بود قرار داشتيم، كه ايشان معايب را برطرف كند، اما با وجودي كه ظاهرا به كتاب اهميت مي‌داد و حروف چيني آن با كامپوتر انجام شده ده بار مجبور شدم متن كتاب را بخوانم و هنوز جابه‌جايي و از قلم افتادگي مفصلي دارد. طي چند سال فاصله ميان چاپ اول و دوم، 150 صفحه مطلب جديد به كتاب اضافه شد. در شروع كار اطمينان دادند كه با عوض كردن سايز حروف و صفحه‌بندي، صفحات اضافه شده را در همان ميزان صفحه جاي دهند، كه چنين نشد و مجبور شدند صفحات "فهرست اعلام" را حذف نمايند. و نيز اشتباهاتي در ديگر بخش‌هاي كتاب رخ داد. از جمله زندگي‌نامه اسقف كاتوليك‌هاي ارمني ايران به كلي ناديده گرفته شد و زندگي‌نامه نماينده ارامنه تهران و شمال را نيز نصفه چاپ كردند، حتي يكي از قديمي‌ترين انجمن‌هاي فرهنگي ورزشي را از قلم انداختند. پشت جلد هم كه در اختيار ناشر بود با سه صليب به عنوان نماد مسيحيت تزيين شد، بدون در نظر گرفتن اين كه اين كتاب در مورد مسيحيت نيست. بلكه در مورد ارامنه است، كه داراي فرهنگي غني و تاريخي پر از فراز و نشيب و شخصبت‌هاي فرهنگي تاريخي بسياري هستند و به همين دليل نيز در چاپ اول روي جلد از تصاوير برخي از آن چهره‌ها استفاده شده بود. صليب‌هايي كه به قول ناشر منقش به گل‌هايي هستند كه از كاشي‌هاي شيراز به عاريت گرفته شده با محتواي كتاب چندان رابطه‌اي ندارد، هر چند ارامنه مسيحي هستند و در ضمن اولين دولت مسيحي جهان، اما چيزي كه در اينجا مهم است تاريخ خدمات فرهنگي اجتماعي ارامنه در ايران است، كه مدنظر ما بوده است. "دانشنامه ايزانيان ارمني" كتابي فرهنگي اجتماعي است، نه ديني. متاسفانه كساني كه با كامپيوتر كار ميكردند به قدر كافي با ادبيات آشنايي نداشتند. در غير آن كتابي كه قبلاً چاپ شده نبايد ده بار غلط گيري شود و بعد هم اين همه غلط در آن باشد. مشكل ما كساني هستند كه فقط ياد گرفته‌اند با كامپيوتر چطور مي‌شود كار كرد، ولي به محتواي كار اهميت نمي‌دهند. در آخر مجبورم از ويراستار كتاب جناب آقاي عرفانيان معذرت خواهي نمايم، زيرا در اين كتاب اسمي از ويراستار آن به ميان نيامده است.

- به نظر مي‌رسد مشكل عمده سهل انگاري بوده نه كار كردن با كامپيوتر؟
- بله، سهل انگاري است. به خاطر اينكه برايشان مهم نبوده است. و گر نه كتاب چاپ شده را نبايد آدم ده بار بخواند.

- در عين حال شما تصحيحاتي را انجام داده‌ايد كه در كتاب وارد نشده است. اين مشكل را چگونه توضيح مي‌دهيد؟
- به جز من، كتاب را آقاي عرفانيان و خانم آيدا آذريان هم نگاه كردند و همه سعي ما اين بود كه غلط‌هايي كه در چاپ اول اعمال شده بود را اين جا نداشته باشيم. اما در اينجا مشكلات ديگري پيدا كرديم. كسي كه در نشر هيرمند مسئول چاپ كتاب بود اهميت بايسته و لازم را به كتاب نداده است. تصحيحات انجام گرفته اعمال نشده و دست آخر چيزهاي ضروري حذف شده است. درست است كه يك فهرستي در ابتداي كتاب آمده ولي از نظر خيلي ها "فهرست اعلام" چيز مهمتري است از آنچه در ابتدا به عنوان فهرست مي‌آيد و اين تغييرات را بدون آنكه با من در ميان بگذارند انجام داده اند. و اگر جايي بود كه مي‌توانستم شكايت بكنم و به شكايت رسيدگي مي‌شد اين كار را مي‌كردم. اين ضرري است كه به حيثيت اين كتاب و لامحاله به حيثيت من وارد آمده است. چون بدون اينكه با من مشورت كنند، سرخود كارهايي انجام داده‌اند. مثلاً در مورد عكس‌هاي آخر كتاب، كه هر كدام مال يك نقاش است. هر كدام از اين نقاش‌ها حق دارند بيايند و اعتراض كنند، چرا كه يك رنگ زردي روي همه نقاشي‌ها اعمال شده، حتي اگر با چاپ اول مقايسه مي‌كردند، مي‌بايستي دقت بكنند كه حداقل همان رنگ را حفظ مي‌كردند. براي اينكه در چاپ اول براي آن گراورهاي آخر كتاب كه نقاشي‌ها بود، خودم دو هفته رفتم توي گراورسازي نشستم تا آنها را با رنگ‌هايشان مطابقت دهم و با رنگ اصلي در بياورم. در حالي كه اينجا يك رنگ زرد روي همه را گرفته و انگار نه انگار كه اين نقاشي‌ها هر كدام مربوط به يك نقاش معروف است. و من متاسفم از اين بابت. تمام عكس‌هاي كتاب را دانه دانه جدا كرده و زير آنها نوشتيم. با اين حال بعضي از عكس‌ها جابه‌جا شده است. اين‌ها نشانگر آن است كه مسئول چاپ كتاب از طرف ناشر كم لطفي كرده است. و متاسفانه جايي نيست، كه برويد و از ناشر شكايت بكنيد. و به جز اينكه اعصاب خودتان را داغون بكنيد كار ديگري از دست‌تان بر نمي‌آيد. البته در عين حال بايد بگويم؛ با تمام اين‌ها من هنوز هم فكر مي‌كنم كه بهتر بود كه اين كتاب چاپ بشود تا اينكه چاپ نشود. به خاطر اينكه همان طوري كه گفتم در شش سالي كه مابين چاپ اول و دوم كتاب بوده هيچ كسي چنين كاري را انجام نداد، حتي يك جزوه كوچك به زبان فارسي در نيامد. و به نظر من ما در اين مملكتي كه زندگي مي‌كنم هر چند در مورد خدماتي كه شده به زبان ارمني نوشته‌ها و كتاب‌هايي داريم. ولي براي كساني كه به زبان ارمني آشنايي ندارند چيزي نداشتيم، يعني به زبان رسمي كشور چيزي نداشتيم، چيزي چاپ نشده بود. وقتي كه اين كتاب چاپ مي‌شد من مطمئن بودم كه از هر سو ايراداتي به آن گرفته خواهد شد. اسم فلان كس نيست، اسم فلاني را اين جور مي‌بايست مي‌نوشتند و غيرو. ولي هيچ كس نيامد در اين مدت كمكي بكند، يا بگويد كه اين كار را مي‌شود به اين صورت انجام داد. اتفاقاً در شماره اخير "مجله پيمان" وقتي كتاب را بررسي كرده‌‌اند، پيشنهاد هم داده‌اند كه از همين امروز شروع كنيم و تشكيلاتي را درست كنيم كه بتوانيم به اين امر كمك كنيم، يعني بتوانيم يك چيز كامل‌تر در بياوريم. من تلفني به سردبير مجله گفتم كه پيشنهاد بسيار خوبي است. در همين شماره نشريه‌تان اعلام كنيد، من هم با اين كتاب در كنار شما هستم، حال ببينيم آيا واقعاً اعمال خواهد شد، يا صرفاً تعارف است. و كتاب هم اگر نقد جدي بشود بهتر است. مثلاً همين ايرادهايي هم كه من گفتم حتي در آن نقد نيامده است. اما پيشنهاد مي‌كنند كه بياييد فلان كار را بكنبم، بياييد شروع كنيم از امروز يك كار را آماده كنيم كه كاملتر باشد، ولي كو. اگر واقعا چنين چيزي باشد جاي بسي خوشبختي است. براي اينكه ما واقعاً به آن احتياج داريم. خيلي بيشتر از آنچه كه در اين كتاب آمده ارامنه به كشور خدمت كرده‌اند، ولي خب جايش خالي است.

- چه كساني را در اين بين شما مسئول مي‌دانيد؟ چه كساني بايد در اين راه همتي به خرج دهند؟
- به نظر من سه خليفه‌گري ما به هر حال مسئوليت دارند. وقتي قرار بود چنين كتابي به چاپ برسد، مي‌بايست هر كدامشان به هر جهت يا تماس مي‌گرفتند يا پيشنهاد مي‌كردند كه بله، ما مي‌توانيم كمك كنيم، يا بياييد اين كتابي را كه هست را تكميل بكنيد.

- هيچكدام از خليفه‌گري‌ها، قبل يا بعد از چاپ، از اين كتاب حمايت يا آن را تأييد كرده‌اند؟
- خليفه‌گري آذربايجان به رهبري مرحوم خليفه "نشان توپوزيان" از همان ابتداي كار بيشترين حمايت را از كتاب كرد. ولي دو خليفه‌گري تهران و اصفهان نقشي بر عهده نگرفتند. وقتي از خليفه سبوه سركسيان خواستم كه چيزي براي نشر در چاپ دوم كتاب بنويسند، گفتند: "من هميشه آرزو داشتم كه چنين كتابي به چاپ برسد". با اين حال به نظر مي‌رسيد كه ايشان اصلاً خبر نداشتند، كه شش سال پيش چنين كتابي به چاپ رسيده است. ايشان مطلبي نوشتند و كتاب هم چاپ شد. ولي ديگر صحبتي در مورد كتاب نشد. نپرسيدند كه ايرادات چه بوده، كسي كمكتان كرده يا نه و غيرو. ولي پيشنهاد ديگري نبود. و تا آنجايي كه من مي‌دانم نه كسي با من تماس گرفته و نه حتي بار اول وقتي كه كتاب از طرف گفت‌وگوي تمدن‌ها چاپ شد، چيزي به آنجا گفته شده و نه نامه‌اي فرستاده شده است و تقريباً ناديده گرفته شد. منتهي قرقرهاي همه جانبه‌اي از اين طرف و آن طرف مي‌شنيدم... و اگر همت سفيرمان در ارمنستان آقاي سقائيان نبود، احتمالاً وزارت ارشاد هم مجوز چاپ را نمي‌داد، چرا كه وقتي بار اول براي تجديد چاپ مراجعه كردم، جواب رد دادند. و پس از آن بود كه ايشان نامه‌نگاري كردند، و توضيح دادند كه اين يك كتاب مرجع و براي ما مهم است، و به هر حال با چاپ آن موافقت شد.

- علت اين قرقرها چه بود؟
- خب، من فكر مي‌كنم كه علت اصلي قرقرها اين بود كه من يك آدم مستقلي بودم و به هيچ دار و دسته‌اي وابسته نبودم. شايد اگر به دار و دسته‌اي وابسته بودم اين قرقرها به شكل ديگري در مي‌آمد. البته به هر حال كار مرجع در آوردن كار آساني نيست.

- شايد تا حدي "قرقركننده‌ها" حق داشته باشند، چرا كه با اين كتاب برخورد آكادميك نشده است. چاپ كتابي در اين مقياس، با توجه به اهميت خاصي كه آن دارد، خواه ناخواه برخورد علمي‌تري را مي‌طلبد. اما چنين به نظر مي‌آيد كه اين نوع برخورد در اينجا اعمال نشده است.
- ببينيد، وقتي ما كار را شروع كرديم، آن قسمت به قسمت به گفت‌وگوي تمدن‌ها سپرده مي‌شد. و آن‌ها نظرشان را مي‌دادند. شايد آن طور كه شما مي‌گوييد بايد برخورد علمي‌تري با مسئله مي‌شد. يعني اين كه لااقل اظهار نظر مي‌كردند كه منظور ما اين است، يا اين كه بهتر است كه اين جور باشد يا آن جور باشد.

- اصلاً چنين هياتي وجود داشت كه اظهار نظري هم بكند؟
- به هر جهت يك كساني مسئول اين بودند كه كتاب‌هايي كه قرار بود در آنجا چاپ شود را بررسي بكنند. و آن طور نبود كه هر چه جمع مي‌شد را چاپ بكنيم، و يك سري قواعدي را رعايت مي‌كرديم. هر اسمي كه وارد مي‌شد را كلي در موردش بگو مگو مي‌كرديم. مثلاً از چهره‌هاي جوان كمتر نام به ميان مي‌آورديم، مگر اينكه جايزه‌اي گرفته يا به نوعي كارشان قابل مطرح شدن بوده باشد. و معمولاً پس از تصويب اكثريت نام چهره‌ها انتخاب مي‌شد. اما حق اين بود كه در گفت‌وگوي تمدن‌ها بررسي بيشتري مي‌كردند و از اين بابت به ما كمك مي‌كردند.

- در حقيقت صحبت سر همين است. من در خانه‌ام كتاب دارم، اما كتابدار نيستم. كتابداري يك علم است. در مورد كتاب شما هم بحث در اين است. وقتي زندگي‌نامه كسي نوشته مي‌‌شود بايد يك سري اصول رعايت شود. شما اين اصول را رعايت مي‌كرديد يا نه؟
- سعي خودمان را مي‌كرديم. براي اينكه يك نفر و دو نفر نبوديم. به جز هيئت ما، بودند كساني كه مي‌آمدند و به ما كمك مي‌كردند.

- در بين شما بودند كساني كه حالا نه در حد استاد، لااقل تا حدودي وارد باشند و با اصول كار آشنا باشند؟ و نگاه آكادميك به اين كار داشته باشند؟
- ما واقعاً سعي كرديم تا حدي كه ممكن است كارمان اصولي و صحيح باشد. مثلاً در مورد آرشيتكت‌ها از انجمن مهندسان كمك گرفتيم، در مورد پزشكان از مرحوم دكتر نرسسيان و انجمن پزشكان كمك گرفتيم. زندگي‌نامه روحانيون را از كليسا و نيز از خودشان گرفتيم. اما اينكه بگويم در هيات ما كسي در حد آكادميسين بود، نه، شك دارم.

- مي‌دانيد چه تيراژي از چاپ دوم به فروش رفته؟
- نه نمي‌دانم، چون بر سر همين مسايل هم با ناشر هيچ رابطه‌اي ندارم.

- شما در تعيين قيمت كتاب نقشي داشتهايد؟
- خير، به هيچ عنوان. به نظر من قيمت كتاب گران است. ما چاپ اول را پنج هزار تومان ميفروختيم. ولي قيمت آن الان پنج برابر شده، كه ميتواند دليلي باشد براي استقبال كمتر از آن. درست است كه كتاب گران شده ولي 25 هزار تومان براي چنين كتابي قيمت بالايي است. به خصوص براي جوانان و دانشجويان كه مد نظر من بودهاند.

- كلام آخر...
- همانطور كه گفتم؛ با اين كتاب با سكوت برخورد شده است. در حالي كه در مواجهه با كتاب‌هايي خيلي كم اهميت مي‌بينيم كه خيلي شاخ و برگ داده مي‌شود، خيلي راحت بزرگ‌نمايي مي‌شود.
من البته انتظارش را هم داشتم كه چنين باشد و فكر مي‌كنم دليلش اين است كه من به دار و دسته خاصي وابسته نيستم. و البته خوشحالم از اينكه وابسته نيستم. به خاطر همين هم مي‌بينيد كه در اين كتاب هم آدم‌هايي كه داراي تفكرات چپ‌گرا بوده‌اند و هم كساني كه عضو حزب داشناك و افراط‌گرا بوده‌اند و هم چهره‌هاي مستقل كه به طور كلي در حيطه‌هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و غيرو فعاليت كرده‌اند حضور دارند. ولي به هر حال با كتاب نمي‌بايست اين طور برخورد مي‌شد. من به آنچه مي‌گويم اعتقاد دارم، چون كه مي‌بينم روي مسايل ديگر هم چيزهايي بزرگ‌نمايي مي‌شود كه مربوط به يك دار و دسته خاص است. و من هم اهميت نمي‌دهم به اين قضيه. به نظر من در اين جا كار مهم است. كار بايد انجام شود. انتظار هم داشتم كه همه جور حرفي بشنوم. و باز با توجه به تمام اين تفاصيل فكر مي‌كنم كار مهمي انجام شده است.

بازي چندگانه تركيه در روايط با اسراييل

بعد از حمله كماندوهاي اسراييلي به كشتي‌هاي كمك‌رسان عازم غزه موسوم به "ناوگان آزادي" و كشته شدن چند سرنشين ترك اين كشتي‌ها موجي از تنفر و احساسات ضد اسراييلي در بسياري از كشورها و از آن جمله تركيه به راه افتاد. مردم اين كشورها ضمن محكوم كردن اين اقدام جنايت كارانه خواستار برخورد مجامع بين‌المللي با اين عمل ضد بشري اسراييلي‌ها شدند. اين حركت آنچنان تاثربرانگيز بود كه محكوميت بسياري از دول اروپايي را نيز در پي داشت. اما بررسي واكنش‌هاي مقامات تركيه به اين مسئله حائز اهميت بسياري است. اينكه چگونه كشوري كه در ميان دول اسلامي بهترين و استراتژيك‌ترين روابط را با اسراييل داشت به ناگاه به حامي فلسطيني‌ها و دشمن اسراييليان بدل گشت! جالب اينكه تركيه به عنوان اولين كشور اسلامي كه رژيم تل آويو را به رسميت شناخته و عاقد قراردادهاي امنيتي-نظامي با آن به دوست و متحد اين رژيم بدل گشته و حتي آسمان كشورش را براي انجام مانورهاي جنگنده‌هاي اين رژيم در اختيار آن گذشته تا خلبانان اسراييلي چگونگي حمله به كشورهاي عربي و اسلامي را فرا گيرند آنچنان انقلابي و طرفدار حقوق فلسطيني ها گرديد كه در چشم اعراب منطقه به حامي بي غل و غش حقوق مسلمانان و اعراب رنجديده تبديل گرديد، (!) تا آن حد كه اندك زماني بعد از حمله به كشتي‌ها، 43 درصد فلسيطيني‌ها تركيه را اولين حامي خود در ميان كشورهاي اسلامي دانستند.(!) پر واضح است، كه آنچه سبب به راه افتادن "كاروان آزادي" گرديد نمي تواند به خودي خود ثمره و نمودي از قليان احساسات مذهبي و انساني مردم تركيه در قبال رنج مردم غزه باشد، زيرا مسئله غزه نه به امروز مربوط مي‌شود و نه اتفاق خاصي قبل از اعزام اين كشتي‌ها به وقوع پيوسته بود كه اگر چنين بود فبلاً فرصت‌ها و شرايط بس بهتر و مناسب‌تري براي گسيل چنين كاروان‌هايي فراهم گشته بود. پس چه شد كه به ناگاه حكام آنكارا به ياد مصائب و رنج‌هاي مردم غزه افتادند؟ و شعارهايي در حمايت از غزه و محكوميت اسراييل سردادند؟ براي پاسخ به اين پرسش‌ها بايد به چند واقعيت مهم توجه داشت، واقعيت‌هايي كه نمي‌توان از كنار آن با چشم پوشي و به سادگي گذشت. همانطور كه گفته شد؛ تركيه اولين كشور مسلماني است كه تاسيس كشوري به نام اسراييل را به رسميت شناخته و با آن روابط سياسي رسمي برقرار كرد. اين كشوردر طول دهه‌هاي متوالي تاكنون بهترين روابط سياسي، اقتصادي و از همه مهمتر امنيتي و نظامي را با اسراييل داشته است. اين دو كشور متحدان اصلي و استراتژيك آمريكا در منطقه محسوب مي‌شوند، متحداني كه آمريكا در كنار اعطاي كمك‌هاي ميلياردي مالي و نظامي به آنان، تسليحات اتمي خود را در پايگاهاي نظامي اين كشورها انبار و كانون‌هاي جاسوسي خود را در آنها برقرار نموده است. دهه‌هاي متوالي سياست آمريكا در منطقه خصوصاً در خاورميانه با محوريت هم‌پيماني و همكاري امنيتي-نظامي اين دو كشور رقم خورده است. هم اينك نظاميان ترك مشاركت فعالي در برنامه‌هاي ناتو و از آن جمله حضور در افغانستان دارند. در طول دهه‌هاي اخير به ويژه چند سال اخير قراردادهاي نظامي و تسليحاتي چند ميليارد دلاري ميان تل آويو و آنكارا به امضاء رسيده است. به كمك اسراييل كيفيت تسليحات ارتش تركيه ارتقا يافته و جنگ‌افزارها و تكنولوژي‌هاي نوين نظامي در اختيار تركيه قرار مي گيرد. سفر اخير يك هيات بلندپايه نظامي ترك به تل‌آويو و حضور در يك پايگاه نظامي براي تحويل گرفتن چند هواپيماي جاسوسي پيشرفته بدون سرنشين از اسراييل گواه اين مسئله است. همكاري‌هاي اطلاعاتي براي رصد فعاليت‌هاي سازمان‌هاي كرد و ارمني و آموزش افسران ترك براي مقابله با آنان همچنان ادامه دارد و اين در حالي است كه سازمان يهودي "هاياز" سال‌هاست كه به درخواست تركيه به شكل نهان و آشكار سازماندهي مهاجرت ارمنيان از ايران و كشورهاي همجوار را بر عهده گرفته است. "هاياز" با مهاجرت دادن ارمنيان به آمريكا نهايتاً پروسه اضمحلال هويت ملي آنان در يك فرآيند زماني نسبتاً كوتاه را مد نظر دارد.
آنچه گفته شد تنها شمه‌اي از همكاري و وابستگي‌هاي استراتژيك سه راس مثلث آمريكا، تركيه و اسراييل بود. اتحاد و همكاري ميان آنان ضامن پايداري و موفقيت سياست‌ها و برنامه‌هاي بلند مدت واشنگتن در منطقه و نيز نگاه آنكارا به غرب و به عبارت ديگر اروپايي شدن اين كشوراست. اسراييل نيز نيك مي‌داند كه عدم پشتيباني آمريكا از اين كشور در كنار از دست دادن هم‌پيمان مهم منطقه‌اي همچون تركيه چه عواقب دردناكي براي آن كشور به بار خواهد آورد. لذا هر گونه تغيير مواضع و نگرش در سه راس اين مثلث مي‌تواند معادلات و مناسبات بسياري را در منطقه تغيير دهد كه مطمئناً تاثيرات و لطمات جبران‌ناپذيري هم براي سياست‌هاي منطقه‌اي و هم بين‌المللي اين كشورها در پي خواهد داشت.
علي‌رغم وجود وحدت نظر و اشتراكات منافع ميان اين سه متحد در خصوص بسياري از مسائل و تحولات منطقه‌اي و بين‌المللي اين احتمال همواره وجود دارد كه هر يك از آنان در برهه‌اي خاص به لحاظ پديدار شدن معادلات و موقعيت‌هاي ويژه سياسي خارجي و نيز كشمكش‌ها و رقابت‌هاي حزبي داخلي ناگزير تصميمات و موضع گيري‌هايي اتخاذ كنند كه آنقدرها هم باب ميل ديگر هم‌پيمانان نباشد.
از سويي تركيه ساليان درازي است كه روياي عضويت در اتحاديه اروپا را در سر مي‌پروراند و علي‌رغم انجام اصلاحات فراوان در ساختارهاي حقوقي و سياسي، اروپائيان با آگاهي از ساختارهاي اجتماعي تركيه و نگران از معيارهاي سنتي حاكم بر اكثريت جامعه اين كشور، هيچ تمايلي براي عضويت اين كشور نشان نمي‌دهند. شايد اين مسئله به همراه موفقيت نسبي حزب حاكم "عدالت و توسعه" در عرصه اقتصادي و نيز ناسيوناليسم قدرتمند، حكام اين كشور را بر آن داشته است تا با اتخاذ سياستي جديد اقداماني براي تحميل خود به اروپائيان در پيش بگيرد. بازي با برگ‌هايي چون ايران و غزه در حقيقت به منظور اعمال فشار بيشتر به غرب و اثبات لياقت و توانايي تركيه براي ورود به اين كلوب اروپايي صورت مي‌گيرد.
به دست گيري رهبري جهان اسلام، نشان دادن چهره‌اي مترقي، مدرن و در عين حال مذهبي از نوع تركيه اي، منزوي ساختن رقباي منطقه اي و در وهله اول ايران و عربستان و گرفتن ابنكار عمل از ايشان از ديگر اهداف آنكارا مي باشد.
در حالي كه طي دهه‌هاي متوالي كشورهايي نظير ايران و سوريه براي حمايت از ملت فلسطين هزينه‌هاي مادي، معنوي و سياسي بسياري را متحمل شده‌اند به ناگاه آنكارا با تقبل حداقل هزينه ضمن ورود به عرصه منطقه‌اي و جهاني "ناجي فلسطينيان" مي‌شود.! و به دنيال آن مردم رنجديده غزه و جهان عرب نا اميد از عملكرد رهبران نابخردشان نگاهشان را به سمت آنكارا معطوف مي‌دارند تا شايد "قهرمانان" آن به دادشان برسند و آنان را از شر دشمن صهيونيستي رها سازند.!
آنكارا با نشان دادن اعتبار بين‌المللي و نيز به نمايش گذاشتن چهره‌اي مقبول‌ و متعادل‌ از خود درعرصه سياست، يك روز سخن از عادي‌سازي روابط با همه همسايگان و از جمله با ارمنستان به ميان مي‌آورد و حتي پروتكل عادي‌سازي روابط با آن را به امضا مي‌رساند، ( به دليل زياده‌خواهي آنكارا روند آن متوقف شده است) و چندي بعد سران تركيه راهي مسكو شده كشور متبوعشان را دالان گذر لوله‌هاي نفت و گاز آسياي ميانه و روسيه به اروپا معرفي مي‌كنند و قراردادهاي چند ده ميلياردي اقتصادي و نفتي با روسيه به امضا ‌رسانده، از روسيه به عنوان هم‌پيمان استراتژيك خود ياد مي‌كنند، و فرداي آن روز به عنوان ميانجي راهي تهران مي‌شوند و سخن از حقوق حقه هسته‌اي ايران سر مي‌دهند و هفته‌ي بعد بر لزوم مشاركت خود در روند مذاكرات صلح قراباغ سخن سرايي مي‌كنند و روياي حضور نظاميان‌شان به عنوان حافظان صلح (!) در اين منطقه را در سر مي‌پروانند.
پر واضح است كه تركيه تلاش مي‌كند با ايفاي نقش فعال در تحولات منطقه‌اي ضمن كنار نهادن و منزوي ساختن رقباي تاريخي و از آن جمله جمهوري اسلامي ايران، به مثابه يك ابرقدرت منطقه‌اي نقش مهم و تعيين كننده‌اي در معادلات منطقه ايفا نمايد، قدرتي كه اروپا ناچار خواهد بود توجه و ارادت بيشتري به آن مبذول دارد.
در كنار كسب موقعيت برتر سياسي، آنكارا از هم اينك كيسه‌اي بزرگ براي پر كردن از خوان نعمت سفره گسترده و رنگارنگ كشورهاي عربي درعرصه رروابط اقتصادي با آنان دوخته است. چرا كه بسياري از كشورهاي عربي در پي وقايع اخير درهاي بازارهاي خود را براي ورود ترك‌ها گشوده‌اند و آمادگي خود را براي همكاري در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي با اين كشور اعلام كرده‌اند.
تركها نيك مي‌دانند كه سود سياسي مقدمه سود اقتصادي است و لذا براي نيل به آن لازم است تا حداكثر برد سياسي ممكن را محقق سازند تا بتوانند ثمره اقتصادي آن را در حد كمال به چنگ آورند.
از سوي ديگر اروپا، آمريكا و اسراييل نگران از گسترش و نفوذ ايدئولوژي و جريانات مذهبي راديكال اين آمادگي را دارند كه از اقداماتي كه بتواند از رشد اين جريانات جلوگيري نمايد حمايت به عمل آورند و شايد در شرايط حاضر اسلام تركيه اي اردوغان انتخابي مناسب براي آنان به شمار رود.
دولتمردان تركيه البته به خوبي واقفند كه تهيج احساسات، باورها و اعتقادات مذهبي جامعه سنتي كشور واستفاده از آن در طرح شعارهايي عليه اسراييل مي‌تواند همچون شمشيري دو لبه خطرات بالقوه‌اي برايشان به همراه داشته باشد. به عبارت ديگر وجود چنين فضايي تا زماني كه دولت اردوغان كنترل كافي بر آن داشته واين جريانات باب ميل اهداف و در مسير سناريوهاي آنان حركت كند قابل تحمل بوده و مي‌تواند برايشان سودمند باشد اما در صورتي كه از كنترل خارج گردد خطرات عديده‌اي براي دولت اردوغان به همراه خواهد داشت. به كلامي ديگر اسراييل دشمن فلسطينيان و مسلمانان است، البته تا زماني كه دولت (اردوغان) بخواهد و بگويد، اما بعد از كسب امتيازات سياسي و جداي از اوضاع عزه و مردم فلسطين، همچون گذشته اسراييل به دوست و هم‌پيمان و متحد نزديك تركيه بدل خواهد گشت.
با علم به اين مهم و نيز كنترل و كاستن تنش، دولت اردوغان از پيشنهاد انجام ملاقات‌هاي پنهاني با اسراييل استقبال نمود. اين درخواست از سوي واشنگتن در حاشيه كنفرانس گروه 20 كه چندي پيش در "تورنتو" كانادا برگزار شد، مطرح گرديد. احتمالاً به توصيه آمريكا "بن اليازر"، وزير بازرگاني و صنايع اسراييل كه دوست ترك‌ها محسوب مي‌شود به جاي "ليبرمان"، وزيرامورخارجه ماموريت يافت تا با ترك‌ها به گفتگو بنشيند.
براي جلوگيري از واكنش و خشم افكار عمومي تركيه و مردم عرب و نيز جلوگيري از تضعيف مواضع سياسي حزب "عدالت و توسعه" اين گفتگوها به صورت مخفيانه چندين دور در پايتخت‌هاي اروپايي برگزار گرديد، كه آخرين دور آن در هتلي در "بروكسل"، پايتخت بلژيك انجام پذيرفت.
در موازات اين ديدارهاي مخفيانه رجب طيب اردوغان در گفتگو با شبكه "بي بي اس" اعلام كرد كه "تركيه همچنان دوست اسراييل است و با وجود خروج سفير تركيه از اسراييل و لغو چندين مانور مشترك نظامي و ممنوعيت استفاده از حريم هوايي تركيه براي هواپيماهاي نظامي آن كشور، تركيه همچنان يك دوست براي اسراييل باقي خواهد ماند".
اين سخنان اردوغان حكايت از آن دارد كه بر خلاف ظاهر رفتار، دولت اردوغان در باطن هيچ تمايلي براي قطع و يا حتي تجديد نظر روابطش با تل‌آويو ندارد و آنچه از سوي مقامات ترك در ضديت با اسراييل بيان مي‌گردد صرفاً مصرف تبليغاتي دارد و لاغير. حكام تركيه با طرح شعارهاي عوام فريبانه درحقيقت تلاش مي‌كنند تا ضمن فراهم آوردن فضايي مناسب براي گسترش نفوذ سياسي و اقتصادي در كشورهاي عربي و ايران، خود را رهبر و علمدار مبارزات آزاديخواهانه مسلمانان جهان معرفي نمايد.
افزون براين، با توجه به جو انتخاباتي حاكم بر تركيه، كسب موقعيت برتر سياسي در اين رقابت‌ها بسيار مهم است. در ماه سپتامبر (شهريور) حكومت اردوغان بايد برنده يك همه پرسي شود كه براي آنها حائز اهميت است و اين در حالي است كه سال آينده انتخابات مجلس پيش رو بوده و حتي برگزاري انتخابات پيش از موعد نيز بسيار محتمل به نظر مي‌رسد.
با ارزيابي رويدادهاي چند ماه اخيرمي‌توان به صراحت گفت تا بدين‌جا تركيه برنده اين بازي بوده و اسراييل شكست خورده آن. اما چند سئوال مهم مطرح است، اين بازي تا كي و نا به كجا ادامه خواهد يافت؟ آيا اردوغان خواهد توانست تمام حاشيه‌ها و احتمالات اين بازي را پيش‌بيني و مديريت كند؟ و آيا چتر خدعه و نيرنگ سياست‌بازان آنكارا همچنان بر سر منطقه باز خواهد ماند؟ گذشت زمان به اين سوالات پاسخ خواهد داد.
ساريان

جبهه توريست ها در بروكسل

به گزارش سايت GUNAZ.TV جمهوري آذربايجان، برخي از ‌سازمان‌ها و نهادهاي سياسي اين كشور روزهاي 12 و 13 ژوئن (23-22 خرداد) در بلژيك گردهم آمده و با تشكيل جبهه‌اي به نام "جبهه ملي آزادسازي جنوب آذربايجان"(!) متفق‌القول شدند تا تلاش‌هاي خود را براي به اصطلاح جداسازي و الحاق استان‌هاي شمالي ايران و به ‌ويژه مناطق آذري‌نشين هم مرز با جمهوري آذربايجان افزايش دهند.
در اين نشست كه در بروكسل، مركز اتحاديه اروپا برگزار گرديد، "اسد تقي‌اف" به عنوان رييس جبهه و "الدار قراداگلي" و "نادر تاريك" به عنوان جانشينان‌ وي انتخاب شدند.
در گزارش سايت "آران نيوز" در باره اين خبر آمده است كه نهادهاي سياسي آذربايجان به دنبال تشويق مردم اين مناطق براي مخالفت و مبارزه عليه دولت مركزي جمهوري اسلامي ايران هستند.
ملي‌گراهاي آذربايجاني با ترسيم نقشه‌اي به عنوان نقشه آذربايجان بزرگ برخي از استان‌هاي ايران مثل آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و ... را به كشور خود الحاق كرده و گفته‌اند كه براي نجات اين مناطق مبارزه خواهند كرد.
شايان ذكر است؛ در كتاب‌هاي درسي مدارس جمهوري آ ذربايجان نسبت به 9 استان ايران ادعاي ارضي شده و حتي مازندران و گيلان نيز جزو قلمرو آن كشور به حساب آمده‌اند.
با توجه به تحركان مشكوك دولت باكو در تحريف تاريخ، حدود آذربايجان و اران و شروان، هم اكنون شاهد گسترش تبليغات منفي عليه ايرانيان و چاپ كتاب‌هاي رسمي و غير رسمي عليه تماميت ارضي ايران هستيم. پس از فروپاشي شوروي و استقلال سرزمين آران با نام جمهوري آذربايجان، جريانات ضد ايراني به رهبري شخصي به نام "ابو الفضل ايلچي‌بيگ"، كه بعدها قدرت را در اين جمهوري به دست گرفت بار دگر جريان ايران ستيزي در آن سامان شتابي تازه گرفت.
در كتاب‌هاي درسي جمهوري آذربايجان، ادعا شده است، پانصد سال پيش كشوري به نام آذربايجان(!) وجود داشته كه اردبيل و تبريز هم جزو آن بوده‌اند(!) و ايرانيان از زمان كوروش (كبير) به اين سرزمين تجاوز مي‌كرده‌اند(!) در اين كتاب‌ها مزدك، كمونيست دانسته شده و از ازدواج با محارم به عنوان يك سنت بابكي، دفاع شده است. همچنين از دوره چنگيز و تيمور به عنوان دوران طلايي تاريخ ياد شده است.(!)
در كتاب‌هاي درسي "هنر" جمهوري آذربايجان، همه هنر ايران، آذري فرض و تعريف شده و حتي شاعران پارسي گويي چون خاقاني و نظامي گنجوي و خواجه نصيرالدين طوسي نيز ترك تبار دانسته شده‌اند.(!)

دريافت جايزه

"نديم شنر" روزنامه‌نگار نشريه "مليت" و از نويسندگان نام آشناي عرصه آزادي قلم و بيان و حقوق بشر تركيه، عنوان "قهرمان آزادي مطبوعات جهان" انستيتوي بين المللي هحه را به خود اختصاص داده و جايزه ويژه آن را دريافت نمود. به نوشته روزنامه حريت چاپ تركيه، "شنر" اين جايزه را به خاطر شجاعتي كه در نوشتن كتاب "قتل هراند دينك و دروغ‌هاي سرويس‌هاي اطلاعاتي" به خرج داده دريافت كرده است. در اين كتاب نديم شنر بخش‌هايي از حقايق پشت پرده قتل هراند دينك سردبير نشريه ارمني "آگوس" را بر ملا كرده بود. اين نويسنده سال پيش نيز به خاطر چاپ اين كتاب جايزه ويژه "مطبوعات آزاد" كه به مبارزان راه آزادي قلم و بيان و نيز حقوق بشر در تركيه اعطا مي‌شود را كسب كرده بود. در اين كتاب شنر به احمال‌كاري‌هاي نيروهاي امنيتي در انجام وظيفه و نيز حمايت و عدم جلوگيري از قتل هراند دينك اشاره كرده است. اندك زماني بعد در واكنش به چاپ اين كتاب نيروهاي امنيتي تركيه شكايتي را عليه شنر تنظيم و به دادگاه تسليم نمودند. هرچند دادگاه در 4 ژوئن (14 خرداد) سال‌جاري نهايتاً بخشي از اتهامات وارد شده به اين نويسنده را رد كرد، اما در آيند‌ه‌اي نزديك اين دادگاه بار ديگر تشكيل جلسه خواهد داد تا به تعداد ديگري از اتهامات وارده عليه اين آزادانديش ترك رسيدگي كند. در صورت اثبات اين اتهامات حبسي چند ساله در انتظار اين نويسنده خواهد بود.

بايكال: سازمان اطلاعات تركيه در اعزام "كاروان آزادي دست داشت.

رهبر سابق حزب جمهوريخواه خلق تركيه كه به دليل برملا شدن فساد اخلاقي مجبور به كناره گيري از رهبري حزب متبوعش گرديد، گفته است كه در برنامه‌ريزي كاروان كشتي‌هاي اعزام شده به غزه سازمان اطلاعات تركيه موسوم به "ميت" دست داشته است. بايكال اين سخنان را در جريان يك برنامه تلويزيوني از كانال "استار" آن كشور پخش مي‌شد بيان كرد. وي افزود، كه حساسيت نشان دادن مردم تركيه به واقعه حمله به كاروان غزه قابل احترام است، ولي دخالت دولت اردوغان در تدارك اين كاروان را صحيح نمي‌داند، چون‌كه در برنامه‌ريزي كاروان غزه ميت هم دست داشته و حتي برخي از نمايندگان مجلس نيز در اين امر دخالت كرده و لذا مسئول وقايع پيش آمده هستند. بايكال تاكيد كرد كه "فتح الله گولن" يكي از رهبران جماعت نورچي تركيه نيز به همين دليل در انتقاد از اين اقدام سخن گفته است. به گفته گولن دولت تركيه مي بايست پيش از عزيمت اين كشتي ها از اسرائيل كسب مجوز مي‌كرد.

پيوند ديرينه

"ادوارد نالبانديان"، وزير امور خارجه ارمنستان در مصاحبه با نشريه روسي "نزاويسميا گازتا" با اشاره به روابط ارمنستان با همسايگانش گفت: ايروان اهميت ويژه‌اي براي روابط خود خصوصاً با كشورهايي كه روابط دوستانه و همكاري‌هاي اقتصادي با آنان دارد، قائل است.
وزير امور خارجه ارمنستان درباره روابط با ايران گفت: "تاريخ مشترك و روابط دوستانه ديرينه ميان دو كشور، ارمنستان را به ايران پيوند مي‌دهد. دو كشور طرح‌هاي مشترك خوبي خصوصاً در عرصه انرژي در حال اجرا دارند. همچنين طرح‌هاي اقتصادي جديد در دستور كار همكاري‌هاي مشترك قرار گرفته است". وي در بخش ديگري از مصاحبه خود با اشاره به موضوع هسته‌اي ايران گفت: "ما با دقت تحولات مربوط به موضوع هسته‌اي ايران را پي مي‌گيريم به عقيده ما تمامي مسائل و موارد مورد اختلاف در اين خصوص بايد از طريق گفت‌وگو حل و فصل گردد. ما اميدواريم كه با تلاش‌هاي ايران و سازمان‌ها و افكار عمومي بين‌المللي، امكان پيدا كردن راه حلي منطقي كه مورد پذيرش همه طرفين باشد، فراهم گردد".

استاندار اردبيل: " ترك زبان بودن با ترك تبار بودن و ترك نژاد بودن متفاوت است".

استاندار اردبيل گفت: آغاز نهضتي علمي براي مقابله با تافته‌هاي دروغين درباره تاريخ منطقه قفقاز ضروري است. به گزارش روابط عمومي استانداري اردبيل، منصور حقيقت پور در ديدار با جمعي از قفقازشناسان آذربايجان شرقي كه در تاريخ 29 خرداد ماه (29 ژوئن) در استانداري اردبيل صورت گرفت، گفت: "ادعاهايي كه روسها در طول ساليان متمادي درباره تاريخ قفقاز طراحي كرده‌اند واقعيت نداشته و براي زدودن تحريفات صورت گرفته در اين ‌باره بايد تلاش‌هاي علمي آغاز شود". وي با بيان اين كه امروز برخي كشورهاي بيگانه با استناد به جعليات و تحريفات انجام شده در تاريخ قفقاز، افكار عمومي را در اين منطقه حساس، مهندسي كرده و به سمت اهداف خود سوق مي‌دهند، اظهار داشت: "برخي هم صدايي‌هايي آگاهانه و ناآگاهانه در داخل كشور ما با مستندات تاريخي و بسيج كردن افكار عمومي منطقه قفقاز عليه اينگونه تحريفات خنثي شدني است".
استاندار اردبيل با اشاره به اين كه اقدامات علمي و آكادميك ما در مقابل سياست‌هاي توسعه‌طلبانه بيگانگان مي‌تواند طرف‌هاي مقابل را آسيب‌پذير و خلع سلاح كند، گفت: "مقوله قوميت در منطقه در سايه عملكرد صحيح تهديد محور نخواهد بود". وي افزود: "معني هنر مديريت اين است كه با برنامه ريزي دقيق بتوان موضوعاتي را كه به ظاهر تهديد محور هستند به فرصت‌هاي بزرگ و تاريخي براي رشد و توسعه تبديل كرد".
حقيقت‌پور راه‌اندازي مباحث تبارشناسي در حوزه قفقاز جنوبي را مفيد دانست و افزود: "مي‌شود با مستدلات علمي ثابت كرد كه ترك‌زبان بودن با ترك‌تبار بودن و ترك‌نژاد بودن متفاوت است".
وي ضمن انتقاد از برخي محافل فرهنگي و آكادميك كه در خصوص مباحث حوزه قفقاز بسيار منقعل عمل مي‌كنند، اظهار داشت: "امروز جاي فيلمهاي تاريخي، آموزشي و علمي در حوزه قفقاز كه واقعيات را به افكار عمومي معرفي كند خالي است".
استاندار اردبيل نهضت احياي الفباي حوزه قفقاز را از ديگر راه‌هاي اصلاح تاريخ منطقه خواند و با بيان اينكه افزايش ارتباطات فرهنگي و دانشگاهي با كشورهاي حوزه قفقاز جنوبي نبايد ناديده گرفته شود، افزود: "به موجب اسناد تاريخي نام سرزمين بخش شمالي رود ارس كه امروز از آن با نام جمهوري آذربايجان ياد مي‌شود، "آران" بوده است و شهر باكو از قديم الايام به "بادكوبه" يا همان شهر بادگير مشهور بوده و لذا اصلاح نام سرزمين‌ها و شهرهاي منطقه هم از اهميتي خاص برخوردار است".
استاندار اردبيل گفت: "هيچ منبعي تاب مقاومت در مقابل استنادات تاريخي و غناي فرهنگي ايران اسلامي را نخواهد داشت".

افق مشترك

"سرژ سركسيان"، رئيس جمهور ارمنستان كه بنا به دعوت مقامات آلماني در تاريخ 21 ژوئن (31 خرداد) سال‌جاري براي ديداري سه روزه به اين كشور سفر كرده بود در سخنراني كه در موسسه "كونراد آداناور" ايراد نمود با اشاره به آينده طرح‌هاي منطقه‌اي گفت: "من واقفم كه شماري از كساني كه خواهان اجراي تحريم عليه ايران بوده و بدان راي داده‌اند موافق اين موضع‌گيري‌ها و گفته‌هاي من نخواهد بود، اما من اعتقاد راسخ دارم كه رسيدن به راه حل‌هاي منطقه‌اي بدون مشاركت ايران غير ممكن است، و نمي‌توان ايران را به حساب نياورد".
سركسيان در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اين كه براي منطقه ما بسيار اهميت دارد كه ايران را از نگراني و حس "در خطر بودن" برهانيم، گفت: "بدون تحقق اين مهم هيچ راه حلي براي مسائل پيش روي ما در آينده و حتي موضوع هسته‌اي كنوني نمي‌توان متصور بود".
رييس جمهور ارمنستان در ادامه با اشاره به طرح‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي منطقه‌اي گفت: ما در حال فعاليت براي ساخت جاده‌اي با امكان تردد سريع از بنادر گرجستان، گذر از ارمنستان و اتصال به ايران و همچنين در حال آماده سازي طرح اوليه و مقدمات احداث خط آهن ارمنستان به ايران هستيم. تحقق اين طرح‌ها مي‌تواند انقلابي در ترانزيت و حمل و نقل منطقه‌اي ايجاد كند".
سركسيان به كشورهاي اروپايي خصوصا آلمان پيشنهاد كرد در اين طرح‌ها سرمايه‌گذاري نمايند.
وي در بخش ديگري از سخنراني خود با اشاره به تلاش‌هاي صورت گرفته در جهت عادي‌سازي روابط با تركيه گفت: "تركيه از اجراي تعهدات خود شانه خالي كرد. آنكارا نه تنها پروتكل‌هاي به امضا رسيده ميان دو كشور را به تاييد نرساند، بلكه با بازگشت به مواضع قبل از امضاي پروتكل‌ها، بار ديگر با منطق و زبان پيش‌شرط و تهديد سخن مي‌راند".
وي خطاب به حضار گفت: عملا تًنها مرز بسته در اروپا مرز تركيه با ارمنستان است.
رييس جمهور ارمنستان با اشاره به سياست جديد در پيش گرفته از سوي اردوغان مبني بر "عدم وجود مناقشه با كليه همسايگان"، گفت، اين سياست به ثمر نخواهد رسيد. وي موفقيت يك مجموعه و بسته سياسي راه حل‌ها براي كل منطقه قفقاز جنوبي را غير محتمل دانست و گفت: "گسترش همكاري‌هاي اقتصادي منطقه‌اي باعث آن خواهد شد كه جو اعتماد متقابل براي تجديد نظر در سياست انسداد مرزها و مناقشات موجود منطقه‌اي فراهم گردد".
به عقيده سركسيان براي دوري جستن مردم قفقاز جنوبي از ويراني و نابودي تنها يك راه حل وجود دارد و آن اينكه همسايگان به اين درك برسند كه بايد آينده را در نگريستن به يك "افق مشترك" جستجو كرد. همچنين در ملاقات با صدراعظم و در پاسخ به درخواست آنگلا مركل كه خواهان بهبودي روابط ايروان و آنكارا شده بود، رييس جمهور ارمنستان گفت: اين روند در صورتي مي‌تواند ثمربخش باشد، كه حسن نيت وجود داشته باشد كه ما چنين چيزي را در تركيه مشاهده نكرده‌ايم. سركيسيان افزود: "سياست فعلي تركيه اجازه نمي‌دهد كه در مقطع فعلي روابط ما توسعه يابد.

آنكارا هواپيماهاي جاسوسي از اسراييل دريافت كرد

يك هيات نظامي تركيه‌اي كه عازم تل‌آويو شده بود چهار فروند هواپيماي جاسوسي بدون سرنشين سفارشي تركيه موسوم به "هرون"، را تحويل گرفت.
خبرگزاري آناتولي تركيه در تاريخ 22 ژوئن (1تير) طي خبري اعلام كرد: "هيات نظامي تركيه در پايگاه هوايي اسرائيل واقع در "حيفا"، چهار فروند باقي مانده از هواپيماهاي خريداري شده و قطعات يدكي سفارشي را مورد آزمايش قرار خواهد داد".
اسراييل اسفند ماه گذشته شش فروند از 10 فروند هواپيماي جاسوسي "هرون" را تحويل تركيه داده بود. سفر هيات نظامي تركيه به اسراييل و تحويل گرفته اين هواپيماهاي مدرن همزمان با تشديد اختلاف نظر بين تركيه و اسراييل بر سر تهاجم نظاميان اين كشور به كاروان كشتي‌هاي حامل كمك هاي مردمي به غزه جالب توجه است.
تركيه در سال 2005 ميلادي قراردادي به ارزش 183 ميليون دلار براي خريد 10 فروند هواپيماي جاسوسي بدون خلبان "هرون" با رژيم صهيونيستي امضا كرد. آنكارا اين هواپيماها را براي رهگيري و مبارزه با جنگجويان كرد مخالف دولت خريداري كرده است.

تركيه گاز جمهوري آذربايجان را به نخجوان منتقل مي‌كند

آنكارا پيشنهاد باكو براي انتقال بخشي از صادرات گاز طبيعي جمهوري آذربايجان به جمهوري خودمختار نخجوان از طريق خاك تركيه را پذيرفت.
به دنبال توافق جمهوري آذربايجان و تركيه كه اخيراً قرارداد آن در حاشيه اجلاس سران "كنفرانس تعامل و اعتماد سازي در آسيا" با حضور "الهام علي‌اف" و "رجب طيب اردوغان" توسط وزيران انرژي دو كشور به امضا رسيد، آنكارا پيشنهاد باكو براي انتقال سالانه نيم ميليارد مترمكعب گاز جمهوري آذربايجان به نخجوان را پذيرفت.
روزنامه "خبرترك" در شماره 5 ژوئيه (14 تير) خود طي خبري در اين باره نوشت: "تركيه در انتقال بخشي از گاز وارداتي خود از جمهوري آذربايجان به جمهوري خودمختار نخجوان، هزينه ترانزيت از باكو دريافت نخواهد كرد".
جمهوري آذربايجان چون ارتباط زميني با نخجوان ندارد، براي ارسال سوخت و ديگر كالاها به اين منطقه از قلمرو جمهوري اسلامي ايران و اخيرا نيز از تركيه استفاده مي‌كند. ايران اولين تامين كننده گاز نخجوان است.
به نوشته خبرترك، آنكارا براي دلجويي از باكو كه از تلاش‌هاي تركيه براي عادي‌سازي روابط با ارمنستان ناخرسند است، با گرفتن يك ژست، پيشنهاد جمهوري آذربايجان را براي انتقال گاز به نخجوان پذيرفته است. تركيه از فاز اول گاز منطقه شاه دنيز جمهوري آذربايجان سالانه پنج ميليارد مترمكعب گاز وارد مي كند. براساس قرارداد جديدي كه ماه گذشته در استانبول به امضا رسيد، با راه اندازي فاز دوم شاه دنيز تركيه ميزان گاز وارداتي سالانه خود از اين جمهوري را به بيش از 11 ميليارد مترمكعب افزايش خواهد داد.

كامپييوتر در خدمت فوتبال

به نوشته جرايد اروگوئه " گريگور آتاريان"، كمك مربي تيم ملي فوتبال اين كشور نقش مهمي در موفقيت اين تيم در رقابت‌هاي جام جهاني فوتبال آفريقاي جنوبي داشته است. به نوشته اين جرايد، اين مهندس 27 ساله كامپيوتر كه از ارمنيان اين كشور مي‌باشد به كمك جمعي از دوستانش برنامه كامپيوتري را آماده كرده بود كه به مربي اين تيم كمك مي‌كرد تا حتي در حين بازي با جمع‌بندي نقاط مثبت و منفي بازي اين تيم بهترين تصميمات ممكنه را براي ترميم نقاط ضعف و استفاده از نقاط قوت تيم اتخاذ نمايد.
"واشنگتن تابارز" سرمربي تيم فوتبال اروگوئه تا كنون بارها در جمع خبرنگاران به تاثير گذاري مثبت اين برنامه كامپيوتري و نقش مهم " آتاريان" كمك مربي تيم سخن گفته است.

۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

آيامقامات تركيه با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي ارمنيان موافقت خواهند كرد؟

بالاخره بعد از ماه‌ها كشمكش، استاندار "وان" تركيه اعلام كرد كه مقامات مركزي با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي "سورپ خاچ" (صليب مقدس) معروف به كليساي آختامار موافقت كردند. در اواخر سال گذشته ميلادي روزنامه تركيه‌اي "حريت" به نقل از وزير فرهنگ و جهانگردي آن كشور نوشت: از اين به بعد سالي يك بار در كليساي سورپ خاچ مراسم مذهبي برگزار خواهد شد.
اين كليسا بعد از ده‌ها سال بي‌توجهي در حفاظت از آن در معرض تخريب و نابودي قرار داشت تا بالاخره تحت فشارهاي بين‌المللي مقامات تركيه را ناچار نمود تا دست به كار شوند و اقداماتي را براي مرمت اين ابنيه ارزشمند ارمنيان كه در جزيره اي در درياچه وان تركيه قرار دارد انجام دهند. سرانجام در فروردين سال 1386 مقامات تركيه با راه انداختن تبليغات گسترده و برگزاري مراسمي كه "آتيلا كوچ" وزير وقت جهانگردي تركيه از سخنرانان آن بود رسماً فعاليت‌هاي مرمت و بازسازي اين اثر تاريخي را پايان يافته اعلام نمودند. جالب اينكه كوچ در پايان سخنراني‌اش اداره اين كليسا را به مقامات اداره جهانگردي استان "وان" سپرد تا آنان مقدمات كار براي جلب توريست و بازديد عموم را فراهم آورند.
عدم واگذاري اداره اين كليسا به خليفه‌گري ارمنيان تركيه نشان دهنده برخورد فاشيستي و ضد ارمني مقامات تركيه دارد. اين مقامات براي سرپوش نهادن بر تاريخچه اين كليسا و اصولاً تعلق آن به ارمنيان نه تنها از واگذاري اداره آن به ارمنيان ممانعت به عمل آوردند بلكه حتي اجازه نصب صليب بر بالاي گنبد آن را نيز صادر نكردند كه اين مساله باعث ناخرسندي خليفه گري ارمنيان تركيه و نيز اعتراض شخص جاثليق "گارگين دوم" رهبر كليساي ارمني نيز گرديد.
بعد از اعلام استاندار وان تركيه مبني بر صدور مجوز براي برگزاري مراسم مذهبي در اين كليساي ارمني آن هم براي يكي دو بار در سال، مقامات جهانگردي تركيه ضمن تكذيب آن اعلام كردند كه كليساي آختامار يكي از موزه هاي تحت نظارت اين وزارت خانه است و صرفاً براي بازديد جهانگردان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
اين كشمكش‌ها و اخبار ضد و نقيض، آن چنان بالا گرفت كه حتي "اوزدار اوچري"، نماينده مجلس ملي تركيه از استان وان و حزب "صلح و دموكراسي" را وا داشت تا از شخص وزير جهانگردي كشور درباره آينده برگزاري مراسم مذهبي و نصب صليب بر بالاي گنبد كليسا طرح سوال كند. با اوج گيري اين خبر ها سرانجام مقامات وزارت فرهنگ و جهانگردي تركيه با ژستي عوام فريبانه ضمن موافقت با درخواست استاندار استان وان براي برگزاري مراسم مذهبي از خود چهره‌اي "حامي حقوق اقليت‌ها" به نمايش گذاشتند. هرچند تا كنون اطلاعيه اي رسمي از سوي اين وزارت خانه صادر نگشته است اما "مونير كارا اوغلو" استاندار وان با برقراري تماس تلفني با خليفه‌گري ارمنيان استانبول و گفتگو با اسقف آرام آتاشيان جانشين خليفه ارمنيان تركيه تاريخ 19 سپتامبر (28 شهريور) را براي برگزاري مراسم مذهبي در اين كليسا را پيشنهاد كرد كه با استقبال و خرسندي اسقف آتاشيان همراه بود.
از سوي ديگر در ادامه اين خبر روزنامه تركيه اي حريت در شماره 24 مه طي مطلبي نوشت كه وزير فرهنگ و جهانگردي با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي آختامار و نصب صليب بر گنبد آن موافقت كرده است.
در واكنش به اين خبر جانشين موقت خليفه ارمنيان تركيه اسقف آتاشيان گفت: كه شخص وي و خليفه در مورد نصب صليب هيچ نامه و يا پيام رسمي دريافت نكرده‌اند. اسقف در اين باره گفته است: " متاسفانه وي در خصوص برگزاري مراسم مذهبي و نيز نصب صليب هيچ مجوز رسمي از سوي مقامات ذي صلاح دريافت نكرده است. اطلاعات و اخبار وي در اين خصوص در حد خبر هاي منتشر شده در جرائد است. اخباري كه ما را بسيار خشنود و خوشحال مي كند".
يادآور مي گردد كه در همان سال 2007 (1386) بعد از اعلام خاتمه كار مرمت و بازسازي اين كليسا، اسقف مسروپ موتافيان خليفه ارمنيان تركيه رسماً از مقامات دولتي درخواست كرده بود تا بر بالاي گنبد اين كليسا صليب نصب گردد. وي بدين منظور دستور ساخت صليبي مخصوص را داده و بعد از آماده شدن، آن را براي استاندار "وان" ارسال كرده بود به اميد روزي كه مقامات تركيه با اين درخواست وي موافقت خواهند كرد.
چگونه كليساي "سورپ خاچ" از تخريب كامل نجات يافت در حالي كه حكام تركيه در چند سال اخير آن هم بعد از به راه انداختن تبليغات گسترده يكي دو كليساي ارمنيان را مورد مرمت و بازسازي قرار دادند در همان ايام صدها ابنيه و از آن جمله كليسا هاي ارمنيان در ارمنستان غربي (شرق تركيه) با خاك يكسان كرده اند. تعدادي از اين بناها با ماشين آلات سنگين و انفجار تخريب گشته اند شماري از آنان به محلي براي نگهداري احشام و پادگان هاي نظامي بدل گشته اند و تعدادي نيز "آثار متعلق به اجداد تركان"؟! و ابنيه مسيحيان گرجستان معرفي شدند تا اصولاً حضور ارمنيان در شرق تركيه به كلي نفي گردد. تا سال 1914 يعني يك سال قبل از قتل عام گسترده ارمنيان در تركيه طبق آمار در اين سرزمين 2538 كليساي ارمني فعاليت مي كرد. و اين در حالي بود كه 451 وانك (كليساي جامع) و 2 هزار مدرسه متعلق به ارمنيان فعاليت داشت. بعد از قتل عام ارمنيان در سال 1915 اين مراكز آموزشي و كليسا ها و وانك هاي ارمنيان آماج تاراج و نابودي توده هاي ناآگاه مردم قرارگرفت. در ادامه اين سياست، حكومت مركزي نيز در طول دهه‌هاي متوالي به بهانه‌ها و با توسل روش هاي مختلف كار تخريب اين ابنيه را ادامه داد تا در ادامه قتل عام ارمنيان، نابودي آثار و ابنيه آنان و به عبارت ديگر قتل عام فرهنگي آنان نيز به سرانجام رسد تا "رد ارمنيان" از اين سرزمين ها به صورت تمام و كمال پاك گردد. در حالي كه با به قدرت رسيدن كمال آتاتورك و امضاي معاهده "لوزان" در 23 ژوئيه سال 1923 حكام تازه به قدرت رسيده، متعهد به رعايت حقوق اقليت هاي ساكن كشور از جمله حفاظت از كليساها، وانك‌ها، مدارس، قبرستان ها و ديگر ابنيه متعلق به آنان شده بود اما عملاً آنان سياست قتل عام و نابودي نياكان خود را پي گير هستند. بدين ترتيب عليرغم تعهدات معاهده لوزان، طبق آمار سال 1974 يونسكو، در كل تركيه 931 كليسا و وانك بر جاي مانده است. بد نيست بدانيد كه طبق اسناد ارائه شده از سوي "آيشه هيسور" تاريخدان ترك از سال 1974 تاكنون از اين مجموعه 464 كليسا به صورت كلي نيست و نابود گرديده است و 252 بناي ديگر با بي توجهي كامل به حال خود رها گرديده تا تخريب گردند. اما جالب است بدانيد كه اتفاقات غير منتظره اي باعث نجات كليساي "آختامار" از تخريب كامل و رهايي از سرنوشت ديگر كليسا‌هاي ويران شده ارمنيان گرديد. براي اطلاع خوانندگان از چند و چون اين وقايع گزيده هايي از ترجمه مقاله "حيلمي ياووز" كه در روزنامه "زمان" چاپ استانبول منتشر گرديد به چاپ مي رسانيم. ياووز در مقاله خود مي نويسد:" در سال 1951 از سوي دولت فهرستي از كليساهاي ارمني كه مي بايست تخريب گردد آماده گرديد كه كليساي آختامار نيز از آن جمله بود. اين كليساي با شكوه و بي نظير در سال 921-915 ميلادي (قرن دهم) به دستور "گاگيك" پادشاه ارمنستان ساخته شده است. همه چيز براي تخريب اين كليسا فراهم گشته بود و تنها آخرين لحظات عمليات تخريب متوقف گرديد".
اما چه اتفاقي روي داد كه كار تخريب متوقف گرديد، مقاله نويس "زمان" به گزيده هايي از كتاب "ياشار كمال" درباره خود اشاره كرده مي نويسد: "در آن سال‌ها (دهه 50 ميلادي) ياشار كمال در نشريه "جمهوريت" مشغول به كار و فعاليت بود وي بر حسب اتفاق به شهر "وان" مي رسد، خبرنگار محلي جمهوريت در ملاقات و گفتگو با ياشار كمال درباره خطري كه كليساي "آختامار" با آن روبرو گشته است به وي مطالبي را بيان مي كند. وي به كمال مي گويد كه او هر آنچه در توان داشته انجام داده اما تاكنون نتوانسته است خطر تخريب را از كليساي "آختامار" دور كند. به گفته اين خبرنگار استاندار "وان" نيز وضعيت مشابه وي را دارد و او نيز قادر به جلوگيري از برنامه تخريب اين كليسا نيست زيرا استاندار دستور اكيد براي ويراني آن دارد".
در ادامه "حيلمي ياووز" مي‌نويسد: "ياشار كمال بعد از شنيدن اين مطالب بلافاصله به "نادر نادي" نماينده وقت مجلس ملي تركيه تلفن مي كند و از وي مي خواهد هر چه سريعتر اقدامي براي ممانعت از اين تخريب به عمل آورد. بعد از اين تماس تلفني ياشار كمال براي جلوگيري از عمليات تخريب به همراه يك پزشك ارتشي كه درجه كاپيتاني داشت راهي جزيره "آختامار" مي گردد، زماني كه ياشار كمال پا به ساحل جزيره مي گذارد مي بيند كارگران كار تخريب كليسا را هنوز شروع نكرده اند اما آنان چند معبد و كليساي كوچك اطراف كليساي مادر (سورپ خاچ) را كاملاً ويران كرده بودند. با ديدن اين موضوع كاپيتان (پزشك) همراه ياشار كمال به كارگران دستور مي دهند تا زمان بازگشت وي آنان حق ندارند هيچ ضربه كلنگي بر كليسا و ابنيه اطراف آن وارد نمايند و خود بلافاصله به ملاقات استاندار "وان" مي روند.
ياشار كمال در كتابش مي نويسد: بعد از اين دستور افسر پزشك، كارگران "خبردار" مي ايستند و كار تخريب متوقف مي‌شود. در همان زمان "نادر نادي" نماينده مجلس درباره وقايع در حال جريان تلفني به "آوني ياشهان" وزير آموزش و پرورش وقت توضيحاتي را ارائه مي‌كند، كه شخص وزير نيز به نوبه خود بلافاصله تلگرافي را با مضمون تخريب را متوقف كنيد براي استاندار وان ارسال مي كند. بدين ترتيب در 25 ژوئيه سال 1951 كليساي سورپ خاچ (آختامار) از تخريب نجات مي يابد.

سفر وزير آموزش و علوم ارمنستان به ايران

دكتر "آرمن آشوتيان"، وزير آموزش و علوم ارمنستان كه به دعوت همتاي ايراني خود براي گسترش همكاري‌هاي دو جانبه، از اول خرداد ماه سفري سه روزه به ايران داشت با رياست جمهوري، وزراي آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالي و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به طور جداگانه ملاقات كرد. وي همچنين از دانشگاه‌هاي تهران، صنعتي اميركبير و آزاد اسلامي نيز ديدار كرد.
وزير آموزش و علوم ارمنستان در ديدار با دكتر محمود احمدي‌نژاد رييس جمهور كشورمان روابط ارمنستان و ايران را دوستانه و داراي پتانسيل گسترش بيش از پيش توصيف كرد. در اين ملاقات دكتر احمدي نژاد روابط ايران و ارمنستان را صميمي دانست و گفت: ايران و ارمنستان پيوند ناگسستني با يكديگر دارند. رييس جمهوري تقويت همكاري‌هاي علمي و آموزشي را بستر مناسبي براي گسترش مناسبات دوجانبه دانست و گفت: امكانات فراواني بين ايران و ارمنستان وجود دارند كه بايد همه آنها به عنوان مكمل و پشتيبان براي منافع دو ملت استفاده شوند.
از سويي دكتر حميد رضا حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش كشورمان در ديدار صميمانه خود با دكتر آرمن آشوتيان، ضمن اشاره به ارتباط نزديك فرهنگي و تاريخي دو كشور گفت: خطوطي كه كشورها را از يكديگر جدا كرده است، قادر به ايجاد فاصله بين دل‌هاي مردم نيست.
وزير آموزش و پرورش از تشكيل گروه‌هاي كارشناسي مشترك به منظور تبادل تجربيات دو كشور در زمينه‌هاي مختلف استقبال كرد و گفت: ايران آمادگي دارد تا به دانش‌آموزان ارمنستان براي حضور قوي در المپياد ياري رساند.
وي با توجه به پيشرفت‌هاي علمي ايران گفت: معلمان و دانش‌آموزان ما پس از حضور موفق در 8 سال دفاع مقدس، افتخارات ديگري در عرصه‌هاي علمي نظير؛ انرژي هسته‌اي، حضور در فضا و ... خلق نمودند.
در اين ديدار وزير آموزش و علوم ارمنستان نيز ضمن ابراز رضايت از سفر خود و هيات همراه به ايران، خواستار همكاري‌هاي مشترك في‌مابين در زمينه‌هاي تربيت معلم، تبادل دانش‌آموز گردشگر و وسايل كمك آموزشي شد. وي از توجه خوب دولت و وزارت آموزش و پرورش ايران به دانش‌آموزان ارمني زبان ايراني تقدير و تشكر نمود و گفت: ارمنيان ايران از آزادي موجود در اين كشور و خدمات آموزشي كه به آن‌ها ارائه مي‌شود، رضايت دارند.
آشوتيان ضمن دعوت از حاجي بابايي براي سفر به ارمنستان و اشاره به امضاي موافقت‌نامه وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران با وزارت آموزش و علوم جمهوري ارمنستان در چهار سال گذشته گفت: آمادگي داريم در اين سفر موافقت‌نامه جديدي را به امضاء برسانيم.
كامران دانشجو، وزير فرهنگ و آموزش عالي كشورمان نيز در ديدار جداگانه خود با آرمن آشوتيان، اظهار داشت: با توجه به ديدگاه مشترك ايران و ارمنستان به مسايل علمي، ما آمادگي خود را جهت همكاري‌هاي مشترك علمي و تحقيقاتي مانند تبادل استاد و دانشجو، برگزاري سمينارهاي مشترك علمي، فرصت‌هاي مطالعاتي، اعزام دانشجويان بورسيه و انجام پروژه‌هاي مشترك تحقيقاتي، اجراي اردوهاي علمي-دانشگاهي، حمايت از زبان و ادبيات طرفين، برگزاري نمايشگاه و همكاري‌هاي مشترك در مجامع بين‌المللي همچون يونسكو را اعلام مي‌كنيم.
در اين ديدار وزير آموزش و علوم ارمنستان نيز ضمن دعوت رسمي از وزير علوم،‌ تحقيقات و فن‌آوري به ارمنستان با تاكيد بر افزايش مراودات علمي و پژوهشي بين دو كشور اظهار داشت: ارمنستان در بخش علوم داراي پيشينه مناسبي است كه امروزه در حال به روز كردن اين علوم هستيم تا خودمان را به سطح قابل قبول جهاني برسانيم و در اين خصوص نيز همكاري‌هاي متقابل بين دو كشور مي‌تواند زمينه ساز اين امر باشد.
"مهدي مصطفوي"، مشاور رييس جمهور و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز در ديدار با وزير آموزش و علوم جمهوري ارمنستان گفت: كرسي زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه ايروان و ديگر دانشگاه‌هاي ارمنستان فعال است و در حال حاضر 20 مدرسه آموزش زبان فارسي را در آن كشور برعهده دارند و اين همكاري، عمق تعاملات و فارسي دوستي جامعه ارمنستان و اشتراكات فراوان دو كشور را آشكار مي‌سازد.
وزير آموزش و علوم جمهوري ارمنستان نيز اظهار داشت: از اين كه در همسايگي ملتي هستيم كه از تمدن، فرهنگ و علم جهاني برخوردارند بسيار خوشحاليم.
آشوتيان ضمن تأكيد بر مراودات علمي و پژوهشي و اظهار علاقمندي براي ارائه بورس تحصيلي رشته اسلام شناسي براي دانشجويان ارمني، اظهار اميدواري كرد: در جلسه آينده كه با دعوت رسمي از هيئت ايراني در ارمنستان انجام مي‌پذيرد، موارد مطرح شده اجرايي و عملياتي خواهد شد.

برگزاري پنجمين دوره انتخابات مجلس ملي قراباغ

در 23مه سال‌جاري (1 خرداد) پنجمين دوره انتخابات مجلس ملي جمهوري قراباغ برگزار گرديد. انتخاب 33 عضو اين مجلس به دو روش نسبي و اكثريتي انجام مي گيرد، كه 17 عضو آن از طريق نسبي، يعني رأي به احزاب و 16 عضو نيز از طريق اكثريتي، يعني رأي به افراد انتخاب مي‌شوند. در ضمن احزابي مي‌توانند به عنوان فراكسيون حزبي وارد مجلس شوند كه موفق به كسب حداقل 6 درصد مجموع آرا شده باشند.
سرانجام با پايان يافتن شمارش آراي اين دوره از انتخابات 14 نماينده از "حزب ميهن آزاد"، 8 نماينده از "حزب مردم سالاري"، 6 نماينده از "حزب داشناكسيون" و 5 نماينده مستقل به مجلس ملي قراباغ راه يافتند.
براي نظارت بر روند انتخابات مقامات برگزار كننده ناظراني از چند كشور و سازمان اروپايي، آسيايي و آمريكايي دعوت كرده بودند.
برگزاري پنجمين دوره انتخابات نيز همچون دوره‌هاي پيشين واكنش‌هايي را در پي داشت. گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا، شوراي اروپا، روسيه، تركيه و چند كشور ديگر با صدور بيانيه‌هايي برگزاري اين انتخابات را غير قابل قبول دانسته از به رسميت شناختن آن خودداري كردند.
در واكنش به اين موضع‌گيري‌ها يكي از تحليل‌گران ارمنستاني طي مقاله‌اي با غيرعادلانه و نسنجيده خواندن اين اقدامات، آن را در تضاد با موضع‌گيري‌ها و بيانيه‌هاي قبلي اين سازمان‌هاي بين‌المللي دانست. وي به يكي از اين موارد اشاره كرده مي‌نويسد: "در تاريخ 24 مارس سال 1992 در نشست تكميلي سازمان امنيت و همكاري اروپا (در آن زمان "شوراي امنيت و همكاري اروپا")، كه در هلسينكي فنلاند برگزار گرديد، در خصوص آينده وضعيت حقوقي قراباغ تصميم گرفته شد نشستي مشورتي برگزار گردد كه كشورهاي ارمنستان، آذربايجان، روسيه سفيد، آلمان، ايتاليا، تركيه، فرانسه، چك و سوئد شركت‌كنندگان در آن بودند. در بيانيه پاياني اين نشست در رابطه با حضور نمايندگان قراباغ در روند مذاكرات چنين آمده است: "نمايندگان منتخب و ديگر نمايندگان قراباغ به عنوان طرف ذي‌نفع براي شركت در اين نشست‌ها دعوت خواهند شد".
اين تحليلگر با اشاره به اين بيانيه مي‌نويسد: "اين بيانيه سازمان امنيت و همكاري اروپا در حال حاضر نيز همچنان از ارزش حقوقي برخوردار بوده و سندي معتبر به شمار مي‌رود و از اسناد مهم اين سازمان محسوب مي‌شود. طبق اين سند قرار شد در نشست‌هاي آتي مربوط به قراباغ نمايندگان منتخب آن نيز حضور پيدا كنند. حال اين سئوال مطرح مي‌گردد، اگر برگزاري انتخابات براي تعيين نمايندگان به مثابه نمودي از مردم‌سالاري و حضور و مشاركت عادلانه مردم براي تعيين حق سرنوشت راه حلي مناسب دانسته نمي‌شود! اين سازمان‌ها و كشورهاي محكوم كننده راه حل مناسب خود را براي مشخص كردن نمايندگان قراباغ ارايه دهند".
در ادامه مقاله با ذكر اين مساله كه روساي مشترك گروه مينسك، يعني فرانسه، آمريكا و روسيه نيز بارها اعلام كرده‌اند كه در مرحله مشخصي از روند مذاكرات صلح قراباغ حضور نمايندگان قراباغ غير قابل اجتناب خواهد بود، آمده است: "اين "مرحله مشخص" دير يا زود فرا خواهد رسيد و در آن صورت چه كساني به نمايندگي از قراباغ در مذاكرات شركت خواهند كرد؟ آيا مگر غير از اين است افرادي كه در انتخابات با آراي مستقيم مردم انتخاب مي‌شوند اصلح‌ترين افراد براي حضور در مذاكرات خواهند بود، چه آنان نمايندگان قوه مقننه باشند و يا نمايندگان دولت و به اصطلاح قوه مجريه و شايد هم نمايندگاني از هر دو. همانگونه كه سازمان امنيت و همكاري اروپا در سال 1992 به صراحت اعلام كرده است، حضور نمايندگان قراباغ در مذاكرات براي حل و فصل نهايي مناقشه اجتناب‌ناپذير و لازم است، حال حتي اگر فرض كنيم اين حضور در آخرين مرحله از مذاكرات و براي گذاشتن امضا قراباغ در پاي سند نهايي باشد، باز حضور و نقش نمايندگان قراباغ به ميان مي‌آيد و اين سئوال مطرح مي‌گردد كه اين نمايندگان چه كساني خواهند بود؟!
نويسنده مطلب با اشاره به تاريخچه برگزاري انتخابات در قراباغ پس از آغاز مناقشه در اين منطقه مي‌نويسد: "از سال 1991 تاكنون تغيير دولت، انتخاب رييس جمهور و نمايندگان مجلس و شوراهاي شهري و روستايي در قراباغ تنها و تنها از طريق برگزاري انتخابات و با آراي مستقيم مردم صورت پذيرفته است. اين موضوع براي جمهوري كه هنوز هيچ رسميت بين‌المللي نيافته و بلطبع هيچ كمك اقتصادي و غيره از سازمان‌ها و نهادهاي بين‌المللي دريافت نمي‌كند، دست آورد مهمي محسوب مي‌گردد، اما نهادهاي اروپايي و در وحله نخست شوراي اروپا و نهادهاي وابسته به آن در كنار طرح شعارهاي مردم‌سالارانه و حمايت از دمكراسي برگزاري هر نوع انتخابات در قراباغ را محكوم و آن را غيرقانوني مي‌دانند اين موضع‌گيري بدان معناست كه حتي روستاها و قصبات قراباغ اجازه انتخاب كدخدا و دهدار و شورايار را نيز نخواهند داشت. اين گفته‌ها بيانگر آن است كه به جاي مشاركت مردمي، مسئولين و نمايندگان بر حسب سليقه و به صورت انتصابي و كاملاً جبري تعيين خواهند شد"!
در پايان مقاله، نويسنده ضمن تاكيد و حمايت مجدد از برگزاري انتخابات در قراباغ به مثابه نمود و جلوه‌اي از مردم‌سالاري مي‌نويسد: "هر چند دنياي غرب و هم پيمان استراتژيك ارمنستان يعني روسيه برگزاري انتخابات را محكوم مي‌كنند اما در هر حال رويدادها و تحولات سياسي در قراباغ از ديدگان جهانيان و سازمان‌هاي حقوق بشر مخفي نمي‌ماند. مثلاً سازمان مستقل بين‌المللي حمايت از آزادي و حقوق بشر (سعخعا ئخيثثقب) در گزارش دوره‌اي سال 2010 خود وضعيت رعايت آزادي و حقوق بشر در قراباغ را در قياس با همسايگان آن يعني جمهوري آذريايجان، روسيه، تركيه و ارمنستان در شرايط به مراتب بهتري ارزيابي كرده است.
در خاتمه مقاله نويس اين سئوال معنادار را مطرح مي‌كند: "آيا حقيقتاً دور از انتظار است، كه روزي اين سازمان‌ها حق زندگي مردم قراباغ را نيز زير سئوال ببرند؟".

قتل اسقف كليساي كاتوليك اسكندرون تركيه

خبرگزاري ها روز پنجشنبه 3 ژوئن (13 خرداد) از كشته شدن اسقف كليساي كاتوليك شهر اسكندرون تركيه به ضرب چاقو خبر دادند. "لوگي پادوسه" اسقف كليساي اسكندرون كه از روحانيون بلندپايه كليساي كاتوليك در تركيه محسوب مي‌شد در منزل خود آماج دهها ضربه چاقو قرار گرفته و به هنگام انتقال به بيمارستان جان باخت. ضارب اسقف راننده وي "مراد آلتون" بود كه اندكي بعد از جنايت دستگير شد. اسقف لوگي پادوسه اهل ايتاليا بوده و از 6 سال پيش در كليساي اسكندرون به خدمت مشغول بود. به دنبال وقوع اين جنايت، خانواده قاتل با شركت در يك كنفرانس مطبوعاتي، ضمن تاكيد بر غير سياسي بودن حادثه، اظهار داشتند كه مراد داراي اختلالات رواني است.(؟!) خانم "سلطان آلتون" مادر مراد با چشماني گريان ضمن بيان تاثر عميق خود از اين حادثه، اظهار داشت: "اين حادثه به هيچ وجه جنبه سياسي ندارد و پسرم از يك ماه پيش دچار اختلالات رواني شده و سلامت روحي خود را از دست داده بود." (؟!) در اين حال به نوشته روزنامه "جمهوريت" چاپ تركيه، قاتل اسقف كاتوليك در اعترافات خود گفته است كه قصد داشته است سال پيش "پاپ بنديكت شانزدهم"، رهبر كاتوليك‌هاي جهان را زماني كه در تركيه حضور داشت بكشد اما موفق به انجام اين كار نشده و لذا اسقف لوگي پادوسه را به قتل رسانده است. در واكنش به اخبار منتشره دال بر پريشان حالي قاتل، "ارجان اريش" وكيل كليساي كاتوليك اعلام كرد: "تا روز قتل هيچ نشاني از اختلالات رواني در مراد ديده نشده بود. حال چگونه وي يك روزه دچار اختلال گشت و بيمار شد؟!". ياد آور مي گردد؛ كه قبلاً نيز چندين قتل مشابه در تركيه صورت گرفته است. در فوريه سال 2007 (بهمن 85) يك نوجوان 16 ساله ترك با ورود به كليساي كاتوليك، كشيش "آندرا ساندورو" را در حال نيايش هدف گلوله قرار داده به قتل رساند. در همان ايام سه مسيحي ديگر كه يكي از آنان آلماني بود در چاپخانه‌اي به قتل رسيدند. بر پيكر جان باختگان آثار بيش از 100 ضربه كارد وجود داشت و بدن هر سه آنان تكه تكه شده بود. ارعاب و كشتار روحانيون مسيحي در تركيه بدين‌جا ختم نمي‌شود. نيروهاي امنيتي تركيه در سال 2007 موفق به كشف و خنثي كردن طرح ترور دو شخصيت روحاني ديگر يعني "پاتريارك بطلميوس"، رهبر مذهبي ارتودوكس هاي جهان و "اسقف مسروپ موتافيان"، خليفه ارمنيان تركيه شدند. اين در حالي بود كه در جريان برگزاري مراسم چهلم درگذشت "هراند دينك" روزنامه نگار به قتل رسيده ارمني دو جوان ترك در محوطه كليساي ارمنيان استانبول اقدام به تيراندازي به سوي اسقف موتافيان، خليفه ارمنيان نمودند. و عليرغم آن كه اين دو توسط پليس در محل دستگير شدند اما دادگاه آنان را از اتهام ترور مبرا و حكم به آزادي آنان داد. جالب است بدانيد كه در اكثر موارد پريشاني حالي و صغر سن فرد مهاجم و قاتل از دلايل ارتكاب جنايت محسوب گرديده است.

قديمي ترين كفش چرمي جهان در ارمنستان كشف شد

باستان شناسان، قديمي ترين نمونه كفش چرمي جهان را در غاري در جنوب شرق ارمنستان كشف كرده اند.اين لنگه كفش، با پنج هزار و پانصد سال قدمت، هزار سال پيش از اهرام ثلاثه مصر ساخته و خيلي خوب حفظ شده است. محققان مي گويند اين كفش از يك تكه چرم گاو درست شده است و شكل دوخت آن نشان مي دهد كه قرار بوده كاملا قالب پاي صاحب آن باشد. جزئيات اين كشف جديد در نشريه پلاس وان (Plos van)، چاپ شده است. داخل لنگه كفش پر است از خرده علف و سبزه؛ با اين كه باستان شناسان در مورد نقش سبزه مطمئن نيستند حدس مي زنند كه صاحب كفش احتمالا با پر كردن داخل كفش با سبزه قصد داشته پاي خود را گرم نگه دارد يا اين كه از بي قواره شدن آن جلوگيري كند. محققان در گزارش خود همچنين اذعان كرده اند كه مطمئن نيستند اين كفش را يك زن مي پوشيده يا يك مرد اما به هر حال اندازه اش نسبتاً كوچك است و با معيارهاي امروزي تقريبا با كفش زنانه سايز 37 برابر است. اين لنگه كفش در غار "آرني - 1" (Arni -1)، در نزديكي مرز ارمنستان با ايران و تركيه پيدا شده است. باستان شناسان مي گويند دليل سالم بودن نسبي اين كفش، به رغم سن و سالش، شرايط در داخل اين غار است. هواي داخل اين غار تغيير چنداني نمي كند، خنك و همچنين خشك است. آنها افزودند كه نكته ديگر در باره محل كشف اين كفش اين است كه كف غار با لايه اي از فضولات گوسفند پوشيده شده است. لايه اي از پشكل گوسفند، مانند عايقي محكم از آسيب رسيدن به كفش جلوگيري و آن را چند هزار سال حفظ كرده است. از جمله اشياي باستاني كه در اين غار كشف شده انواع ظروف در دار است كه برخي حاوي گندم، جو، زرد آلو و ساير سبزيجات خوراكي هستند.

ارمنيان در عراق؛ دلتنگي براي ميهن و آينده وابسته به عراق

به قلم: رشيد صوفي -دهوك
هنوز رويدادهايي را كه در دهه دوم قرن بيستم توسط دولت عثماني بر ارمنيان گذشته است در خاطره عده كثيري از ايشان كه براي نجات از ظلم و ستم به گوشه و كنار جهان پناه بردند زنده است. اهالي شهرك "كيسته"، يا همان شهرك ارمني نشيني كه در شهر مرزي "زاخو" در استان "دهوك" در 400 كيلومتري شمال بغداد واقع است، از اين امر مستثني نيستند.
به مرور زمان ارمنيان در اين منطقه اقامت نموده و به بخشي از تاريخ و بافت اجتماعي آن تبديل شدند. اما به رغم آن خاطره‌هايشان پر از صحنه‌هايي از سال‌هاي كوچ اجباري است. با اين حال آن صحنه‌هاي تلخ نتوانستند آرزوي بازگشت به سرزمين آبااجدادي را از بين ببرند.
آنان اكنون عراقي هستند و سرنوشت برخي از ايشان با اقليم كردستان عراق گره خورده است.
ادغام در جامعه جديد
"موراد نيسان"، 95 ساله، در گفت‌وگو با "نيوز ماتيك" مي‌گويد: "كشتار ارمنيان، ربودن زنان و كودكان و مصادره اموالشان به بخشي از زندگي روزمره ترك‌ها تبديل شده بود. ترس از دست دادن زندگي و خانواده پدرم را مجبور ساخت كه به طور مصلحتي اسلام بياورد و پس از آن كه توانست از دست دژخيمان گريخته و در اين جا مأمن يابد بار ديگر به مسيحيت بازگشت".
وي مي‌افزايد: "بين سال‌هاي 1917-1915 ارمنيان ساكن "شرناخ"، "وان" و "بيتليس" به زاخو پناه آوردند، كه در اين جا از سوي مردم منطقه مورد استقبال و حمايت قرار گرفتند".
موراد نيسان مي‌گويد: "ارمنيان پناه‌جو به زودي با اهالي منطقه ادغام شده و فعالانه در صنايع و پيشه‌هاي محلي مشاركت نموده و به ويژه نقش موثري در توليد لباس سنتي كردي بر عهده گرفتند".
امور و آرزوهاي جامعه ارمني
شهرك كيسته در زاخو مركز اسكان عمده ارمنيان در استان دهوك است. كليساي "مريم باكره" ارمنيان در سال 1923 در اين منطقه بنا شده است. همچنين دو روستاي ارمني‌نشين "افزروك" و "هوريزك"، كه در سال‌هاي اخير بازسازي شده است نيز قابل مشاهده است.
"ايشخان ملكون سركيسيان" رييس هيئت اداري جامعه ارمني زاخو در گفت‌وگو با "نيوز ماتيك" مي‌گويد: "وظيفه عمده اين هيئت اداره امور جامعه ارمني در زمينه‌هاي اجتماعي و پرورشي است و هماهنگي با مقامات دولتي و مديريت مسقلات و املاك و به طور كلي موقوفات كليساي ارمني است. اعضاي اين هيئت هر چهار سال يك بار انتخاب مي‌شوند".
سركيسيان مي‌افزايد: "در كل استان دهوك حدود 380 خانواده ارمني زندگي مي‌كنند، كه در امور تجاري و پيشه‌وري، صنايع دستي و بعضي از ايشان نيز در دواير دولتي مشغول به كار هستند".
رييس هيئت اداري كليساي ارمني اشاره مي‌كند كه وزارت آموزش و پرورش حكومت اقليم كردستان عراق سه باب مدرسه رسمي خاص ارمنيان تأسيس نموده، كه در آن ها به زبان مادري تدريس مي‌شود. همچنين برنامه‌هاي راديويي مخصوص به زبان ارمني از راديوي محلي شهر زاخو پخش مي‌شود.
سركيسيان مي‌گويد: "هيئت اداري تلاش مي‌كند كه يك مركز فرهنگي ارمني تأسيس كند، اما در حال حاضر به دليل كمبود كادر توانا اين مهم قابل اجرا نيست".
تحكيم روابط با مام ميهن
سركيسيان مي‌گويد: "روابط با ارمنستان از طريق كليساي ارمني است. ارمنيان ساكن اقليم كردستان عراق وابسته به كليساي مرسلي ارمني هستند، كه مركزيت آن در "اجميادزين مقدس" (ارمنستان) است. اما به لحاظ اجتماعي، ارمنيان بخشي از جامعه كردستان بوده و آينده ايشان نيز با آينده اقليم كردستان عراق گره خورده است".
"وازگن هارييك"، 40 ساله، مبل ساز، نيز مي‌گويد: من در راه تحكيم روابط با مام ميهن تلاش مي‌كنم. وي مي‌افزايد: من در سال 2005 به ارمنستان سفر كرده، در آنجا ازدواج كردم و اكنون با همسرم در شهر زاخو زندگي مي‌كنم.
او مي‌گويد برخي از جوانان ما به ارمنستان رفتند و در آنجا تشكيل خانواده دادند اما به دليل وضع نا به سامان اقتصادي در آنجا نماندند. اما من زادگاهم، زاخو را دوست دارم و نمي‌خواهم آن را ترك كنم. من خود را بخشي از آن مي‌دانم.
حقوقي كه قانون اساسي تضمين كرده است خانم "بايدزار ملكو" نماينده ارمنيان و كلداني‌ها در پارلمان اقليم كردستان عراق در مصاحبه با خبرگزاري "نيوز ماتيك" مي‌گويد: در پيش‌نويس قانون اساسي اقليم آمده است: "جامعه ارمني بخشي از كل اقليم كردستان است"، در حالي كه در قانون اساسي عراق با ارمنيان عادلانه برخورد نشده است. ايشان مي افزايد:علي‌رغم وجود بيش از بيست هزار ارمني در عراق در قانون اساسي آن از آنان ياد نشده است. وي يادآور مي‌شود كه در دهه نود قرن گذشته عده كثيري از خانوادهاي ارمني به دليل اوضاع نا به هنجار اقتصادي به كشورهاي اروپايي و آمريكا مهاجرت كرده‌اند، كه اين امر تأثير منفي بر جامعه ما داشت چرا كه باعث فرار مغزها چه به لحاظ علمي و چه صنعتي گرديد. خانم ملكو از تلاش برخي گروه‌هاي افراطي براي توسعه افكار تندروانه انتقاد كرده و گفت: اين نوع حركت‌ها به ويژه در ميان اقليت‌ها تأثيرات منفي مي‌گذارد. وي اظهار داشت: به دليل رفتارهاي افراطي نزديك به 150 خانواده ارمني از بغداد، موصل و بصره به منطقه دهوك نقل مكان كرده‌اند و به همين دليل نيز آينده ارمنيان منطقه به توسعه اقليم كردستان وابسته است. و هر گونه توسعه اقتصادي، سياسي و اجتماعي اقليم بر ارمنيان نيز تأثير مي‌گذارد. شايان ذكر است؛ برخي از منابع تاريخي ترجيح مي‌دهند پيدايش ارمنيان در عراق را به قبل از ميلاد مسيح، زماني كه تعدادي از تجار ارمني در شهر باستاني بابل مستقر شده بودند ربط دهند. اما حقيقت آن است كه بزرگترين كوچ ارمنيان به عراق به سال هاي مياني دهه دوم قرن گذشته كه قتل‌عام ارمنيان توسط دولت تركيه به اجرا گذاشته شد و بر اساس منابع ارمني بيش از يك و نيم ميليون نفر در آن كشته شدند بر مي‌گردد. در حال حاضر جمعيت ارمنيان عراق بيش از بيست هزار نفر است، كه در استان‌هاي بغداد، دهوك، موصل، كركوك و بصره زندگي مي‌كنند.

مبارز احمداوغلو : در مناطق اشغالي آذربايجان مقادير زيادي تكنولوژي نظامي ايراني موجود است (؟!)

"مبارز احمداوغلو"، رييس مركز اطلاع رساني سياسي جمهوري آذربايجان به خبرگزاري "ترند" اين جمهوري گفت: "دليل اصلي بيانات اخير رهبران مذهبي ايران مبني بر تخريب مساجد در باكو و دخالت در امور داخلي جمهوري آذربايجان، مربوط به اين است كه ايران در آينده‌اي نزديك نخواهد توانست در مسئله حل مناقشه قراباغ كوهستاني ميانجي‌گري كند". احمداوغلو افزود: "ايران به طور غير مستقيم سخن مي‌گويد. در مناطق اشغالي آذربايجان مقادير زيادي تجهيزات نظامي ايراني موجود است. (؟!) در اين مناطق كارشناسان ايراني براي ارمنستان افزارها و سيستم‌هاي امنيتي- اطلاعاتي نصب كرده‌اند". اين به اصطلاح كارشناس جمهوري آذربايجان در ادامه داستان‌سرايي‌هايش به خبرگزاري ترند گفته است: "اگر در آينده نزديك مناطق اشغال شده آزاد شود، فعاليت‌ها و حضور ايران در اين مناطق برملا خواهد شد، به همين خاطر نيز ايران افراد مذهبي در آذربايجان را تحريك مي‌كند. مذهبيون و گروه‌هاي مذهبي آذربايجاني كه به عنوان ستون پنجم ايران (؟!) به شمار مي‌روند نه تنها با روحانيون مذهبي ايران رابطه دارند، بلكه با سازمان اطلاعات آن كشور نيز همكاري مي‌كنند. (؟!) سازمان اطلاعات ايران با كمك مؤمنان جمهوري آذربايجان و از طريق رهبران مذهبي ايران اطلاعات جمع‌آوري مي‌كند". اين به اصطلاح كارشناس سياسي، ضمن تأكيد بر آن كه براي گروه‌هاي مذهبي آذربايجان مسأله مساجد داراي منافع دوگانه است، مي‌گويد: "اولاً آنها مي‌خواهند از طريق ايران بر دولت آذربايجان فشار آورند. زيرا كه بر اساس دلايل شخصي از حكومت فعلي رضايت ندارند. ثانياً، مسجد براي آنها راهي براي به دست آوردن پول است". احمداوغلو در پايان سخنان خود خطاب به مراجع بلندپايه ايران گفت: "رهبران مذهبي رسمي ايران بايد بدانند، كه حمايت از چنين اشخاصي مي‌تواند بر روابط ايران و آذربايجان تاثير منفي بگذارد".

افتتاح كرسي زبان و ادبيات ارمني

دانشگاه "ارجييس" قيصريه تركيه اقدام به افتتاح كرسي زبان و ادبيات ارمني در آن دانشگاه نمود. به گزارش خبرگزاري "آناتولي" تركيه، به غير از ارمني، زبان و ادبيات عبري نيز در اين دانشگاه تدريس خواهد شد. قابل ذكر است كه در چند سال اخير چند دانشگاه ديگر تركيه گام‌هاي مشابه‌اي برداشته‌اند. بيشتر توجه اين دانشگاه‌ها بر آموزش ادبيات و زبان ارمني متمركز شده است. عمده مشكل اكثر اين دانشگاه‌ها نبود اساتيد مجرب و كار آزموده در تركيه بوده است. اين دانشگاه‌ها براي جبران اين كمبود اقدام به جلب و استخدام اساتيد از جمهوري آذربايجان كرده‌اند. طبق اين گزارش در چند سال اخير جوانان نرك تمايل بيشتري براي ياد گيري و آموزش ادبيات و زبان ارمني از خود نشان مي‌دهند. يادآور مي‌گردد كه كرسي ادبيات و زبان تركي در دانشكده زبان دانشگاه دولتي ايروان از دهها سال پيش تاكنون مشغول فعاليت بوده و تاكنون اساتيد و كارشناسان بسياري از آن فارغ‌التحصيل شده‌اند.

اسناد جديد

در ادامه جلسه دادرسي پرونده قتل "هراند دينك" روزنامه، نگار و سردبير مقتول هفته نامه ارمني "آگوس" كه در تاريخ 10 مه (20 ارديبهشت) در شعبه 14 دادگاه جرائم بزرگ استانبول برگزار گرديد، اسناد و شواهد جديدي در خصوص اين پرونده هويدا گرديد. در جريان اين دادرسي مكالمات تلفني چند تن از متهمان پرونده با 6 تن ازاعضاي تشكيلات "ارگنه كن" كه توسط نيروهاي امنيتي تركيه ضبط شده بود به سمع دادگاه رسيد.
در اين جلسه همچنين شاهدي كه در زمان قتل دينك در محل وقوع جنايت حضور داشت به اداي شهادت پرداخت. اين شاهد كه قرار بود در جريان جلسه قبلي دادگاه مورخ 8 فوريه (19 بهمن 88) به اداي شهادت بپردازد به دليل مضحك آنچه "فراموشي پليس براي آوردن وي به دادگاه" عنوان شده، نتوانسته بود در دادگاه حضور يابد. جالب اينكه به دليل عدم تسلط كافي اين شاهد به زبان تركي، مترجم وي نيز به سرنوشت مشابه‌اي گرفتار آمده بود. به نوشته روزنامه "راديكال" چاپ استانبول "شاهد ناشناس" كه به احتمال زياد ارمني است شهادت داده كه در قتل هراند دينك 5 نفر مشاركت داشته‌اند كه دو تن از آنان اقدام به تير اندازي به سوي مقتول نموده‌اند. تا پيش از شهادت اين شاهد گفته مي‌شد كه "اوگيون ساماست" قاتل 17 ساله دينك به تنهايي اقدام به اين جنايت كرده است. از سوي ديگر از محتواي مكالمات تلفني قاتل و همدستانش مشخص شده است، كه تشكيلات شبه نظامي "ارگنه كن" كه تاكنون ده‌ها تن از اعضاي آن به اتهام قتل، انفجار و انجام عمليات تروريستي و طرح‌ريزي كودتا عليه دولت اردوغان دستگير شده‌اند در كشتن هراند دينك نقش اساسي ايفا كرده‌اند. يادآور مي‌گردد؛ كه اكثر اعضاي دستگير شده "ارگنه كن" از نظاميان و كادرهاي ارتش و سازمان‌هاي امنيتي تركيه بوده‌اند. تاكنون نزديك به 60 تن ازاعضاي اين تشكيلات دستگير شده‌اند. با گذشت بيش از 3 سال از ترور هراند دينك هنوز هيچ خبر جديدي از طراحان و مسببين اصلي اين جنايت برملا نشده است. به گفته خانم "فتحيه چتين"، از وكلاي خانواده دينك علي‌رغم گذشت اين همه مدت اين پرونده هنوز در همان مرحله مقدماتي قرار دارد و در حقيقت مسئولان اصلي اين جنايت هنوز در آزادي به سر مي‌برند.

نقش آلمان در قتل‌عام ارمنيان را نمي توان انكار كرد

"آلمان نقش ويژه اي در قتل‌عام ارمنيان ايفا كرده است". اين بخشي از سخنان "رجب مراشلي" تاريخدان كرد است، كه در خلال كنفرانس بررسي قتل عام ارمنيان كه از سوي انجمن ارمنيان دمكرات بلژيك برگزار شده بود، بيان گرديد. به گزارش خبرگزاري "فيرات" تركيه، در اين كنفرانس كه در تاريخ 2 مه (12 ارديبهشت) در بروكسل برگزار گرديد، "رجب مراشلي" طي سخناني به بررسي ابعاد قتل‌عام ارمنيان پرداخته، گفت: "در سال 1915 ترك‌هاي جوان قتل‌عام را به انجام رساندند. در آن سال‌ها آلمان همكاري و روابط حسنه و بسيار نزديكي با دولت ترك‌هاي جوان داشت. ترك‌هاي جوان در طراحي قتل‌عام بيش از همه از كمك‌هاي آلمان برخوردار بودند و لذا غير قابل قبول و محال به نظر مي‌رسد كه دولت وقت آلمان از طرح‌ريزي قتل‌عام ارمنيان مطلع نبوده باشد. رجب مرشلي از تاريخدانان به نام كرد است، كه بعد از 25 سال تحقيق و بررسي كتابي تحت عنوان "جنبش ملي ارمنيان و قتل‌عام سال 1915" را به رشته تحرير در آورد. در اين كتاب ارزشمند مراشلي مي‌نويسد: "آنچه از سوي دولت عثماني عليه ارمنيان به مرحله اجرا گذاشته شد قتل‌عام بود و دولت تركيه در قبال آن مقصر و پاسخگو است. اين يك واقعيت مسلم و غير قابل انكار است. قتل‌عام هيچ دليل و منطقي را نمي‌پذيرد. قتل‌عام ارمنيان جنايتي بس بزرگ عليه بشريت بوده است، كه مي‌بايست از سوي جهانيان محكوم گردد".

كناره‌گيري رهبر حزب مخالف

"دنيز بايكال"، رهبر اصلي‌ترين حزب مخالف دولت حاكم تركيه پس از چهار دهه فعاليت سياسي از مقام خود كناره‌گيري كرد. دنيز بايكال قبل از استعفا در نشستي خبري دولت تركيه را به طراحي توطئه‌اي سياسي عليه خود متهم كرد. كناره‌گيري بايكال از مقام خود، در پي انتشار تصاويري ويديويي در اينترنت و رسوايي جنسي رخ داد كه از رابطه غير اخلاقي وي با يك نماينده زن اين حزب در مجلس اين كشور پرده بر مي‌داشت. بايكال 71 ساله و نظامي بازنشسته در اين نشست خبري افزود: "اين يك فيلم مستهجن نيست، اين يك توطئه است. افرادي كه اين توطئه را چيده‌اند، اهداف و مقاصد سياسي خاصي را دنبال مي‌كنند". وي همچنين گفت: "من از رهبري حزب جمهوري‌خواه خلق استعفا مي‌دهم اما استعفاي من به اين معنا نيست كه من به اين توطئه سر مي‌سپرم يا از آن مي‌گريزم. بر عكس، اين توطئه تنها يك چالش است". بايكال، رهبر حزب سكولار جمهوري‌خواه خلق تركيه تاكنون اتهامات وارده مبني بر وجود رابطه غير اخلاقي با يكي از نمايندگان زن را نه انكار و نه بدان اعتراف كرده است. گفتني است، "رجب طيب اردوغان"، نخست وزير تركيه به مقامات سازمان اطلاعات تركيه دستور داده است تا مراتب انتشار اينترنتي اين تصاوير ويدئويي را مورد تحقيق و تفحص قرار دهند. كارشناسان امور سياسي تركيه معتقدند حزب حاكم و شخص اردوغان در پشت اين قضيه قرار دارند، زيرا حذف رقيبي كهنه‌كار از عرصه سياسي مي‌تواند راه را براي ترك تازي اردوغان بيش از پيش فراهم آورد. از سوي ديگر به دنبال كناره‌گيري دنيس بايكال، "كمال كيليچداراوغلو"، نماينده پيشين مجلس به رياست "حزب جمهوري‌خواه خلق" برگزيده شد. كيليچداراوغلو، 62 ساله و نماينده سابق استانبول در مجلس، در انتخابات درون حزبي به عنوان هفتمين رهبر حزب برگزيده شد.

وزير امور خارجه آرژانتين: "واقعيت قتل‌عام ارمنيان غير قابل شك است"

وزير امور خارجه و تجارت خارجي و امور ديني آرژانتين در ملاقات با رييس جمهور ارمنستان بر آمادگي آرژانتين براي توسعه همكاري با ايروان خصوصاً در عرصه كشاورزي تاكيد ورزيد.
در اين ملاقات كه اواسط ماه مه (ارديبهست) در ايروان انجام گرفت، "خورخه تايانا"، وزير امور خارجه آرژانتين با تاكيد مجدد بر اين اينكه موضع كشورش در خصوص قتل‌عام ارمنيان واضع و صريح است، گفت: "واقعييت قتل‌عام ارمنيان غير قابل انكار است و نمي‌توان درباره وقوع آن شك و ترديد كرد".
در اين ديدار سركسيان، رييس جمهور ارمنستان ضمن تبريك 200-مين سالگرد استقلال آرژانتين به ملت و دولت اين كشور از حسن رفتار و احترام آنان در قبال جامعه اقليت ارمني اين كشور تشكر و سپاس گذاري كرد. وزيرامور خارجه آرژانتين نيز با مهم دانستن توسعه روابط با ايروان گفت، افتتاح اولين سفارت آرژانتين در قفقاز در كشور دوست و برادر ارمنستان بيانگر اهميتي است كه بوينوس آيرس براي گسترش اين روابط قايل مي‌باشد. درخلال سفر "خورخه تايانا" ساختمان جديد سفارت آرژانتين در ايروان نيز افتتاح گرديد.
ياد آور مي‌گردد؛ آرژانتين از اولين كشورهاي است كه ضمن به رسميت شناختن واقعيت قتل‌عام ارمنيان آن را محكوم كرده و صراحتاً از حقوق حقه ملت ارمني اعلام حمايت كرده است. در حال
حاضر جمعيتي يكصد هزار نفري از ارمنيان در آرژانتين زندگي مي‌كنند.

موضع ايران در قبال انتخابات پارلماني قراباغ

سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان اعلام كرد: ايران انتخابات پارلماني قراباغ را به رسميت نمي‌شناسد. رامين مهمانپرست روز سه‌شنبه 4خرداد در پاسخ به سئوالي در خصوص ديدگاه تهران در ارتباط با برگزاري انتخابات پارلماني در قراباغ گفت: "جمهوري اسلامي ايران برگزاري انتخابات در قراباغ را به رسميت نمي‌شناسد". وي ضمن رد اخبار منتشره مبني بر حضور ناظراني از سوي جمهوري اسلامي ايران در انتخابات قراباغ، تاكيد كرد: هيچ فردي از سوي ايران به عنوان ناظر در انتخابات شركت نكرده است. از سوي ديگر در پي انتشار خبرهايي در چند نشريه جمهوري آذربايجان مبني بر حضور فردي ايراني به عنوان ناظر در اين انتخابات، سيماي آذري شيكه بين‌المللي "سحر" در تاريخ 3 خرداد در برنامه شامگاهي خود گفتگويي با "ميرقاسم مومني"، (فرد ايراني مورد نظر رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان) انجام داد. مومني در اين مصاحبه با بي اساس دانستن اين خبرها و ضمن تأكيد بر اين كه به هيچ وجه به عنوان ناظر انتخابات در قراباغ حضور نداشته است، مي‌گويد: "انتشار اين خبر دروغ، ناشي از تلاش رسانه‌هاي ارمني و برخي از رسانه‌هاي آذري براي جلوگيري از توسعه مناسبات دوستانه تهران و باكو است". بي شك جنجال‌افكني و مواضع خصمانه اخير رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان عليه ايران و طرح موضوع حضور يك فرد ايراني به عنوان ناظر در انتخابات قراباغ نمي‌تواند صرفاً واكنش عادي باكو در جهت سياست منزوي كردن جمهوري قراباغ و شكستن مقاومت و اراده آنان براي رسيدن به شناسايي بين‌اللملي تلقي گردد زيرا در اين انتخابات كه در تاريخ 23 مه (1 خرداد) برگزار گرديد 114 ناظر از 14 كشور حضور داشتند و چنين فرافكني و هوچي‌گري رسانه‌اي در مورد هيچ يك از اين دهها تن صورت نگرفت. هدف از اين اقدامات كه از مدتها قبل از سوي محافل پان‌تركيستي و رسانه‌هاي وابسته به آنان در جمهوري آذربايجان اوج گرفته است هرچند به ظاهر عليه سياست‌هاي ارمنيان و ارمنستان بوده، اما ماهيتي كاملاً ضد ايراني دارد. هدف پان‌تركيست‌ها از اين اقدامات كه در مناسبت‌ها و بهانه‌هاي مختلف با رنگ و لعاب‌هاي گوناگون انجام مي‌گيرد فراهم آوردن هر چه بيشتر زمينه رشد و ترويج افكار نژادپرستانه و پان‌تركيستي در اين جمهوري و خصوصاً كشورهاي منطقه و از آن جمله ايران و نيز زدودن نقش و تاثير سازنده جمهوري اسلامي ايران در مسائل و تحولات منطقه‌اي از جمله مناقشه قراباغ مي‌باشد.

سركسيان: "جايگزين ديگري براي انتخابات وجود ندارد"

"ژوزه مانوئل باروزو"، رييس كميسيون اروپا از ارمنستان و تركيه خواست تا ديالوگ آشتي ميان دو كشور را ادامه دهند. وي در پايان ملاقات با "سرژ سركيسيان"، رييس جمهور ارمنستان كه در تاريخ 26 مه (5 خرداد) در بروكسل صورت گرفت، در كنفرانس مطبوعاتي گفت: "من از طرفين دعوت مي‌كنم كه به ديالوگ بدون پيش شرط و در چارچوب زماني معقول ادامه دهند". سرژ سركسيان نيز با اشاره به تلاش‌هاي گروه مينسك و دورنماي فعاليت‌هاي آن گفت: "كارها و فعاليت‌هاي بسيار مهمي پيش روي اين گروه قرار دارد كه اراده جدي طرفين براي حل و فصل اختلافات و داشتن توان اتخاذ تصميمات مشكل را طلب مي‌كند. ارمنستان به كنار نهادن و خروج از چارچوب مذاكرات واقعي و انجام اقدامات نمايشي مرحله‌اي در اين سو و آن سوي جهان اعتقادي ندارد". سركسيان افزود: "با حضور و مشاركت دولت قانوني قراباغ و ارتقاي نقش آن مي‌توان تحولي كيفي و مرحله‌اي جديد در روند مذاكرات پديد آورد". سركسيان در خصوص موضوع برگزاري انتخابات مجلس قراباغ گفت: "اينك ده‌ها سال است كه مردم قراباغ با برپايي انتخابات دولت قانوني خود را انتخاب مي‌كنند. بلطبع در اين ساليان نهادهاي مختلفي و از آن جمله شوراي اروپا اعلام مي‌كنند كه اين انتخابات را به رسميت نمي‌شناسند، مسئله‌اي كه براي ما غيرعادي است، اما با اين حال ما سعي كرديم علل آن را درك نماييم. اما بايد نقطه نظرات ما نيز مد نظر قرار گيرد. ما يقين داريم كه جايگزين ديگري براي انتخابات وجود ندارد. شايد جايگزين ديگر همانا رهبري قراباغ توسط نيروهاي نظامي است، اما ما مخالف چنين امري هستيم. لذا به نظر ما موضوع برگزاري انتخابات عادلانه و دمكراتيك از سوي مردم قراباغ امري عادي و طبيعي است". رييس كميسيون اروپا در پاسخ به اين سئوال كه شيوه و مدل اداره قراباغ تا به رسميت شناخته شدن استقلال آن از سوي دول مختلف چگونه بايد باشد، گفت: "ما همچنان به حمايت خود از راه حل‌هاي سياسي و به ميانجي‌گري گروه مينسك ادامه خواهيم داد. ما فكر مي‌كنيم براي رسيدن به راه حل نهايي بايد همه اصول و نكات اساسي از جمله حق بازگشت آوارگان و حق تملك مايملك، حق تعيين سرنوشت و همچنين ضمانت‌هاي امنيتي و خروج نيروهاي نظامي از منطقه مد نظر گرفته شود". ياد آور مي‌گردد كه ميان ارمنستان و تركيه روابط سياسي رسمي وجود ندارد و مرز زميني ميان دو كشور از سال 1993 به طور يكجانبه از سوي آنكارا در حمايت از جمهوري آذربايجان در جنگ با ارمنيان قراباغ مسدود شده است. تركيه براي بازگشايي مرز و برقراري روابط دوجانبه پيش شرط‌هايي دارد كه از جمله آنها انصراف ارمنستان از سياست به رسميت شناختن بين‌المللي واقعيت قتل‌عام ارمنيان و گردن نهادن بر خواست‌هاي باكو در مناقشه قراباغ مي‌باشد.