۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

آيامقامات تركيه با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي ارمنيان موافقت خواهند كرد؟

بالاخره بعد از ماه‌ها كشمكش، استاندار "وان" تركيه اعلام كرد كه مقامات مركزي با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي "سورپ خاچ" (صليب مقدس) معروف به كليساي آختامار موافقت كردند. در اواخر سال گذشته ميلادي روزنامه تركيه‌اي "حريت" به نقل از وزير فرهنگ و جهانگردي آن كشور نوشت: از اين به بعد سالي يك بار در كليساي سورپ خاچ مراسم مذهبي برگزار خواهد شد.
اين كليسا بعد از ده‌ها سال بي‌توجهي در حفاظت از آن در معرض تخريب و نابودي قرار داشت تا بالاخره تحت فشارهاي بين‌المللي مقامات تركيه را ناچار نمود تا دست به كار شوند و اقداماتي را براي مرمت اين ابنيه ارزشمند ارمنيان كه در جزيره اي در درياچه وان تركيه قرار دارد انجام دهند. سرانجام در فروردين سال 1386 مقامات تركيه با راه انداختن تبليغات گسترده و برگزاري مراسمي كه "آتيلا كوچ" وزير وقت جهانگردي تركيه از سخنرانان آن بود رسماً فعاليت‌هاي مرمت و بازسازي اين اثر تاريخي را پايان يافته اعلام نمودند. جالب اينكه كوچ در پايان سخنراني‌اش اداره اين كليسا را به مقامات اداره جهانگردي استان "وان" سپرد تا آنان مقدمات كار براي جلب توريست و بازديد عموم را فراهم آورند.
عدم واگذاري اداره اين كليسا به خليفه‌گري ارمنيان تركيه نشان دهنده برخورد فاشيستي و ضد ارمني مقامات تركيه دارد. اين مقامات براي سرپوش نهادن بر تاريخچه اين كليسا و اصولاً تعلق آن به ارمنيان نه تنها از واگذاري اداره آن به ارمنيان ممانعت به عمل آوردند بلكه حتي اجازه نصب صليب بر بالاي گنبد آن را نيز صادر نكردند كه اين مساله باعث ناخرسندي خليفه گري ارمنيان تركيه و نيز اعتراض شخص جاثليق "گارگين دوم" رهبر كليساي ارمني نيز گرديد.
بعد از اعلام استاندار وان تركيه مبني بر صدور مجوز براي برگزاري مراسم مذهبي در اين كليساي ارمني آن هم براي يكي دو بار در سال، مقامات جهانگردي تركيه ضمن تكذيب آن اعلام كردند كه كليساي آختامار يكي از موزه هاي تحت نظارت اين وزارت خانه است و صرفاً براي بازديد جهانگردان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
اين كشمكش‌ها و اخبار ضد و نقيض، آن چنان بالا گرفت كه حتي "اوزدار اوچري"، نماينده مجلس ملي تركيه از استان وان و حزب "صلح و دموكراسي" را وا داشت تا از شخص وزير جهانگردي كشور درباره آينده برگزاري مراسم مذهبي و نصب صليب بر بالاي گنبد كليسا طرح سوال كند. با اوج گيري اين خبر ها سرانجام مقامات وزارت فرهنگ و جهانگردي تركيه با ژستي عوام فريبانه ضمن موافقت با درخواست استاندار استان وان براي برگزاري مراسم مذهبي از خود چهره‌اي "حامي حقوق اقليت‌ها" به نمايش گذاشتند. هرچند تا كنون اطلاعيه اي رسمي از سوي اين وزارت خانه صادر نگشته است اما "مونير كارا اوغلو" استاندار وان با برقراري تماس تلفني با خليفه‌گري ارمنيان استانبول و گفتگو با اسقف آرام آتاشيان جانشين خليفه ارمنيان تركيه تاريخ 19 سپتامبر (28 شهريور) را براي برگزاري مراسم مذهبي در اين كليسا را پيشنهاد كرد كه با استقبال و خرسندي اسقف آتاشيان همراه بود.
از سوي ديگر در ادامه اين خبر روزنامه تركيه اي حريت در شماره 24 مه طي مطلبي نوشت كه وزير فرهنگ و جهانگردي با برگزاري مراسم مذهبي در كليساي آختامار و نصب صليب بر گنبد آن موافقت كرده است.
در واكنش به اين خبر جانشين موقت خليفه ارمنيان تركيه اسقف آتاشيان گفت: كه شخص وي و خليفه در مورد نصب صليب هيچ نامه و يا پيام رسمي دريافت نكرده‌اند. اسقف در اين باره گفته است: " متاسفانه وي در خصوص برگزاري مراسم مذهبي و نيز نصب صليب هيچ مجوز رسمي از سوي مقامات ذي صلاح دريافت نكرده است. اطلاعات و اخبار وي در اين خصوص در حد خبر هاي منتشر شده در جرائد است. اخباري كه ما را بسيار خشنود و خوشحال مي كند".
يادآور مي گردد كه در همان سال 2007 (1386) بعد از اعلام خاتمه كار مرمت و بازسازي اين كليسا، اسقف مسروپ موتافيان خليفه ارمنيان تركيه رسماً از مقامات دولتي درخواست كرده بود تا بر بالاي گنبد اين كليسا صليب نصب گردد. وي بدين منظور دستور ساخت صليبي مخصوص را داده و بعد از آماده شدن، آن را براي استاندار "وان" ارسال كرده بود به اميد روزي كه مقامات تركيه با اين درخواست وي موافقت خواهند كرد.
چگونه كليساي "سورپ خاچ" از تخريب كامل نجات يافت در حالي كه حكام تركيه در چند سال اخير آن هم بعد از به راه انداختن تبليغات گسترده يكي دو كليساي ارمنيان را مورد مرمت و بازسازي قرار دادند در همان ايام صدها ابنيه و از آن جمله كليسا هاي ارمنيان در ارمنستان غربي (شرق تركيه) با خاك يكسان كرده اند. تعدادي از اين بناها با ماشين آلات سنگين و انفجار تخريب گشته اند شماري از آنان به محلي براي نگهداري احشام و پادگان هاي نظامي بدل گشته اند و تعدادي نيز "آثار متعلق به اجداد تركان"؟! و ابنيه مسيحيان گرجستان معرفي شدند تا اصولاً حضور ارمنيان در شرق تركيه به كلي نفي گردد. تا سال 1914 يعني يك سال قبل از قتل عام گسترده ارمنيان در تركيه طبق آمار در اين سرزمين 2538 كليساي ارمني فعاليت مي كرد. و اين در حالي بود كه 451 وانك (كليساي جامع) و 2 هزار مدرسه متعلق به ارمنيان فعاليت داشت. بعد از قتل عام ارمنيان در سال 1915 اين مراكز آموزشي و كليسا ها و وانك هاي ارمنيان آماج تاراج و نابودي توده هاي ناآگاه مردم قرارگرفت. در ادامه اين سياست، حكومت مركزي نيز در طول دهه‌هاي متوالي به بهانه‌ها و با توسل روش هاي مختلف كار تخريب اين ابنيه را ادامه داد تا در ادامه قتل عام ارمنيان، نابودي آثار و ابنيه آنان و به عبارت ديگر قتل عام فرهنگي آنان نيز به سرانجام رسد تا "رد ارمنيان" از اين سرزمين ها به صورت تمام و كمال پاك گردد. در حالي كه با به قدرت رسيدن كمال آتاتورك و امضاي معاهده "لوزان" در 23 ژوئيه سال 1923 حكام تازه به قدرت رسيده، متعهد به رعايت حقوق اقليت هاي ساكن كشور از جمله حفاظت از كليساها، وانك‌ها، مدارس، قبرستان ها و ديگر ابنيه متعلق به آنان شده بود اما عملاً آنان سياست قتل عام و نابودي نياكان خود را پي گير هستند. بدين ترتيب عليرغم تعهدات معاهده لوزان، طبق آمار سال 1974 يونسكو، در كل تركيه 931 كليسا و وانك بر جاي مانده است. بد نيست بدانيد كه طبق اسناد ارائه شده از سوي "آيشه هيسور" تاريخدان ترك از سال 1974 تاكنون از اين مجموعه 464 كليسا به صورت كلي نيست و نابود گرديده است و 252 بناي ديگر با بي توجهي كامل به حال خود رها گرديده تا تخريب گردند. اما جالب است بدانيد كه اتفاقات غير منتظره اي باعث نجات كليساي "آختامار" از تخريب كامل و رهايي از سرنوشت ديگر كليسا‌هاي ويران شده ارمنيان گرديد. براي اطلاع خوانندگان از چند و چون اين وقايع گزيده هايي از ترجمه مقاله "حيلمي ياووز" كه در روزنامه "زمان" چاپ استانبول منتشر گرديد به چاپ مي رسانيم. ياووز در مقاله خود مي نويسد:" در سال 1951 از سوي دولت فهرستي از كليساهاي ارمني كه مي بايست تخريب گردد آماده گرديد كه كليساي آختامار نيز از آن جمله بود. اين كليساي با شكوه و بي نظير در سال 921-915 ميلادي (قرن دهم) به دستور "گاگيك" پادشاه ارمنستان ساخته شده است. همه چيز براي تخريب اين كليسا فراهم گشته بود و تنها آخرين لحظات عمليات تخريب متوقف گرديد".
اما چه اتفاقي روي داد كه كار تخريب متوقف گرديد، مقاله نويس "زمان" به گزيده هايي از كتاب "ياشار كمال" درباره خود اشاره كرده مي نويسد: "در آن سال‌ها (دهه 50 ميلادي) ياشار كمال در نشريه "جمهوريت" مشغول به كار و فعاليت بود وي بر حسب اتفاق به شهر "وان" مي رسد، خبرنگار محلي جمهوريت در ملاقات و گفتگو با ياشار كمال درباره خطري كه كليساي "آختامار" با آن روبرو گشته است به وي مطالبي را بيان مي كند. وي به كمال مي گويد كه او هر آنچه در توان داشته انجام داده اما تاكنون نتوانسته است خطر تخريب را از كليساي "آختامار" دور كند. به گفته اين خبرنگار استاندار "وان" نيز وضعيت مشابه وي را دارد و او نيز قادر به جلوگيري از برنامه تخريب اين كليسا نيست زيرا استاندار دستور اكيد براي ويراني آن دارد".
در ادامه "حيلمي ياووز" مي‌نويسد: "ياشار كمال بعد از شنيدن اين مطالب بلافاصله به "نادر نادي" نماينده وقت مجلس ملي تركيه تلفن مي كند و از وي مي خواهد هر چه سريعتر اقدامي براي ممانعت از اين تخريب به عمل آورد. بعد از اين تماس تلفني ياشار كمال براي جلوگيري از عمليات تخريب به همراه يك پزشك ارتشي كه درجه كاپيتاني داشت راهي جزيره "آختامار" مي گردد، زماني كه ياشار كمال پا به ساحل جزيره مي گذارد مي بيند كارگران كار تخريب كليسا را هنوز شروع نكرده اند اما آنان چند معبد و كليساي كوچك اطراف كليساي مادر (سورپ خاچ) را كاملاً ويران كرده بودند. با ديدن اين موضوع كاپيتان (پزشك) همراه ياشار كمال به كارگران دستور مي دهند تا زمان بازگشت وي آنان حق ندارند هيچ ضربه كلنگي بر كليسا و ابنيه اطراف آن وارد نمايند و خود بلافاصله به ملاقات استاندار "وان" مي روند.
ياشار كمال در كتابش مي نويسد: بعد از اين دستور افسر پزشك، كارگران "خبردار" مي ايستند و كار تخريب متوقف مي‌شود. در همان زمان "نادر نادي" نماينده مجلس درباره وقايع در حال جريان تلفني به "آوني ياشهان" وزير آموزش و پرورش وقت توضيحاتي را ارائه مي‌كند، كه شخص وزير نيز به نوبه خود بلافاصله تلگرافي را با مضمون تخريب را متوقف كنيد براي استاندار وان ارسال مي كند. بدين ترتيب در 25 ژوئيه سال 1951 كليساي سورپ خاچ (آختامار) از تخريب نجات مي يابد.

سفر وزير آموزش و علوم ارمنستان به ايران

دكتر "آرمن آشوتيان"، وزير آموزش و علوم ارمنستان كه به دعوت همتاي ايراني خود براي گسترش همكاري‌هاي دو جانبه، از اول خرداد ماه سفري سه روزه به ايران داشت با رياست جمهوري، وزراي آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالي و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به طور جداگانه ملاقات كرد. وي همچنين از دانشگاه‌هاي تهران، صنعتي اميركبير و آزاد اسلامي نيز ديدار كرد.
وزير آموزش و علوم ارمنستان در ديدار با دكتر محمود احمدي‌نژاد رييس جمهور كشورمان روابط ارمنستان و ايران را دوستانه و داراي پتانسيل گسترش بيش از پيش توصيف كرد. در اين ملاقات دكتر احمدي نژاد روابط ايران و ارمنستان را صميمي دانست و گفت: ايران و ارمنستان پيوند ناگسستني با يكديگر دارند. رييس جمهوري تقويت همكاري‌هاي علمي و آموزشي را بستر مناسبي براي گسترش مناسبات دوجانبه دانست و گفت: امكانات فراواني بين ايران و ارمنستان وجود دارند كه بايد همه آنها به عنوان مكمل و پشتيبان براي منافع دو ملت استفاده شوند.
از سويي دكتر حميد رضا حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش كشورمان در ديدار صميمانه خود با دكتر آرمن آشوتيان، ضمن اشاره به ارتباط نزديك فرهنگي و تاريخي دو كشور گفت: خطوطي كه كشورها را از يكديگر جدا كرده است، قادر به ايجاد فاصله بين دل‌هاي مردم نيست.
وزير آموزش و پرورش از تشكيل گروه‌هاي كارشناسي مشترك به منظور تبادل تجربيات دو كشور در زمينه‌هاي مختلف استقبال كرد و گفت: ايران آمادگي دارد تا به دانش‌آموزان ارمنستان براي حضور قوي در المپياد ياري رساند.
وي با توجه به پيشرفت‌هاي علمي ايران گفت: معلمان و دانش‌آموزان ما پس از حضور موفق در 8 سال دفاع مقدس، افتخارات ديگري در عرصه‌هاي علمي نظير؛ انرژي هسته‌اي، حضور در فضا و ... خلق نمودند.
در اين ديدار وزير آموزش و علوم ارمنستان نيز ضمن ابراز رضايت از سفر خود و هيات همراه به ايران، خواستار همكاري‌هاي مشترك في‌مابين در زمينه‌هاي تربيت معلم، تبادل دانش‌آموز گردشگر و وسايل كمك آموزشي شد. وي از توجه خوب دولت و وزارت آموزش و پرورش ايران به دانش‌آموزان ارمني زبان ايراني تقدير و تشكر نمود و گفت: ارمنيان ايران از آزادي موجود در اين كشور و خدمات آموزشي كه به آن‌ها ارائه مي‌شود، رضايت دارند.
آشوتيان ضمن دعوت از حاجي بابايي براي سفر به ارمنستان و اشاره به امضاي موافقت‌نامه وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران با وزارت آموزش و علوم جمهوري ارمنستان در چهار سال گذشته گفت: آمادگي داريم در اين سفر موافقت‌نامه جديدي را به امضاء برسانيم.
كامران دانشجو، وزير فرهنگ و آموزش عالي كشورمان نيز در ديدار جداگانه خود با آرمن آشوتيان، اظهار داشت: با توجه به ديدگاه مشترك ايران و ارمنستان به مسايل علمي، ما آمادگي خود را جهت همكاري‌هاي مشترك علمي و تحقيقاتي مانند تبادل استاد و دانشجو، برگزاري سمينارهاي مشترك علمي، فرصت‌هاي مطالعاتي، اعزام دانشجويان بورسيه و انجام پروژه‌هاي مشترك تحقيقاتي، اجراي اردوهاي علمي-دانشگاهي، حمايت از زبان و ادبيات طرفين، برگزاري نمايشگاه و همكاري‌هاي مشترك در مجامع بين‌المللي همچون يونسكو را اعلام مي‌كنيم.
در اين ديدار وزير آموزش و علوم ارمنستان نيز ضمن دعوت رسمي از وزير علوم،‌ تحقيقات و فن‌آوري به ارمنستان با تاكيد بر افزايش مراودات علمي و پژوهشي بين دو كشور اظهار داشت: ارمنستان در بخش علوم داراي پيشينه مناسبي است كه امروزه در حال به روز كردن اين علوم هستيم تا خودمان را به سطح قابل قبول جهاني برسانيم و در اين خصوص نيز همكاري‌هاي متقابل بين دو كشور مي‌تواند زمينه ساز اين امر باشد.
"مهدي مصطفوي"، مشاور رييس جمهور و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز در ديدار با وزير آموزش و علوم جمهوري ارمنستان گفت: كرسي زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه ايروان و ديگر دانشگاه‌هاي ارمنستان فعال است و در حال حاضر 20 مدرسه آموزش زبان فارسي را در آن كشور برعهده دارند و اين همكاري، عمق تعاملات و فارسي دوستي جامعه ارمنستان و اشتراكات فراوان دو كشور را آشكار مي‌سازد.
وزير آموزش و علوم جمهوري ارمنستان نيز اظهار داشت: از اين كه در همسايگي ملتي هستيم كه از تمدن، فرهنگ و علم جهاني برخوردارند بسيار خوشحاليم.
آشوتيان ضمن تأكيد بر مراودات علمي و پژوهشي و اظهار علاقمندي براي ارائه بورس تحصيلي رشته اسلام شناسي براي دانشجويان ارمني، اظهار اميدواري كرد: در جلسه آينده كه با دعوت رسمي از هيئت ايراني در ارمنستان انجام مي‌پذيرد، موارد مطرح شده اجرايي و عملياتي خواهد شد.

برگزاري پنجمين دوره انتخابات مجلس ملي قراباغ

در 23مه سال‌جاري (1 خرداد) پنجمين دوره انتخابات مجلس ملي جمهوري قراباغ برگزار گرديد. انتخاب 33 عضو اين مجلس به دو روش نسبي و اكثريتي انجام مي گيرد، كه 17 عضو آن از طريق نسبي، يعني رأي به احزاب و 16 عضو نيز از طريق اكثريتي، يعني رأي به افراد انتخاب مي‌شوند. در ضمن احزابي مي‌توانند به عنوان فراكسيون حزبي وارد مجلس شوند كه موفق به كسب حداقل 6 درصد مجموع آرا شده باشند.
سرانجام با پايان يافتن شمارش آراي اين دوره از انتخابات 14 نماينده از "حزب ميهن آزاد"، 8 نماينده از "حزب مردم سالاري"، 6 نماينده از "حزب داشناكسيون" و 5 نماينده مستقل به مجلس ملي قراباغ راه يافتند.
براي نظارت بر روند انتخابات مقامات برگزار كننده ناظراني از چند كشور و سازمان اروپايي، آسيايي و آمريكايي دعوت كرده بودند.
برگزاري پنجمين دوره انتخابات نيز همچون دوره‌هاي پيشين واكنش‌هايي را در پي داشت. گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا، شوراي اروپا، روسيه، تركيه و چند كشور ديگر با صدور بيانيه‌هايي برگزاري اين انتخابات را غير قابل قبول دانسته از به رسميت شناختن آن خودداري كردند.
در واكنش به اين موضع‌گيري‌ها يكي از تحليل‌گران ارمنستاني طي مقاله‌اي با غيرعادلانه و نسنجيده خواندن اين اقدامات، آن را در تضاد با موضع‌گيري‌ها و بيانيه‌هاي قبلي اين سازمان‌هاي بين‌المللي دانست. وي به يكي از اين موارد اشاره كرده مي‌نويسد: "در تاريخ 24 مارس سال 1992 در نشست تكميلي سازمان امنيت و همكاري اروپا (در آن زمان "شوراي امنيت و همكاري اروپا")، كه در هلسينكي فنلاند برگزار گرديد، در خصوص آينده وضعيت حقوقي قراباغ تصميم گرفته شد نشستي مشورتي برگزار گردد كه كشورهاي ارمنستان، آذربايجان، روسيه سفيد، آلمان، ايتاليا، تركيه، فرانسه، چك و سوئد شركت‌كنندگان در آن بودند. در بيانيه پاياني اين نشست در رابطه با حضور نمايندگان قراباغ در روند مذاكرات چنين آمده است: "نمايندگان منتخب و ديگر نمايندگان قراباغ به عنوان طرف ذي‌نفع براي شركت در اين نشست‌ها دعوت خواهند شد".
اين تحليلگر با اشاره به اين بيانيه مي‌نويسد: "اين بيانيه سازمان امنيت و همكاري اروپا در حال حاضر نيز همچنان از ارزش حقوقي برخوردار بوده و سندي معتبر به شمار مي‌رود و از اسناد مهم اين سازمان محسوب مي‌شود. طبق اين سند قرار شد در نشست‌هاي آتي مربوط به قراباغ نمايندگان منتخب آن نيز حضور پيدا كنند. حال اين سئوال مطرح مي‌گردد، اگر برگزاري انتخابات براي تعيين نمايندگان به مثابه نمودي از مردم‌سالاري و حضور و مشاركت عادلانه مردم براي تعيين حق سرنوشت راه حلي مناسب دانسته نمي‌شود! اين سازمان‌ها و كشورهاي محكوم كننده راه حل مناسب خود را براي مشخص كردن نمايندگان قراباغ ارايه دهند".
در ادامه مقاله با ذكر اين مساله كه روساي مشترك گروه مينسك، يعني فرانسه، آمريكا و روسيه نيز بارها اعلام كرده‌اند كه در مرحله مشخصي از روند مذاكرات صلح قراباغ حضور نمايندگان قراباغ غير قابل اجتناب خواهد بود، آمده است: "اين "مرحله مشخص" دير يا زود فرا خواهد رسيد و در آن صورت چه كساني به نمايندگي از قراباغ در مذاكرات شركت خواهند كرد؟ آيا مگر غير از اين است افرادي كه در انتخابات با آراي مستقيم مردم انتخاب مي‌شوند اصلح‌ترين افراد براي حضور در مذاكرات خواهند بود، چه آنان نمايندگان قوه مقننه باشند و يا نمايندگان دولت و به اصطلاح قوه مجريه و شايد هم نمايندگاني از هر دو. همانگونه كه سازمان امنيت و همكاري اروپا در سال 1992 به صراحت اعلام كرده است، حضور نمايندگان قراباغ در مذاكرات براي حل و فصل نهايي مناقشه اجتناب‌ناپذير و لازم است، حال حتي اگر فرض كنيم اين حضور در آخرين مرحله از مذاكرات و براي گذاشتن امضا قراباغ در پاي سند نهايي باشد، باز حضور و نقش نمايندگان قراباغ به ميان مي‌آيد و اين سئوال مطرح مي‌گردد كه اين نمايندگان چه كساني خواهند بود؟!
نويسنده مطلب با اشاره به تاريخچه برگزاري انتخابات در قراباغ پس از آغاز مناقشه در اين منطقه مي‌نويسد: "از سال 1991 تاكنون تغيير دولت، انتخاب رييس جمهور و نمايندگان مجلس و شوراهاي شهري و روستايي در قراباغ تنها و تنها از طريق برگزاري انتخابات و با آراي مستقيم مردم صورت پذيرفته است. اين موضوع براي جمهوري كه هنوز هيچ رسميت بين‌المللي نيافته و بلطبع هيچ كمك اقتصادي و غيره از سازمان‌ها و نهادهاي بين‌المللي دريافت نمي‌كند، دست آورد مهمي محسوب مي‌گردد، اما نهادهاي اروپايي و در وحله نخست شوراي اروپا و نهادهاي وابسته به آن در كنار طرح شعارهاي مردم‌سالارانه و حمايت از دمكراسي برگزاري هر نوع انتخابات در قراباغ را محكوم و آن را غيرقانوني مي‌دانند اين موضع‌گيري بدان معناست كه حتي روستاها و قصبات قراباغ اجازه انتخاب كدخدا و دهدار و شورايار را نيز نخواهند داشت. اين گفته‌ها بيانگر آن است كه به جاي مشاركت مردمي، مسئولين و نمايندگان بر حسب سليقه و به صورت انتصابي و كاملاً جبري تعيين خواهند شد"!
در پايان مقاله، نويسنده ضمن تاكيد و حمايت مجدد از برگزاري انتخابات در قراباغ به مثابه نمود و جلوه‌اي از مردم‌سالاري مي‌نويسد: "هر چند دنياي غرب و هم پيمان استراتژيك ارمنستان يعني روسيه برگزاري انتخابات را محكوم مي‌كنند اما در هر حال رويدادها و تحولات سياسي در قراباغ از ديدگان جهانيان و سازمان‌هاي حقوق بشر مخفي نمي‌ماند. مثلاً سازمان مستقل بين‌المللي حمايت از آزادي و حقوق بشر (سعخعا ئخيثثقب) در گزارش دوره‌اي سال 2010 خود وضعيت رعايت آزادي و حقوق بشر در قراباغ را در قياس با همسايگان آن يعني جمهوري آذريايجان، روسيه، تركيه و ارمنستان در شرايط به مراتب بهتري ارزيابي كرده است.
در خاتمه مقاله نويس اين سئوال معنادار را مطرح مي‌كند: "آيا حقيقتاً دور از انتظار است، كه روزي اين سازمان‌ها حق زندگي مردم قراباغ را نيز زير سئوال ببرند؟".

قتل اسقف كليساي كاتوليك اسكندرون تركيه

خبرگزاري ها روز پنجشنبه 3 ژوئن (13 خرداد) از كشته شدن اسقف كليساي كاتوليك شهر اسكندرون تركيه به ضرب چاقو خبر دادند. "لوگي پادوسه" اسقف كليساي اسكندرون كه از روحانيون بلندپايه كليساي كاتوليك در تركيه محسوب مي‌شد در منزل خود آماج دهها ضربه چاقو قرار گرفته و به هنگام انتقال به بيمارستان جان باخت. ضارب اسقف راننده وي "مراد آلتون" بود كه اندكي بعد از جنايت دستگير شد. اسقف لوگي پادوسه اهل ايتاليا بوده و از 6 سال پيش در كليساي اسكندرون به خدمت مشغول بود. به دنبال وقوع اين جنايت، خانواده قاتل با شركت در يك كنفرانس مطبوعاتي، ضمن تاكيد بر غير سياسي بودن حادثه، اظهار داشتند كه مراد داراي اختلالات رواني است.(؟!) خانم "سلطان آلتون" مادر مراد با چشماني گريان ضمن بيان تاثر عميق خود از اين حادثه، اظهار داشت: "اين حادثه به هيچ وجه جنبه سياسي ندارد و پسرم از يك ماه پيش دچار اختلالات رواني شده و سلامت روحي خود را از دست داده بود." (؟!) در اين حال به نوشته روزنامه "جمهوريت" چاپ تركيه، قاتل اسقف كاتوليك در اعترافات خود گفته است كه قصد داشته است سال پيش "پاپ بنديكت شانزدهم"، رهبر كاتوليك‌هاي جهان را زماني كه در تركيه حضور داشت بكشد اما موفق به انجام اين كار نشده و لذا اسقف لوگي پادوسه را به قتل رسانده است. در واكنش به اخبار منتشره دال بر پريشان حالي قاتل، "ارجان اريش" وكيل كليساي كاتوليك اعلام كرد: "تا روز قتل هيچ نشاني از اختلالات رواني در مراد ديده نشده بود. حال چگونه وي يك روزه دچار اختلال گشت و بيمار شد؟!". ياد آور مي گردد؛ كه قبلاً نيز چندين قتل مشابه در تركيه صورت گرفته است. در فوريه سال 2007 (بهمن 85) يك نوجوان 16 ساله ترك با ورود به كليساي كاتوليك، كشيش "آندرا ساندورو" را در حال نيايش هدف گلوله قرار داده به قتل رساند. در همان ايام سه مسيحي ديگر كه يكي از آنان آلماني بود در چاپخانه‌اي به قتل رسيدند. بر پيكر جان باختگان آثار بيش از 100 ضربه كارد وجود داشت و بدن هر سه آنان تكه تكه شده بود. ارعاب و كشتار روحانيون مسيحي در تركيه بدين‌جا ختم نمي‌شود. نيروهاي امنيتي تركيه در سال 2007 موفق به كشف و خنثي كردن طرح ترور دو شخصيت روحاني ديگر يعني "پاتريارك بطلميوس"، رهبر مذهبي ارتودوكس هاي جهان و "اسقف مسروپ موتافيان"، خليفه ارمنيان تركيه شدند. اين در حالي بود كه در جريان برگزاري مراسم چهلم درگذشت "هراند دينك" روزنامه نگار به قتل رسيده ارمني دو جوان ترك در محوطه كليساي ارمنيان استانبول اقدام به تيراندازي به سوي اسقف موتافيان، خليفه ارمنيان نمودند. و عليرغم آن كه اين دو توسط پليس در محل دستگير شدند اما دادگاه آنان را از اتهام ترور مبرا و حكم به آزادي آنان داد. جالب است بدانيد كه در اكثر موارد پريشاني حالي و صغر سن فرد مهاجم و قاتل از دلايل ارتكاب جنايت محسوب گرديده است.

قديمي ترين كفش چرمي جهان در ارمنستان كشف شد

باستان شناسان، قديمي ترين نمونه كفش چرمي جهان را در غاري در جنوب شرق ارمنستان كشف كرده اند.اين لنگه كفش، با پنج هزار و پانصد سال قدمت، هزار سال پيش از اهرام ثلاثه مصر ساخته و خيلي خوب حفظ شده است. محققان مي گويند اين كفش از يك تكه چرم گاو درست شده است و شكل دوخت آن نشان مي دهد كه قرار بوده كاملا قالب پاي صاحب آن باشد. جزئيات اين كشف جديد در نشريه پلاس وان (Plos van)، چاپ شده است. داخل لنگه كفش پر است از خرده علف و سبزه؛ با اين كه باستان شناسان در مورد نقش سبزه مطمئن نيستند حدس مي زنند كه صاحب كفش احتمالا با پر كردن داخل كفش با سبزه قصد داشته پاي خود را گرم نگه دارد يا اين كه از بي قواره شدن آن جلوگيري كند. محققان در گزارش خود همچنين اذعان كرده اند كه مطمئن نيستند اين كفش را يك زن مي پوشيده يا يك مرد اما به هر حال اندازه اش نسبتاً كوچك است و با معيارهاي امروزي تقريبا با كفش زنانه سايز 37 برابر است. اين لنگه كفش در غار "آرني - 1" (Arni -1)، در نزديكي مرز ارمنستان با ايران و تركيه پيدا شده است. باستان شناسان مي گويند دليل سالم بودن نسبي اين كفش، به رغم سن و سالش، شرايط در داخل اين غار است. هواي داخل اين غار تغيير چنداني نمي كند، خنك و همچنين خشك است. آنها افزودند كه نكته ديگر در باره محل كشف اين كفش اين است كه كف غار با لايه اي از فضولات گوسفند پوشيده شده است. لايه اي از پشكل گوسفند، مانند عايقي محكم از آسيب رسيدن به كفش جلوگيري و آن را چند هزار سال حفظ كرده است. از جمله اشياي باستاني كه در اين غار كشف شده انواع ظروف در دار است كه برخي حاوي گندم، جو، زرد آلو و ساير سبزيجات خوراكي هستند.

ارمنيان در عراق؛ دلتنگي براي ميهن و آينده وابسته به عراق

به قلم: رشيد صوفي -دهوك
هنوز رويدادهايي را كه در دهه دوم قرن بيستم توسط دولت عثماني بر ارمنيان گذشته است در خاطره عده كثيري از ايشان كه براي نجات از ظلم و ستم به گوشه و كنار جهان پناه بردند زنده است. اهالي شهرك "كيسته"، يا همان شهرك ارمني نشيني كه در شهر مرزي "زاخو" در استان "دهوك" در 400 كيلومتري شمال بغداد واقع است، از اين امر مستثني نيستند.
به مرور زمان ارمنيان در اين منطقه اقامت نموده و به بخشي از تاريخ و بافت اجتماعي آن تبديل شدند. اما به رغم آن خاطره‌هايشان پر از صحنه‌هايي از سال‌هاي كوچ اجباري است. با اين حال آن صحنه‌هاي تلخ نتوانستند آرزوي بازگشت به سرزمين آبااجدادي را از بين ببرند.
آنان اكنون عراقي هستند و سرنوشت برخي از ايشان با اقليم كردستان عراق گره خورده است.
ادغام در جامعه جديد
"موراد نيسان"، 95 ساله، در گفت‌وگو با "نيوز ماتيك" مي‌گويد: "كشتار ارمنيان، ربودن زنان و كودكان و مصادره اموالشان به بخشي از زندگي روزمره ترك‌ها تبديل شده بود. ترس از دست دادن زندگي و خانواده پدرم را مجبور ساخت كه به طور مصلحتي اسلام بياورد و پس از آن كه توانست از دست دژخيمان گريخته و در اين جا مأمن يابد بار ديگر به مسيحيت بازگشت".
وي مي‌افزايد: "بين سال‌هاي 1917-1915 ارمنيان ساكن "شرناخ"، "وان" و "بيتليس" به زاخو پناه آوردند، كه در اين جا از سوي مردم منطقه مورد استقبال و حمايت قرار گرفتند".
موراد نيسان مي‌گويد: "ارمنيان پناه‌جو به زودي با اهالي منطقه ادغام شده و فعالانه در صنايع و پيشه‌هاي محلي مشاركت نموده و به ويژه نقش موثري در توليد لباس سنتي كردي بر عهده گرفتند".
امور و آرزوهاي جامعه ارمني
شهرك كيسته در زاخو مركز اسكان عمده ارمنيان در استان دهوك است. كليساي "مريم باكره" ارمنيان در سال 1923 در اين منطقه بنا شده است. همچنين دو روستاي ارمني‌نشين "افزروك" و "هوريزك"، كه در سال‌هاي اخير بازسازي شده است نيز قابل مشاهده است.
"ايشخان ملكون سركيسيان" رييس هيئت اداري جامعه ارمني زاخو در گفت‌وگو با "نيوز ماتيك" مي‌گويد: "وظيفه عمده اين هيئت اداره امور جامعه ارمني در زمينه‌هاي اجتماعي و پرورشي است و هماهنگي با مقامات دولتي و مديريت مسقلات و املاك و به طور كلي موقوفات كليساي ارمني است. اعضاي اين هيئت هر چهار سال يك بار انتخاب مي‌شوند".
سركيسيان مي‌افزايد: "در كل استان دهوك حدود 380 خانواده ارمني زندگي مي‌كنند، كه در امور تجاري و پيشه‌وري، صنايع دستي و بعضي از ايشان نيز در دواير دولتي مشغول به كار هستند".
رييس هيئت اداري كليساي ارمني اشاره مي‌كند كه وزارت آموزش و پرورش حكومت اقليم كردستان عراق سه باب مدرسه رسمي خاص ارمنيان تأسيس نموده، كه در آن ها به زبان مادري تدريس مي‌شود. همچنين برنامه‌هاي راديويي مخصوص به زبان ارمني از راديوي محلي شهر زاخو پخش مي‌شود.
سركيسيان مي‌گويد: "هيئت اداري تلاش مي‌كند كه يك مركز فرهنگي ارمني تأسيس كند، اما در حال حاضر به دليل كمبود كادر توانا اين مهم قابل اجرا نيست".
تحكيم روابط با مام ميهن
سركيسيان مي‌گويد: "روابط با ارمنستان از طريق كليساي ارمني است. ارمنيان ساكن اقليم كردستان عراق وابسته به كليساي مرسلي ارمني هستند، كه مركزيت آن در "اجميادزين مقدس" (ارمنستان) است. اما به لحاظ اجتماعي، ارمنيان بخشي از جامعه كردستان بوده و آينده ايشان نيز با آينده اقليم كردستان عراق گره خورده است".
"وازگن هارييك"، 40 ساله، مبل ساز، نيز مي‌گويد: من در راه تحكيم روابط با مام ميهن تلاش مي‌كنم. وي مي‌افزايد: من در سال 2005 به ارمنستان سفر كرده، در آنجا ازدواج كردم و اكنون با همسرم در شهر زاخو زندگي مي‌كنم.
او مي‌گويد برخي از جوانان ما به ارمنستان رفتند و در آنجا تشكيل خانواده دادند اما به دليل وضع نا به سامان اقتصادي در آنجا نماندند. اما من زادگاهم، زاخو را دوست دارم و نمي‌خواهم آن را ترك كنم. من خود را بخشي از آن مي‌دانم.
حقوقي كه قانون اساسي تضمين كرده است خانم "بايدزار ملكو" نماينده ارمنيان و كلداني‌ها در پارلمان اقليم كردستان عراق در مصاحبه با خبرگزاري "نيوز ماتيك" مي‌گويد: در پيش‌نويس قانون اساسي اقليم آمده است: "جامعه ارمني بخشي از كل اقليم كردستان است"، در حالي كه در قانون اساسي عراق با ارمنيان عادلانه برخورد نشده است. ايشان مي افزايد:علي‌رغم وجود بيش از بيست هزار ارمني در عراق در قانون اساسي آن از آنان ياد نشده است. وي يادآور مي‌شود كه در دهه نود قرن گذشته عده كثيري از خانوادهاي ارمني به دليل اوضاع نا به هنجار اقتصادي به كشورهاي اروپايي و آمريكا مهاجرت كرده‌اند، كه اين امر تأثير منفي بر جامعه ما داشت چرا كه باعث فرار مغزها چه به لحاظ علمي و چه صنعتي گرديد. خانم ملكو از تلاش برخي گروه‌هاي افراطي براي توسعه افكار تندروانه انتقاد كرده و گفت: اين نوع حركت‌ها به ويژه در ميان اقليت‌ها تأثيرات منفي مي‌گذارد. وي اظهار داشت: به دليل رفتارهاي افراطي نزديك به 150 خانواده ارمني از بغداد، موصل و بصره به منطقه دهوك نقل مكان كرده‌اند و به همين دليل نيز آينده ارمنيان منطقه به توسعه اقليم كردستان وابسته است. و هر گونه توسعه اقتصادي، سياسي و اجتماعي اقليم بر ارمنيان نيز تأثير مي‌گذارد. شايان ذكر است؛ برخي از منابع تاريخي ترجيح مي‌دهند پيدايش ارمنيان در عراق را به قبل از ميلاد مسيح، زماني كه تعدادي از تجار ارمني در شهر باستاني بابل مستقر شده بودند ربط دهند. اما حقيقت آن است كه بزرگترين كوچ ارمنيان به عراق به سال هاي مياني دهه دوم قرن گذشته كه قتل‌عام ارمنيان توسط دولت تركيه به اجرا گذاشته شد و بر اساس منابع ارمني بيش از يك و نيم ميليون نفر در آن كشته شدند بر مي‌گردد. در حال حاضر جمعيت ارمنيان عراق بيش از بيست هزار نفر است، كه در استان‌هاي بغداد، دهوك، موصل، كركوك و بصره زندگي مي‌كنند.

مبارز احمداوغلو : در مناطق اشغالي آذربايجان مقادير زيادي تكنولوژي نظامي ايراني موجود است (؟!)

"مبارز احمداوغلو"، رييس مركز اطلاع رساني سياسي جمهوري آذربايجان به خبرگزاري "ترند" اين جمهوري گفت: "دليل اصلي بيانات اخير رهبران مذهبي ايران مبني بر تخريب مساجد در باكو و دخالت در امور داخلي جمهوري آذربايجان، مربوط به اين است كه ايران در آينده‌اي نزديك نخواهد توانست در مسئله حل مناقشه قراباغ كوهستاني ميانجي‌گري كند". احمداوغلو افزود: "ايران به طور غير مستقيم سخن مي‌گويد. در مناطق اشغالي آذربايجان مقادير زيادي تجهيزات نظامي ايراني موجود است. (؟!) در اين مناطق كارشناسان ايراني براي ارمنستان افزارها و سيستم‌هاي امنيتي- اطلاعاتي نصب كرده‌اند". اين به اصطلاح كارشناس جمهوري آذربايجان در ادامه داستان‌سرايي‌هايش به خبرگزاري ترند گفته است: "اگر در آينده نزديك مناطق اشغال شده آزاد شود، فعاليت‌ها و حضور ايران در اين مناطق برملا خواهد شد، به همين خاطر نيز ايران افراد مذهبي در آذربايجان را تحريك مي‌كند. مذهبيون و گروه‌هاي مذهبي آذربايجاني كه به عنوان ستون پنجم ايران (؟!) به شمار مي‌روند نه تنها با روحانيون مذهبي ايران رابطه دارند، بلكه با سازمان اطلاعات آن كشور نيز همكاري مي‌كنند. (؟!) سازمان اطلاعات ايران با كمك مؤمنان جمهوري آذربايجان و از طريق رهبران مذهبي ايران اطلاعات جمع‌آوري مي‌كند". اين به اصطلاح كارشناس سياسي، ضمن تأكيد بر آن كه براي گروه‌هاي مذهبي آذربايجان مسأله مساجد داراي منافع دوگانه است، مي‌گويد: "اولاً آنها مي‌خواهند از طريق ايران بر دولت آذربايجان فشار آورند. زيرا كه بر اساس دلايل شخصي از حكومت فعلي رضايت ندارند. ثانياً، مسجد براي آنها راهي براي به دست آوردن پول است". احمداوغلو در پايان سخنان خود خطاب به مراجع بلندپايه ايران گفت: "رهبران مذهبي رسمي ايران بايد بدانند، كه حمايت از چنين اشخاصي مي‌تواند بر روابط ايران و آذربايجان تاثير منفي بگذارد".

افتتاح كرسي زبان و ادبيات ارمني

دانشگاه "ارجييس" قيصريه تركيه اقدام به افتتاح كرسي زبان و ادبيات ارمني در آن دانشگاه نمود. به گزارش خبرگزاري "آناتولي" تركيه، به غير از ارمني، زبان و ادبيات عبري نيز در اين دانشگاه تدريس خواهد شد. قابل ذكر است كه در چند سال اخير چند دانشگاه ديگر تركيه گام‌هاي مشابه‌اي برداشته‌اند. بيشتر توجه اين دانشگاه‌ها بر آموزش ادبيات و زبان ارمني متمركز شده است. عمده مشكل اكثر اين دانشگاه‌ها نبود اساتيد مجرب و كار آزموده در تركيه بوده است. اين دانشگاه‌ها براي جبران اين كمبود اقدام به جلب و استخدام اساتيد از جمهوري آذربايجان كرده‌اند. طبق اين گزارش در چند سال اخير جوانان نرك تمايل بيشتري براي ياد گيري و آموزش ادبيات و زبان ارمني از خود نشان مي‌دهند. يادآور مي‌گردد كه كرسي ادبيات و زبان تركي در دانشكده زبان دانشگاه دولتي ايروان از دهها سال پيش تاكنون مشغول فعاليت بوده و تاكنون اساتيد و كارشناسان بسياري از آن فارغ‌التحصيل شده‌اند.

اسناد جديد

در ادامه جلسه دادرسي پرونده قتل "هراند دينك" روزنامه، نگار و سردبير مقتول هفته نامه ارمني "آگوس" كه در تاريخ 10 مه (20 ارديبهشت) در شعبه 14 دادگاه جرائم بزرگ استانبول برگزار گرديد، اسناد و شواهد جديدي در خصوص اين پرونده هويدا گرديد. در جريان اين دادرسي مكالمات تلفني چند تن از متهمان پرونده با 6 تن ازاعضاي تشكيلات "ارگنه كن" كه توسط نيروهاي امنيتي تركيه ضبط شده بود به سمع دادگاه رسيد.
در اين جلسه همچنين شاهدي كه در زمان قتل دينك در محل وقوع جنايت حضور داشت به اداي شهادت پرداخت. اين شاهد كه قرار بود در جريان جلسه قبلي دادگاه مورخ 8 فوريه (19 بهمن 88) به اداي شهادت بپردازد به دليل مضحك آنچه "فراموشي پليس براي آوردن وي به دادگاه" عنوان شده، نتوانسته بود در دادگاه حضور يابد. جالب اينكه به دليل عدم تسلط كافي اين شاهد به زبان تركي، مترجم وي نيز به سرنوشت مشابه‌اي گرفتار آمده بود. به نوشته روزنامه "راديكال" چاپ استانبول "شاهد ناشناس" كه به احتمال زياد ارمني است شهادت داده كه در قتل هراند دينك 5 نفر مشاركت داشته‌اند كه دو تن از آنان اقدام به تير اندازي به سوي مقتول نموده‌اند. تا پيش از شهادت اين شاهد گفته مي‌شد كه "اوگيون ساماست" قاتل 17 ساله دينك به تنهايي اقدام به اين جنايت كرده است. از سوي ديگر از محتواي مكالمات تلفني قاتل و همدستانش مشخص شده است، كه تشكيلات شبه نظامي "ارگنه كن" كه تاكنون ده‌ها تن از اعضاي آن به اتهام قتل، انفجار و انجام عمليات تروريستي و طرح‌ريزي كودتا عليه دولت اردوغان دستگير شده‌اند در كشتن هراند دينك نقش اساسي ايفا كرده‌اند. يادآور مي‌گردد؛ كه اكثر اعضاي دستگير شده "ارگنه كن" از نظاميان و كادرهاي ارتش و سازمان‌هاي امنيتي تركيه بوده‌اند. تاكنون نزديك به 60 تن ازاعضاي اين تشكيلات دستگير شده‌اند. با گذشت بيش از 3 سال از ترور هراند دينك هنوز هيچ خبر جديدي از طراحان و مسببين اصلي اين جنايت برملا نشده است. به گفته خانم "فتحيه چتين"، از وكلاي خانواده دينك علي‌رغم گذشت اين همه مدت اين پرونده هنوز در همان مرحله مقدماتي قرار دارد و در حقيقت مسئولان اصلي اين جنايت هنوز در آزادي به سر مي‌برند.

نقش آلمان در قتل‌عام ارمنيان را نمي توان انكار كرد

"آلمان نقش ويژه اي در قتل‌عام ارمنيان ايفا كرده است". اين بخشي از سخنان "رجب مراشلي" تاريخدان كرد است، كه در خلال كنفرانس بررسي قتل عام ارمنيان كه از سوي انجمن ارمنيان دمكرات بلژيك برگزار شده بود، بيان گرديد. به گزارش خبرگزاري "فيرات" تركيه، در اين كنفرانس كه در تاريخ 2 مه (12 ارديبهشت) در بروكسل برگزار گرديد، "رجب مراشلي" طي سخناني به بررسي ابعاد قتل‌عام ارمنيان پرداخته، گفت: "در سال 1915 ترك‌هاي جوان قتل‌عام را به انجام رساندند. در آن سال‌ها آلمان همكاري و روابط حسنه و بسيار نزديكي با دولت ترك‌هاي جوان داشت. ترك‌هاي جوان در طراحي قتل‌عام بيش از همه از كمك‌هاي آلمان برخوردار بودند و لذا غير قابل قبول و محال به نظر مي‌رسد كه دولت وقت آلمان از طرح‌ريزي قتل‌عام ارمنيان مطلع نبوده باشد. رجب مرشلي از تاريخدانان به نام كرد است، كه بعد از 25 سال تحقيق و بررسي كتابي تحت عنوان "جنبش ملي ارمنيان و قتل‌عام سال 1915" را به رشته تحرير در آورد. در اين كتاب ارزشمند مراشلي مي‌نويسد: "آنچه از سوي دولت عثماني عليه ارمنيان به مرحله اجرا گذاشته شد قتل‌عام بود و دولت تركيه در قبال آن مقصر و پاسخگو است. اين يك واقعيت مسلم و غير قابل انكار است. قتل‌عام هيچ دليل و منطقي را نمي‌پذيرد. قتل‌عام ارمنيان جنايتي بس بزرگ عليه بشريت بوده است، كه مي‌بايست از سوي جهانيان محكوم گردد".

كناره‌گيري رهبر حزب مخالف

"دنيز بايكال"، رهبر اصلي‌ترين حزب مخالف دولت حاكم تركيه پس از چهار دهه فعاليت سياسي از مقام خود كناره‌گيري كرد. دنيز بايكال قبل از استعفا در نشستي خبري دولت تركيه را به طراحي توطئه‌اي سياسي عليه خود متهم كرد. كناره‌گيري بايكال از مقام خود، در پي انتشار تصاويري ويديويي در اينترنت و رسوايي جنسي رخ داد كه از رابطه غير اخلاقي وي با يك نماينده زن اين حزب در مجلس اين كشور پرده بر مي‌داشت. بايكال 71 ساله و نظامي بازنشسته در اين نشست خبري افزود: "اين يك فيلم مستهجن نيست، اين يك توطئه است. افرادي كه اين توطئه را چيده‌اند، اهداف و مقاصد سياسي خاصي را دنبال مي‌كنند". وي همچنين گفت: "من از رهبري حزب جمهوري‌خواه خلق استعفا مي‌دهم اما استعفاي من به اين معنا نيست كه من به اين توطئه سر مي‌سپرم يا از آن مي‌گريزم. بر عكس، اين توطئه تنها يك چالش است". بايكال، رهبر حزب سكولار جمهوري‌خواه خلق تركيه تاكنون اتهامات وارده مبني بر وجود رابطه غير اخلاقي با يكي از نمايندگان زن را نه انكار و نه بدان اعتراف كرده است. گفتني است، "رجب طيب اردوغان"، نخست وزير تركيه به مقامات سازمان اطلاعات تركيه دستور داده است تا مراتب انتشار اينترنتي اين تصاوير ويدئويي را مورد تحقيق و تفحص قرار دهند. كارشناسان امور سياسي تركيه معتقدند حزب حاكم و شخص اردوغان در پشت اين قضيه قرار دارند، زيرا حذف رقيبي كهنه‌كار از عرصه سياسي مي‌تواند راه را براي ترك تازي اردوغان بيش از پيش فراهم آورد. از سوي ديگر به دنبال كناره‌گيري دنيس بايكال، "كمال كيليچداراوغلو"، نماينده پيشين مجلس به رياست "حزب جمهوري‌خواه خلق" برگزيده شد. كيليچداراوغلو، 62 ساله و نماينده سابق استانبول در مجلس، در انتخابات درون حزبي به عنوان هفتمين رهبر حزب برگزيده شد.

وزير امور خارجه آرژانتين: "واقعيت قتل‌عام ارمنيان غير قابل شك است"

وزير امور خارجه و تجارت خارجي و امور ديني آرژانتين در ملاقات با رييس جمهور ارمنستان بر آمادگي آرژانتين براي توسعه همكاري با ايروان خصوصاً در عرصه كشاورزي تاكيد ورزيد.
در اين ملاقات كه اواسط ماه مه (ارديبهست) در ايروان انجام گرفت، "خورخه تايانا"، وزير امور خارجه آرژانتين با تاكيد مجدد بر اين اينكه موضع كشورش در خصوص قتل‌عام ارمنيان واضع و صريح است، گفت: "واقعييت قتل‌عام ارمنيان غير قابل انكار است و نمي‌توان درباره وقوع آن شك و ترديد كرد".
در اين ديدار سركسيان، رييس جمهور ارمنستان ضمن تبريك 200-مين سالگرد استقلال آرژانتين به ملت و دولت اين كشور از حسن رفتار و احترام آنان در قبال جامعه اقليت ارمني اين كشور تشكر و سپاس گذاري كرد. وزيرامور خارجه آرژانتين نيز با مهم دانستن توسعه روابط با ايروان گفت، افتتاح اولين سفارت آرژانتين در قفقاز در كشور دوست و برادر ارمنستان بيانگر اهميتي است كه بوينوس آيرس براي گسترش اين روابط قايل مي‌باشد. درخلال سفر "خورخه تايانا" ساختمان جديد سفارت آرژانتين در ايروان نيز افتتاح گرديد.
ياد آور مي‌گردد؛ آرژانتين از اولين كشورهاي است كه ضمن به رسميت شناختن واقعيت قتل‌عام ارمنيان آن را محكوم كرده و صراحتاً از حقوق حقه ملت ارمني اعلام حمايت كرده است. در حال
حاضر جمعيتي يكصد هزار نفري از ارمنيان در آرژانتين زندگي مي‌كنند.

موضع ايران در قبال انتخابات پارلماني قراباغ

سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان اعلام كرد: ايران انتخابات پارلماني قراباغ را به رسميت نمي‌شناسد. رامين مهمانپرست روز سه‌شنبه 4خرداد در پاسخ به سئوالي در خصوص ديدگاه تهران در ارتباط با برگزاري انتخابات پارلماني در قراباغ گفت: "جمهوري اسلامي ايران برگزاري انتخابات در قراباغ را به رسميت نمي‌شناسد". وي ضمن رد اخبار منتشره مبني بر حضور ناظراني از سوي جمهوري اسلامي ايران در انتخابات قراباغ، تاكيد كرد: هيچ فردي از سوي ايران به عنوان ناظر در انتخابات شركت نكرده است. از سوي ديگر در پي انتشار خبرهايي در چند نشريه جمهوري آذربايجان مبني بر حضور فردي ايراني به عنوان ناظر در اين انتخابات، سيماي آذري شيكه بين‌المللي "سحر" در تاريخ 3 خرداد در برنامه شامگاهي خود گفتگويي با "ميرقاسم مومني"، (فرد ايراني مورد نظر رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان) انجام داد. مومني در اين مصاحبه با بي اساس دانستن اين خبرها و ضمن تأكيد بر اين كه به هيچ وجه به عنوان ناظر انتخابات در قراباغ حضور نداشته است، مي‌گويد: "انتشار اين خبر دروغ، ناشي از تلاش رسانه‌هاي ارمني و برخي از رسانه‌هاي آذري براي جلوگيري از توسعه مناسبات دوستانه تهران و باكو است". بي شك جنجال‌افكني و مواضع خصمانه اخير رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان عليه ايران و طرح موضوع حضور يك فرد ايراني به عنوان ناظر در انتخابات قراباغ نمي‌تواند صرفاً واكنش عادي باكو در جهت سياست منزوي كردن جمهوري قراباغ و شكستن مقاومت و اراده آنان براي رسيدن به شناسايي بين‌اللملي تلقي گردد زيرا در اين انتخابات كه در تاريخ 23 مه (1 خرداد) برگزار گرديد 114 ناظر از 14 كشور حضور داشتند و چنين فرافكني و هوچي‌گري رسانه‌اي در مورد هيچ يك از اين دهها تن صورت نگرفت. هدف از اين اقدامات كه از مدتها قبل از سوي محافل پان‌تركيستي و رسانه‌هاي وابسته به آنان در جمهوري آذربايجان اوج گرفته است هرچند به ظاهر عليه سياست‌هاي ارمنيان و ارمنستان بوده، اما ماهيتي كاملاً ضد ايراني دارد. هدف پان‌تركيست‌ها از اين اقدامات كه در مناسبت‌ها و بهانه‌هاي مختلف با رنگ و لعاب‌هاي گوناگون انجام مي‌گيرد فراهم آوردن هر چه بيشتر زمينه رشد و ترويج افكار نژادپرستانه و پان‌تركيستي در اين جمهوري و خصوصاً كشورهاي منطقه و از آن جمله ايران و نيز زدودن نقش و تاثير سازنده جمهوري اسلامي ايران در مسائل و تحولات منطقه‌اي از جمله مناقشه قراباغ مي‌باشد.

سركسيان: "جايگزين ديگري براي انتخابات وجود ندارد"

"ژوزه مانوئل باروزو"، رييس كميسيون اروپا از ارمنستان و تركيه خواست تا ديالوگ آشتي ميان دو كشور را ادامه دهند. وي در پايان ملاقات با "سرژ سركيسيان"، رييس جمهور ارمنستان كه در تاريخ 26 مه (5 خرداد) در بروكسل صورت گرفت، در كنفرانس مطبوعاتي گفت: "من از طرفين دعوت مي‌كنم كه به ديالوگ بدون پيش شرط و در چارچوب زماني معقول ادامه دهند". سرژ سركسيان نيز با اشاره به تلاش‌هاي گروه مينسك و دورنماي فعاليت‌هاي آن گفت: "كارها و فعاليت‌هاي بسيار مهمي پيش روي اين گروه قرار دارد كه اراده جدي طرفين براي حل و فصل اختلافات و داشتن توان اتخاذ تصميمات مشكل را طلب مي‌كند. ارمنستان به كنار نهادن و خروج از چارچوب مذاكرات واقعي و انجام اقدامات نمايشي مرحله‌اي در اين سو و آن سوي جهان اعتقادي ندارد". سركسيان افزود: "با حضور و مشاركت دولت قانوني قراباغ و ارتقاي نقش آن مي‌توان تحولي كيفي و مرحله‌اي جديد در روند مذاكرات پديد آورد". سركسيان در خصوص موضوع برگزاري انتخابات مجلس قراباغ گفت: "اينك ده‌ها سال است كه مردم قراباغ با برپايي انتخابات دولت قانوني خود را انتخاب مي‌كنند. بلطبع در اين ساليان نهادهاي مختلفي و از آن جمله شوراي اروپا اعلام مي‌كنند كه اين انتخابات را به رسميت نمي‌شناسند، مسئله‌اي كه براي ما غيرعادي است، اما با اين حال ما سعي كرديم علل آن را درك نماييم. اما بايد نقطه نظرات ما نيز مد نظر قرار گيرد. ما يقين داريم كه جايگزين ديگري براي انتخابات وجود ندارد. شايد جايگزين ديگر همانا رهبري قراباغ توسط نيروهاي نظامي است، اما ما مخالف چنين امري هستيم. لذا به نظر ما موضوع برگزاري انتخابات عادلانه و دمكراتيك از سوي مردم قراباغ امري عادي و طبيعي است". رييس كميسيون اروپا در پاسخ به اين سئوال كه شيوه و مدل اداره قراباغ تا به رسميت شناخته شدن استقلال آن از سوي دول مختلف چگونه بايد باشد، گفت: "ما همچنان به حمايت خود از راه حل‌هاي سياسي و به ميانجي‌گري گروه مينسك ادامه خواهيم داد. ما فكر مي‌كنيم براي رسيدن به راه حل نهايي بايد همه اصول و نكات اساسي از جمله حق بازگشت آوارگان و حق تملك مايملك، حق تعيين سرنوشت و همچنين ضمانت‌هاي امنيتي و خروج نيروهاي نظامي از منطقه مد نظر گرفته شود". ياد آور مي‌گردد كه ميان ارمنستان و تركيه روابط سياسي رسمي وجود ندارد و مرز زميني ميان دو كشور از سال 1993 به طور يكجانبه از سوي آنكارا در حمايت از جمهوري آذربايجان در جنگ با ارمنيان قراباغ مسدود شده است. تركيه براي بازگشايي مرز و برقراري روابط دوجانبه پيش شرط‌هايي دارد كه از جمله آنها انصراف ارمنستان از سياست به رسميت شناختن بين‌المللي واقعيت قتل‌عام ارمنيان و گردن نهادن بر خواست‌هاي باكو در مناقشه قراباغ مي‌باشد.

مباحث خصوصي" !؟

" اخيراً معاون وزير امور خارجه جمهوري آذربايجان در رأس هياتي چند نفره راهي اسراييل شده و ملاقات‌هايي با مقامات دولتي و روساي چند سازمان يهودي انجام داد. علي‌رغم اهميت اين ملاقات‌ها خبري در باره آن‌ها در رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان منتشر نشد. "آراز عظيم‌اف" كه در راس اين هيات راهي بيت‌المقدس شده بود در تاريخ 6 مه (16 ارديبهشت) با حضور در دفتر سازمان اجتماعي اسراييلي-آمريكايي (زشحهش) با "ونتي زينگري"، مديركل روابط خارجي اين سازمان و "ديويد ترولمن"، مديركل اين تشكيلات ديدار و گفتگو كرد. به گزارش رسانه‌هاي اسراييلي "ترولمن" درباره جزييات اين ملاقات به خبرنگاران گفته است، كه "مباحث ملاقات وي با عظيم‌اف كاملاً خصوصي بوده و قابل طرح و انتشار رسانه‌اي نيست". وي افزوده است: "از اين به بعد چنين ملاقات‌هاي به صورت دوره‌اي برگزار خواهد شد". به گزارش اين رسانه‌ها كليات مفاد اين "مباحث خصوصي" شامل نكات زير بوده است. باكو از قدرت گرفتن لابي ارمني در آمريكا ناخرسند است و لذا تلاش مي‌كند سازمان‌هاي قدرتمند لابي يهوديان را كه از نفوذ و قدرت خوبي در آمريكا برخوردار هستند را به سمت خود جلب كند. باكو مي‌خواهد با كمك سازمان‌هاي يهودي در مجلس سنا و كنگره آمريكا تصميماتي اتخاذ گردد كه به نفع جمهوري آذريايجان باشد. جلب كمك‌ها و حمايت‌هاي بيشتر اقتصادي و سياسي واشنگتن از اهداف ديگر باكو است. آنان همچنين خواهان آنند كه لابي يهوديان با نفوذ در مجالس آمريكا از ميزان كمك‌هاي مالي اعطايي واشنگتن به ايروان و استپاناكرد بكاهند. به گزارش منابع خبري اسراييلي، سازمان‌هاي يهودي البته مي‌توانند ياري رسان باكو باشند، اما تل‌آويو در قبال آن مطمئناً انتظارات خاص خود را خواهد داشت. مثلاً اسراييل در رابطه با همسايه جنوبي آذربايجان يعني جمهوري اسلامي ايران درخواست‌هايي را طرح خواهد كرد، كه دولتمردان باكو ناچارند براي تحقق آن‌ها توجه كافي مبذول دارند. در باره جزئيات اين درخواست‌ها هنوز خبر موثقي منتشر نشده است، اما با در نظر گرفتن حضور روزافزون شركت‌هاي تجاري اسراييلي در جمهوري آذربايجان و رشد فوق‌العاده مبادلات تجاري ميان دو كشور مي‌توان اين مسئله را يكي از درخواست‌هاي طرف اسراييلي دانست و اما همكاري‌هاي گسترده‌تر اطلاعاتي و امنيتي و حضور ماموران اطلاعاتي اسراييلي در نزديكي مرزهاي شمالي ايران بدون شك از خواست‌هاي مقامات اين رژيم خواهد بود، مسئله اي كه تاكنون باكو سخاوتمندانه بدان جواب مثبت داده است.

"مهمانپرست" در گرجستان

"رامين مهمانپرست"، سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان كه به دعوت همتاي گرجي خود در آخرين روز ارديبهشت ماه در راس يك هيات رسانه‌اي به تفليس سفر كرده بود، در كنفرانسي مطبوعاتي كه در محل اقامت هيات ايراني برگزار شد به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت.
مهمانپرست با خوب توصيف كردن سطح روابط ايران و گرجستان، گفت: "ما معتقديم كه همكاري دو كشور در بخش‌هاي اقتصادي بخصوص در بخش انرژي و كشاورزي قابل توسعه است". وي در رابطه با سفر وزير امور خارجه ايران به تفليس اظهار داشت: "بعد از سفر وزير امور خارجه گرجستان به ايران اميدواريم كه در يك ماه آينده (ژوئن-تير) شاهد سفر وزير امور خارجه ايران به گرجستان، كه براساس دعوت همتاي خود صورت مي‌گيرد باشيم". دستيار ارشد وزير امور خارجه در خصوص سفر رييس جمهور ايران به گرجستان خاطرنشان كرد: "تاكنون دو بار رييس جمهور گرجستان براي سفر رييس جمهور ايران به اين كشور دعوت‌هايي را انجام داده است كه اميدواريم با سفر نخست وزير گرجستان به ايران بتوانيم براي تحقق اين سفر نيز برنامه‌ريزي كنيم. مهمانپرست در رابطه با موضع كشورمان در حل مناقشه قراباغ گفت: "سياست خارجي ايران همواره بر رفع تمامي تنش‌هاي منطقه‌اي، ايجاد صلح و ثبات استوار بوده است". وي افزود: "ما مناقشه قرا‌باغ را اختلافي ميان كشورهاي ارمنستان و آذربايجان تلقي مي‌كنيم و گمان مي‌كنيم بهترين راه حل براي حل اين مناقشه گفت‌و‌گو و تفاهم است. البته ما آماده ارايه كمك‌هاي خود براي حل و فصل اين موضوع هستيم". مهمانپرست در مدت اقامت خود در گرجستان با "ايليايدوم" ، اسقف اعظم گرجستان نيز ديدار كرد. در اين ديدار كه هفتم خرداد ماه انجام شد، آخرين وضعيت روابط سياسي و فرهنگي دو كشور و اهميت روابط مورد بحث و بررسي قرار گرفت. هيات رسانه‌اي ايران طي اقامت در تفليس از تعدادي از شبكه‌هاي تلويزيوني و خبرگزاري‌هاي گرجستان ديدار كرد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

ريیس مرکز اطلاع رسانی سیاسی آذربایجان گروه‌هاي مذهبي اين كشور را ستون پنجم ايران ناميد

مبارز احمداوغلو ريیس مرکز اطلاع رسانی سیاسی آذربایجان، در 15 مه سال جاري (25 ارديبهشت)، به خبرگزاری "ترند" گفت: دلیل اصلی بیانات اخیر رهبران مذهبی ایران (مبنی بر تخریب مساجد در آذربایجان) و دخالت در امور داخلی جمهوری آذربایجان، مربوط به این است که ایران در آینده‌ای نزدیک نخواهد توانست به آذربایجان در مسئله حل مناقشه قراباغ کوهستانی میانجی‌گری کند.
احمداوغلو گفت: "ایران به طور غیر مستقیم سخن می‌گوید. در مناطق اشغالی آذربایجان مقادیر زیادی تجهیزات نظامی ایران موجود است. در این مناطق در نصب سیستم‌های امنیتی برای ارمنستان کارشناسان ایرانی شرکت کرده‌اند. اگر در آینده نزدیک این مناطق اشغال شده آزاد شود، فعالیت‌های ایران در این مناطق برملا خواهد شد. به همین خاطر ایران افراد مذهبی در آذربایجان را تحریک می‌کند. افراد مذهبیون آذربایجان که به عنوان ستون پنجم ایران در نظر گرفته شده‌اند نه تنها با رهبران مذهبی ایران رابطه دارند، بلکه با سازمان اطلاعات آن کشور نیز همکاری می‌کنند. سازمان اطلاعات ایران با کمک مؤمنان جمهوری آذربایجان و از طريق رهبران مذهبی ایران اطلاعات جمع‌آوری می‌کند".
چند روز پیش آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، تخریب مساجد در آذربایجان را مورد انتقاد شديد قرار داده و به حکومت آذربایجان هشدار داده بود که اگر تخريب مساجد ادامه پيدا کند حکم به "مقاومت" خواهد داد و "هر کس در اين راه کشته شود شهيد است".
اين به اصطلاح کارشناس سیاسی، ضمن تأكيد بر آن كه برای گروه‌هاي مذهبي آذربایجان مسأله مساجد دارای منافع دوگانه است، مي‌گويد: "اولاً آنها می‌خواهند از طریق ایران بر دولت آذربایجان فشار آورند. زیرا که بر اساس دلایل شخصی از حکومت فعلی رضایت ندارند. ثانیاً، مسجد برای آنها راهی برای به دست اوردن پول است". احمداوغلو در پايان سخنان خود خطاب به مراجع بلندپايه ايران گفت: "رهبران مذهبی رسمی ایران باید بدانند، که حمایت از چنین اشخاصی می‌تواند بر روابط ایران و آذربایجان تاثیر منفی بگذارد".

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

ملاقات رهبر مذهبي ارمنيان عراق با معاون نخست‌وزير اقليم كردستان

اسقف اعظم دكتر "آواك آساطوريان"، رهبر مذهبي ارمنيان عراق با همراهي جمعي از مسئولين خليفه‌گري ارمنيان عراق در تاريخ 6 مي (16 ارديبهشت) ضمن سفر به منطقه اقليم كردستان با آقاي "آزاد برواري"، معاون نخست‌وزير حكومت اقليم ديدار كرده و با وي در مورد مسايل مورد علاقه دو طرف به گفت‌وگو نشست.
معاون نخست وزير اقليم در اين ديدار ضمن اطمينان دادن در مورد آن كه "كليه امكانات حكومت اقليم در اختيار برادران ارمني و ديگر مسيحيان عراق قرار خواهد گرفت"، تأكيد نمود: "دولت اقليم از هيچ كوششي براي آسايش هموطنان ارمني در منطقه دريغ نخواهد ورزيد".
اسقف آساطوريان نيز در اين ديدار ضمن تشكر و قدرداني از برخورد صميمانه مسئولان حكومت اقليم با ارامنه، خواهان ادامه اين همكاري‌ها و ريشه دواندن برادري‌ها مابين دو قوم كهن گرديد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

كردستان عراق؛ تلاش براي پيشرفت

نقش ارامنه در پيشرفت كردستان عراق كم، اما در عين حال تأثير گذار است.
حكومت اقليم كردستان (عراق) براي پيشرفت اين منطقه تلاش گسترده‌اي را آغاز كرده است. از جمله فعاليت‌هاي چشم‌گيري در عرصه صنعت و مسكن در حال انجام است.
كردستان عراق كه از ساليان دور عرصه تاخت و تاز نيروهاي متخاصم بوده و بلاطبع فرصت رشد را از دست داده اينك توسط حكومت اقليم سعي در به روز شدن خود دارد و در اين راه از شركت‌هاي داخلي و خارجي و به خصوص جمهوري اسلامي ايران براي حضور فعال در اقليم دعوت به عمل آورده است، اما بر خلاف ارتباطات فرهنگي سياسي شركت‌هاي ايراني چنان كه بايد از اين امتياز استفاده نمي‌كنند و عرصه را به شركت‌هاي تركيه‌اي واگذار كرده‌اند.
جنگ‌هاي جاري در كردستان عراق از سال 1961 لغايت 2003 ميلادي و نيز سياست‌هاي دولت‌هاي عراق طي آن سال‌ها در عقب نگاه داشتن اين منطقه به لحاظ علمي، فني و صنعتي امروزه حكومت اقليم را به تلاش مضاعف وا داشته تا طي برنامه‌هايي دقيق و محاسبه شده براي پيشرفت آن تلاش نمايند.
از جمله برنامه‌هاي جكومت اقليم براي رشد منطقه انبوه‌سازي مسكن، ايجاد طرح‌هاي توليدي، ارايه تسهيلات بانكي، زمين بلاعوض به سرمايه‌گذاران در اين منطقه مي‌باشد.
همچنين حكومت اقليم در نظر دارد در مناطق هم مرز خود با جمهوري اسلامي ايران به احداث كارخانه‌هاي صنايع غذايي، آشاميدني، آب تصفيه شده و ديگر نوشيدني‌ها منجمله ماءالشعير، صنايع كنسروسازي، رب گوجه فرنگي، روغن‌هاي خوراكي نباتي از زيتون، آفتاب گردان و ذرت و همچنين صنايع توتون سازي اقدام نمايد. و نيز در حيطه صنايع سبك و نيمه سنگين مانند توليد ميلگرد فولادي از ضايعات آهني و كارخانه توليد سيمان و همچنين احداث مجتمع‌هاي فروشگاهي و هتل‌سازي و مراكز تفريحي سياحتي كه باعث اشتغال‌زايي و نيز جذب سرمايه‌هاي خارجي شوند را مد نظر دارد.
از سويي در گفت‌وگوهاي ميان اربيل و بغداد، مسيولين حكومت اقليم و حكومت مركزي عراق همواره مساله ميزان برداشت منطقه از درآمدهاي نفتي بر اساس جمعيت و جلب كمك‌هاي بين‌المللي براي پروژه‌هاي زيربنايي براي محدوده اقليم مطرح مي‌شود. و نيز ضرورت احداث كنسول‌گري‌هاي خارجي در شهر اربيل در قبال حضور سفارت‌خانه‌هاي آنان، در بغداد مورد تأكيد بوده است.
حضور ارامنه در اقليم نيز هرچند به لحاظ كمي فعلاً چندان چشمگير نيست، اما به نظر مي‌رسد با توجه به نوع فعاليت، حضور آن‌ها داراي اهميتي كيفي است. "سركيس آقاجانيان"، معاون نخست وزير و وزير دارايي سابق حكومت اقليم كردستان و "آرسن سركسيان" رييس اتاق بازرگاني اربيل و بقيه كارشناسان ارمني نقش به سزايي در رشد منطقه ايفا مي‌كنند. و اميد مي‌رود نتايج فعاليت ايشان اين دو قوم كهن منطقه را بيش از پيش به هم نزديكتر كند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

مساله شناسايي واقعيت نژادكشي ارمنيان

مقاله زير بخشي از گزارشي است كه درسال 2004 (1383) توسط كميته تحقيق نژادكشي ارمنيان در هلند تهيه، تنظيم و در نوامبر همان سال در هلند و سوئد انتشار يافت. نظر به اين كه از آن زمان تحولاتي در منطقه و جهان در ارتباط با اين موضوع به وقوع پيوسته است، اين به مناسبت نودوپنجمين سالگرد اين فاجعه عظيم انساني توسط نويسنده به روز شده كه در معرض استفاده هم‌ميهنان‌مان قرار مي‌دهيم.
آرسن نظريان
مسؤل كميته تحقيق سوم ارديبهشت 1389 برابر با 23 آوريل 2010 امپراطوري عثماني در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم

ظهور ايدئولوژي پان‌تركيسم- پان‌تورانيسم حزب اتحاد و ترقي (تركهاي جوان)، عاملان اصلي نژادكشي ارمنيان
گر چه عثماني‌ها درشرق با برخورد به امپراطوري صفوي متوقف شده و بر سر جاي خود نشانده شدند، لكن در اروپا به پيشروي ادامه داده وتا دروازه‌هاي وين پيش رفتند. پس از شكست قطعي دربرابر نيروهاي متحد اروپايي درسال 1683 ميلادي، تركها تدريجاً شروع به عقب نشيني نموده و ظرف چند قرن تقريبا كليه متصرفات‌شان را در اروپا از دست دادند. از اين گذشته شيرازه داخلي امور امپراطوري نيز از هم گسيخته شد و كليه تلاش‌هاي داخلي و بين‌المللي براي ترميم امور بي‌نتيجه ماند، به طوري كه دولت عثماني به "مرد بيمار اروپا" شهرت يافت.
از اواخر قرن نوزدهم ميلادي، جور و ستم دستگاه فاسد امپراطوري عثماني نسبت به اتباع خود و به خصوص مظالم سلطان عبدالحميد دوم بر اتباع ارمني امپراطوري شدت يافت. عبدالحميد به دو طريق مي‌كوشيد ارمنستان غربي (آناتولي، شرق تركيه امروزي) را از سكنه بومي آن خالي سازد:
اول، از طريق اسقرار ماليات‌هاي سنگين و طاقت فرسا، كه نهايتاً منجر به فرار يا مهاجرت روستاييان مي‌شد.
و دوم، با تحريك احساسات مذهبي عشيره‌هاي كرد و چركس عليه ارمنيان و تشويق آنها به حمله به روستاهاي ارمني‌نشين و غارت و چپاول سكنه ارمني، قتل و يا وادار كردن آنها به كوچ اجباري.
مداخله دول اروپايي براي انجام اصلاحات در دستگاه امپراطوري منجر به اعلام فرمان "تنظيمات" گرديد، لكن تغييري اساسي در دستگاه فاسد امپراطوري به وجود نيآورد.
در اوايل قرن بيستم گروهي روشنفكر ترك اقدام به تاسيس حزب "اتحاد و ترقي" نمودند كه بعدها به "تركهاي جوان" معروف گرديد. اين حزب با شعار "اتحاد و برادري" توانست با ايجاد خيزشي همگاني درسالهاي 1908 و 1909، كه طي آن از كمك همه جانبه ارمنيان و سازمان‌هاي ارمني نيز برخوردار شد، سلطان عبدالحميد را خلع نموده و قدرت را در كشور به دست بگيرد.
بعد از به قدرت رسيدن اما، تركهاي جوان همه وعده و وعيدهاي خود را فراموش كرده و اقدامي در جهت بهبود اوضاع عمومي كشور و به خصوص ترميم وضعيت خطير ارمنيان، كه مدام در معرض تجاوز عشيره‌هاي كرد و حكام ستمكار دولتي بودند، به عمل نيآوردند. تدريجاً معلوم شد كه منظور تركهاي جوان از شعار "اتحاد و برادري" مستحيل شدن ملل غير ترك امپراطوري در ميان تركها و تشكيل دولت يك دست تركي بود. به همين جهت، راجع به حقوق داخلي- قومي ساكنان غير ترك اصلاً حاضر به گفت‌وگو نبودند و به عكس، با خشونتي كه يادآور اعمال سلطان عبدالحميد بود، شروع به سركوب اعتراضات مردمي نمودند.
دولتهاي اروپايي، از جمله روسيه و انگلستان، گر چه هشدارهايي در رابطه با ارمنيان به دولت تركيه مي‌دادند، لكن منافع خود آنها، به خصوص انگلستان، در امپراطوري عثماني و نيز رقابتهاي في‌مابين خودشان مانع از اقدام جدي براي اجبار تركها به پايان دادن به مظالم عليه سكنه ارمني مي‌شد. تركهاي جوان با علم به اين موضوع، درصدد بر آمدند كه مساله ارمني را با قلع و قمع كامل ارمنيان در سطح امپراطوري حل نمايند، به نحوي كه، به زعم خودشان، ديگر مدعي و موجبي براي درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملي كه به ويژه آنها را به سوي اين "راه حل" سوق مي‌داد، اين بود كه سردمداران حزب اتحاد و ترقي، با الهام از ايده‌هاي پان‌تركيستي- پان‌تورانيستي، هدف دور دست احياي امپراطوري عثماني را دنبال مي‌كردند، امپراطوريي كه از درياي آدرياتيك تا ديوار چين را مي‌بايست در بر گيرد. در اين ميان، اولين و مهمترين مانع در راه اجراي اين نقشه ارامنيان و ارمنستان بودند.
جنگ جهاني اول اين فرصت را در اختيار تركهاي جوان قرار داد تا طرح‌هاي پان‌تركيستي خود را به مورد اجرا گذارند. براي اين طرح‌ها، سران حزب اتحاد و ترقي ماه‌ها جلسه تشكيل دادند و برنامه‌ريزي كردند.
در زير گزيده‌هايي از نقطه‌نظرات اعضاي كميته مركزي اين حزب را درجلسه‌اي سرّي كه دو ماه قبل از آغاز قتل‌عام درباره چگونگي اجراي كشتارها تشكيل شده بود، را در معرض توجه قرار مي‌دهيم. اين گزيده‌ها از كتاب "زواياي تاريك انقلاب عثماني"، نوشته "مولان‌زاده رفعت"، روزنامه‌نگار ترك و از اعضاي حزب اتحاد و ترقي برگرفته شده است. مولان‌زاده رفعت با شركت در جلسات سرّي حزب از تصميم گيري‌ها، نحوه فعاليت و سياست‌گذاري‌هاي آن كاملا آگاه شده بود .او به دليل مخالفت با سياست‌هاي حزب از آن اخراج و چند سال در تبعيد به سر برد. بعدها نيز به جرم توطئه عليه "مصطفي كمال پاشا"، (آتاترك) محكوم شد و بالاخره در سال 1920 در شهر حلب (سوريه) درگذشت.
"دكتر ناظم: بهتر است خوب بيانديشيم. ما با چه انگيزه‌اي انقلاب كرده‌ايم، هدف ما چه بود؟ به زير كشيدن عوامل سلطان عبدالحميد از اريكه قدرت و تكيه زدن بر جاي آنها؟ من اينطور فكر نمي‌كنم. من به قصد احياي تركيسم رفيق و برادر شما شدم. زيستن تركها منحصرا وحكمفرمايي آزاد و مستقل آنها بر اين سرزمين آرزوي من است. بگذار عناصر غيرترك، از هر مليت و مذهبي كه هستند نابود شوند. اين سرزمين را بايد از همه عناصر غيرترك پاكسازي نمود. مذهب نزد من هيچ ارزشي ندارد. مذهب من توران است.
دكتر بهاءالدين شكير: (با پوزش از چاپ الفاظ توهين‌آميز به مقدسات اديان مختلف- مترجم) وقتي فردي مفلك چون موسي، بيكاره‌اي چون عيسي و يتيمي چون محمد توانستند مذهبي در جهان پايه‌گذاري كنند، چرا روشنفكران با اراده‌اي چون ما نتوانند مذهب توران را بنيان نهاده و گسترش دهند.
حسن فهمي: چنان‌كه گفته شد نبايد بين پير و كودك و زن و ناتوان تبعيض قايل شد. همه را بايد ريشه كن كرد. من يك راه حل ساده براي نابودي (ارمنيان) به فكرم رسيده كه با اجازه حضار توضيح مي‌دهم. ما اينك درحال جنگ هستيم. جوانان ارمني قادر به حمل اسلحه را به خط مقدم جبهه‌ها اعزام مي‌كنيم و در آنجا آنها را از روبرو در مقابل آتش روس‌ها و از پشت در ميان آتش نيروهاي خودي قرار مي‌دهيم و قلع و قمع‌شان مي‌كنيم. در مورد افراد ناتوان چون پيران و زنان و كودكان كه در خانه مي‌مانند نيز دستور مي‌دهيم كه معتمدين ما نابودشان كنند، دار و ندارشان را غارت ودختران‌شان را بربايند. اين روش مناسب به نظر مي‌رسد.
شكري: شك نبايد داشت، كه (پاره‌اي از) مردم مسلمان به نگهداري و محافظت از برخي از ارمنيان اقدام خواهند كرد. جلوگيري از اين اقدام بدون اجبار مردم مسلمان و حتي با تمايل آنها امكان‌پذير است. روشي كه در عصر تفتيش عقايد در اسپانيا عليه يهوديان و اعراب به كار گرفته مي‌شد به ذهنم خطور كرد. اين روش را ما هم مي‌توانيم اختيار كنيم. آماده كردن مقدمات مهاجرت اجباري ارمنيان طبعاً سه چهار روز فرصت مي‌خواهد. ما به طور رسمي اعلام مي‌كنيم هر كس كه در اين حين به دين اسلام بگرود، از تبعيد معاف خواهد شد. ما از اين كار دو سود خواهيم برد. اول اين‌كه در بين تبعيدي‌ها اين باور ايجاد خواهد شد كه خطري زندگي‌شان را تهديد نمي‌كند و به جاي آن‌كه ثروت‌شان را در جايي مدفون كنند، آنرا به همراه خود خواهند برد، كه در اين صورت غنيمت نفرات "تشكيلات مخصوصه" ما پربارتر شده و آنها را در ادامه كارشان جري‌تر و مصمم‌ترخواهد ساخت.
ثانياً، با اين كار تعصب مسلمانان برانگيخته شده و به جاي حمايت از همسايگان ارمني خود آنان را به اسلام دعوت خواهند كرد و در صورت رد پيشنهادشان به دشمني با آنها برخواهند خاست. بدين ترتيب اقليت كوچكي از ارمنيان باقي خواهد ماند كه به اسلام نگرويده‌اند كه پاك‌سازي آنها نيز كار بسيار ساده‌اي خواهد بود.
دكترناظم: با اصول مسأله موافقت شد. موردي ديگر براي مشورت باقي نمي‌ماند. حال پس از ديدار با طلعت بايد وارد عمل شويم ..."
دولت با نظر هيأت سه نفره اجرايي موافقت نموده و با آزاد كردن كليه جنايتكاران زنداني، آنان را به "تشكيلات مخصوصه" سپرد كه به نقاط مورد نظر اعزام گرديدند.
طلعت پاشا، وزيركشور هم امريه نهايي مربوط به كوچ اجباري ارمنيان را به ولايات صادر و مركزيت حزب اتحاد و ترقي نيز كليه شعب و بازرسين خود را از موضوع مطلع كرد.
طلعت در متن امريه‌اش، با اشاره به اعتراضات ارمنيان به دولت و مطالبه اصلاحات، كمك به ارتش روسيه و شورش‌هاي آنها در نقاط مختلف كه باعث كندي عمليات ارتش شده است، همچنين براي دفاع از كشور و دين مقرر داشته كه تا پايان جنگ كليه افراد و آحاد ارمني بدون استثناء و تا آخرين نفر از زنان، كودكان، ناتوانان و پيران مجبور به ترك منطقه جنگي شوند و در منطقه "ديرالزور" در ايالت حلب اسكان داده شوند. وي همچنين دستور سري زير را به طور جداگانه به واليان ابلاغ نمود:
"براي پيش‌گيري از تهديد ارتش و به مخاطره انداختن امنيت كشور ازسوي ارمنيان، مسؤلين سياسي- نظامي كشور جابه‌جايي و تبعيد كلي ايشان از مناطق مسكوني‌شان را به ديگر نقاط كشور ضروري تشخيص داده‌اند و دولت نيز دستور لازم را صادر نموده كه اجراي سريع آن از اهميت زيادي برخوردار است. در واقع، حكومتي كه اينك در حال جنگ است و براي حفظ موجوديت خود جان هزاران فرزند خويش را در جبهه‌ها فدا مي‌كند، در عين حال از كليه شهروندان خويش بيش از هر زمان ديگر انتظار ياري به ميهن را دارد. در مورد كساني كه از درون حكومت را مشغول و از پشت به آن ضربه مي‌زنند، اتخاذ و اجراي كامل چنين تصميمي طبيعي و حق قانوني آن مي‌باشد. لذا، دستور به اجراي جدي اين امريه داده مي‌شود." غير از اين امريه، وزير كشور بخشنامه‌اي نيز به تاريخ 13 رجب 1333 (قمري) مصادف با 14 مه 1915 در سه ماده به شرح زير براي مسئولين استانها ارسال كرد:
"ماده اول- هر گاه و به هر شكل، مردم عليه فرامين دولتي و اقدامات و تدابير مربوط به برقراري نظم و عدالت در كشور شورش كرده و به مقاومت مسلحانه عليه آن بپردازند، نيروهاي انتظامي، ارتش و گروه‌هاي مستقل حق دارند و بايد شديداً به مقابله با آنها پرداخته و شورش را سركوب و عاملان آن را تنبيه نمايند.
ماده دوم- فرماندهان نظامي و گروه‌هاي مستقل بنابر تشخيص خود، مي‌توانند اهالي روستاها و گروه‌هاي روستايي را كه به خيانت و جاسوسي آنها شك مي‌برند، به صورت فردي يا جمعي به ديگر نقاط كشور منتقل و اسكان دهند.
ماده سوم- مواد اين بخشنامه از تاريخ انتشار قابل اجرا مي‌باشد.

اجراي قتل‌عام
بدين ترتيب سران حزب اتحاد و ترقي نقشه خود را از فرداي شروع جنگ جهاني اول به مرحله اجرا گذاردند. ابتدا تمامي سكنه مسيحي، اعم از ارمنيان، يوناني‌ها و آشوري‌ها را مشمول كوچ اجباري و آماج قتل و غارت قرار دادند. ليكن، از آنجا كه دولت يونان به كشتار يوناني‌ها اعتراض كرد، ترك‌ها توجه خود را روي ارمنيان متمركز ساختند.
دولت تركيه در كنار دولت‌هاي آلمان و اتريش وارد جنگ شده بود. تمام جوانان و مردان ارمني 18 تا 52 ساله به خدمت فرا خوانده شدند. اينها را، كه تعدادشان به چند صد هزار نفر مي‌رسيد، ابتدا "در پشت جبهه" به كارهاي شاق گماشتند و سپس، درطول جنگ، تدريجا در دسته‌هاي 100- 50 نفري به بيابان‌ها هدايت كرده و تيرباران كردند.
سپس، در شب 24 آوريل 1915، به طور ناگهاني و همزمان حدود هشتصد نفر از روشنفكران، نويسندگان، هنرمندان، رهبران روحاني و سياسي ارمني، از جمله نمايندگان مجلس، در شهر استانبول دستگير و به نقاط نامعلوم تبعيد شدند. عمليات دستگيري و تبعيد در استانبول چند شب متوالي ادامه يافت. طبق آمار پروفسور "تانر آكچام"، مورخ شهير ترك، در فاصله شب 24 تا 27 آوريل 1915، تعداد 2345 نفر از رهبران سياسي و مذهبي ارمنيان در استانبول دستگير شدند كه اكثرشان به قتل رسيدند. پس از تسويه حساب با رهبري، نوبت به عامه مردم رسيد.
از آنجا كه اين عمليات، بر اساس دستورات سرّي دولت و به طور محرمانه صورت مي‌گرفت، اخبار از نقاط شهري به ولايات و روستاها راه نمي‌يافت و اكثر ساكنان اين مناطق از وقايع و رويدادهاي جاري مربوط به قتل‌عام به سختي مطلع مي‌شدند.
از ماه مه به بعد، طبق دستور دولت، واحدهاي ارتش و نفرات "تشكيلات مخصوصه"، متشكل از زندانيان و جانياني كه به همين منظور از بند رها شده بودند، به جان مردم بي‌پناه افتادند. اهالي روستاها را، كه غير از زنان، كودكان و سال‌خوردگان كسي نمانده بود وادار به ترك خانه و كاشانه نموده و در كاروان‌هاي طويل پياده به سوي بيابان‌ها و صحاري سوريه راندند. اين كاروان‌ها در طول راه آماج حملات عشيره‌هاي كرد و واحدهاي "تشكيلات مخصوصه" مي‌گرديدند، زنها مورد تجاوز قرار مي‌گرفتند، كودكان ربوده مي‌شدند و دار و ندار آنها غارت مي‌شد. بدين ترتيب، اكثر تبعيدي‌ها در راه از گرسنگي، مرض، فرسودگي و يا تير مهاجمين جان باختند.
طبق شواهد و آمار مآخذ مختلف، حدود يك ميليون‌ونيم نفر از ساكنان ارمني امپراطوري عثماني در طول سالهاي جنگ جهاني اول قرباني نقشه‌هاي پان‌تركيستي شدند. دولت تركيه مدعي است كه اين تعداد مبالغه‌آميز است و حداكثر آنرا سيصد تا ششصد هزار ذكر مي‌كند.
با وجود اينكه عمليات قتل‌عام، حتي‌المقدور به صورت سري انجام مي‌گرفت، ليكن با توجه به سطح وسيع آن پنهان نگه داشتن آن به مدت طولاني امكان پذير نبود. درميان ماموران و وابسته‌هاي نظامي و غير نظامي دول اروپايي، از جمله اتريش و آلمان در تركيه، بودند كساني كه از نزديك شاهد اين جنايات بودند و در اين مورد نزد دولت‌هاي خود اعتراض هم كردند. همين‌طور، تعداد نه چندان اندكي كه موفق به فرار شدند، اخبار اين جنايات را به دنياي خارج برده و جهان را از آنچه بر سكنه ارمني امپراطوري عثماني مي‌گذشت آگاه ساختند.
پس از آن‌كه اخبار قتل‌عام ارمنيان به گوش متفقين، كه عليه آلمان، اتريش و تركيه در حال جنگ بودند رسيد، رسما در 24 مه 1915، رهبران دولت تركيه را مسوول اين جنايات شناخته و اعلام نمودند آنان پس از جنگ به جرم جنايت عليه بشريت محاكمه و به اشد مجازات خواهند رسيد. لكن اين اعتراضات و تهديدها به جايي نرسيد و ترك‌ها نقشه خود را بدون مانعي تا پايان به اجرا در آورده و ارمنستان غربي را از صاحبان اصلي آن تخليه نمودند.
لازم به ذكر است كه در طول جنگ، در مناطقي كه سكنه ارمني آن به موقع از طريق فراريان و آوارگان بويي از نقشه قتل‌عام مي‌بردند و يا خبري در اين زمينه به آنها مي‌رسيد، دست به مقاومت مي‌زدند. با وجود اين‌كه دولت تمام مناطق ارمني‌نشين را خلع سلاح كرده بود، با اينحال در مناطقي مثل زيتون، وان، اورفا و ساسون، مردم با سازماندهي محلي به دفاع از خود برخاسته و تلفاتي نيز به نيروهاي مهاجم وارد آوردند. و در پاره اي از موارد نيز توانستند جان سالم به در برند.

شهادت روشنفكران، نويسندگان و سياستمداران ترك
"واقعيتي محرز است كه قتل‌عام ارمنيان به دستور كميته مركزي حزب اتحاد و ترقي برنامه‌ريزي شده و به مورد اجرا گذاشته شده است، قتل‌عامي كه جهان را به لرزه در آورد و در تاريخ بي‌همتا بود".
"علي كمال بيگ"، وزير كشور تركيه در سال 1919
روزنامه "صباح"، چاپ تركيه، مورخ 28 ژانويه 1919
"من همه را مي‌كشم. من بايد تمامي اعضاي حزب "اتحاد و ترقي" را از ميان بردارم. هم اينان بودند كه با سياست‌هاي ننگين خود بيش از يك ميليون مسيحي را به سوي كوچ اجباري و هلاكت سوق دادند".
"مصطفي كمال پاشا"، (آتاترك)، بنيان‌گذار جمهوري تركيه
در مصاحبه با نشريه "لوس آنجلس اگزمين" به سال 1926
"قتل‌عام ارمنيان لكه ننگي است بر دامان دولتمردان تركيه و پيشاني ملت ترك، كه زدودن آن محال است".
"دكترناظم حكمت"، نويسنده معروف ترك

شهادت نويسندگان، دانشمندان و شخصيت‌هاي جهاني
"... تركها از آنجا گذشته‌اند. اينك در آنجا همه چيز ويران و نابود گشته است. همه جا غم و سوگواري است...".
"ويكتورهوگو"، نويسنده شهير فرانسوي
"ارمنستان نابود شد، اما بار ديگر متولد خواهد شد. خون كمي كه در رگ‌هاي آن باقي مانده بيسار گران‌بهاست، خوني كه نسلي قهرمان را پرورش خواهد داد. ملتي كه نمي‌خواهد بميرد، زنده خواهد ماند".
"آناتول فرانس"، نويسنده نامدار فرانسوي
"خاطره تراژدي ارمنستان در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم هنوز در يادها زنده است. كشتارهاي استانبول، ساسون و آن قصاوت‌‌هاي بي‌سابقه و بي‌تفاوتي ننگ‌آميز "اروپاي متمدن" در قبال كشتار "برادران مسيحي" خود، چپاول ثروت‌ها و اموال كليساي ايشان و وحشت‌آفريني‌هاي همين سالهاي آخر (20 - 1918) از سوي ترك‌ها ...
يادآوري ابعاد وسيع و كامل اين تراژدي كه بر اين ملت با استعداد و فعال روا گرديد، كاري است بس مشكل".
"ماكسيم گوركي"، نويسنده بزرگ روسي
"دولت تركيه كشتارهاي وحشتناك ارمنيان را سازمان داد و تمام دنيا در اين مورد مي‌دانند و در برابر آن مسئول هستند. دولت آلمان نيز بايد براي اين امر پاسخگو باشد. مگر نه اين‌كه در استانبول، ارتش تركيه را افسران آلماني رهبري مي‌كردند. فقط در آلمان مردم چيزي در اينمورد نمي‌دانند، چرا كه در اين‌جا بر لبان نشريات قفل زده شده است".
"كارل ليبكنخت"، نويسنده و سياستمدار آلماني

"در تاريخ معاصر كمتر ملتي را مي‌توان يافت كه به اندازه ارمنيان قرباني داده باشد، و كمتر كشوري يافت مي‌شود كه خاكش به اندازه ارمنستان به خون رنگين شده باشد ...
در سواحل درياچه "وان"، در جلگه‌هاي دشت "آلاشگرد" و در تمامي نقاط ديگر ارمنستان و آناتولي استخوان‌هاي فرزندان ملت ارمني مدفون است".
"سرگي اورجونيكيدزه"، سياستمدار گرجي

"... از ژوئن 1915 وحشت شروع شد. وحشتي كه نمونه آن را تاريخ تا به حال به خود نديده است. ترك‌ها تصميم گرفته‌اند در بحبوحه جنگ جهاني اول از فرصت استفاده كرده تمامي ارمنيان را از بين ببرند...".
"فردريك نانسن"، دانشمند نروژي
"ترك‌ها افكاري شيطاني در سر مي‌پرورانند و آن نابودي كامل ارمنيان است. در اين باره ما شاهد صدور اعلاميه‌هاي رسمي هستيم. ما از همان آغاز جنگ مي‌دانستيم كه ترك‌ها بدون هيچ شكي به تمام افتضاحات خود لعاب حقانيت خواهند زد. هر روز همان اخبار دهشتناك از ارمنستان تركيه مي‌رسد. اشك‌هاي مادران و كودكان يتيم آواره قادر به بيان آنچه در تركيه مي‌گذرد نيست.
خون به زمين ريخته ارمنيان صلح‌دوست به دست ترك‌ها تنها نشانگر گوشه‌اي از آنچه در ارمنستان تركيه در حال تكوين است مي‌باشد. ترك‌ها تمامي اين جنايات را پشت غبار سياه رنگ و غليظ "جنگ بزرگ" (جنگ جهاني اول) پنهان خواهند كرد و خيلي‌ها نخواهند توانست واقعيت را ببينند ... و فقط آن وقت كه جوي‌هاي به راه افتاده از خون انسان‌ها خشكيد، دانته‌هاي زمان، شكنجه‌ها و رنج‌هاي ميليون‌ها انسان بي‌گناه را به تصوير خواهند كشيد".
"سرگِي م. كيروف"، سياستمدار روس
"يك ميليون تن از ارمنيان، از زن و كودك و پير و جوان به تيغ كشيده شدند، تنها و تنها به اين دليل كه ارمني بودند".
روزنامه "پراودا"، مسكو، شماره 280258، نوامبر 1918
" كشتار ارمنيان به دست ترك‌ها در خلال جنگ جهاني شكلي از شنيع‌ترين شيوه‌هاي جنگ در آسيا و در دوران حيات انساني است. اينك، كشتارها در سطحي بسيار گسترده‌تر از دوران سلطان عبدالحميد انجام مي‌شود".
روزنامه "ديلي كرونيكل"، لندن، جمعه، 6 اوت 1915

"... اطلاعات رسيده مورد بررسي قرار گرفته. وضع اكثر روستاهاي ارمني‌نشين دهشتناك است. بيشتر ساكنين آنها از دم سلاخي شده و يا پس از شكنجه‌هاي فراوان و از فرط گرسنگي هلاك شده‌اند ... ".
روزنامه "نيويورك تايمز"، 2 سپتامبر 1915

شهادت گواهان ايراني
"... مرد و زن، پير و جوان، به جاي كفش با كهنه و كاغذ و ريسمان و طناب براي خود كفش‌هايي درست كرده بودند كه به صورت گهواره كوچكي در آمده بود. دو سه تن ژاندارم سوار بر اسب اين گروه‌ها را درست مانند گله گوسفند به ضرب شلاق به جلو مي‌راندند. اگر كسي از آن اسيران از فرط خستگي و ناتواني و يا براي قضاي حاجت به عقب مي‌ماند، براي ابد عقب مانده بود و ناله و زاري كسانش بي‌ثمر بود و از اين رو فاصله به فاصله كساني از زن و مرد ارمني را مي‌ديديم كه در كنار جاده افتاده‌اند و مرده‌اند و يا در حال جان دادن و نزع بودند...
ابتدا موجب نهايت تعجب ما گرديد. ولي كم‌كم چنان عادت كرديم كه حتي ديگر نگاه هم نمي‌كرديم و الحق كه نگاه كردن هم نداشت. صدها تن از زنان و مردان ارمني را با كودكان‌شان به حال زاري، به ضرب شلاق و اسلحه پياده و ناتوان به جلو مي‌راندند. در ميان مردها جوان ديده نمي‌شد ..."
مشاهدات عيني "سيد محمدعلي جمالزاده"،
نويسنده نامدار ايراني

"... هنوز در گوشه و كنار شهر ارمني‌كُشي با كمال شقاوت و قصاوت ادامه داشت. تروريست‌هاي محله كارگران نفت "چرنو گورود" كه آنها را "قوشچي" مي‌ناميدند، اطفال بي گناه ارمني را كت بسته رديف به زانو مي‌نشاندند و شرط مي‌بستند هر كس بتواند با يك ضربه قمه سر از تن آن فلك‌زده‌ها جدا كند هزار منات يعني يك تومان ناز شست ازديگران بگيرد".
مشاهدات "ديوان بيگي"، سياستمدار ايراني*
دولتها، سازمان‌هاي بين‌المللي و نژادكشي ارمنيان

دولتها، پارلمان‌ها وسازمان‌هاي بين‌المللي بسياري واقعيت قتل‌عام ارمنيان را مورد شناسايي قرار داده و آنرا محكوم كرده‌اند.
در سازمان‌هاي بين‌المللي، اولين بار در سال 1974 در كميته فرعي حقوق بشر وابسته به كميسيون حقوق مدني- سياسي سازمان ملل متحد صحبت از قتل‌عام ارمنيان به عنوان اولين نسل‌كشي قرن بيستم شد.
ساير سازمان‌هاي بين‌المللي كه واقعيت قتل‌عام ارمنيان را مورد شناسايي قرار داده‌اند عبارت‌اند از:
- دادگاه خلق پاريس، آوريل سال 1983- بنيان‌گذاران اين دادگاه بين‌المللي كه قبلا به جنايات جنگ ويتنام رسيدگي كرده بودند، عده اي روشنفكر، ازجمله "برتراند راسل"، "ژان پل سارتر" و غيره بودند. در اين دادگاه، كه رأي آن لازم الاجرا نبود، دولت تركيه نيز دعوت شده بود، ليكن از حضور در آن سر باز زد. دادگاه پس از بررسي و تحقيق در موضوع و استماع شهود رأي به گناه‌كار بودن دولت تركيه عثماني داد. رأي اين دادگاه گرچه ضمانت اجرايي نداشت، ليكن ارمنيان آن‌را پيروزي معنوي مهمي براي خود تلقي نمودند.
- پارلمان اروپا، پس از مباحث طولاني قطعنامه‌اي در ژوييه سال 1987 دال بر شناسايي واقعيت قتل‌عام ارمنيان به تصويب رساند. قطعنامه، البته دولت فعلي تركيه را مسئول جنايات ترك‌هاي عثماني نمي‌دانست، ليكن از دولت تركيه مي‌خواست كه به اين واقعيت اعتراف نموده و باب گفت‌وگو و آشتي را با ارمنيان و هم‌چنين كردها بگشايد. دولت تركيه، اما به اين توصيه‌ها توجهي نداشته و هم‌چنان به سياست ديرينه خود نسبت به ارمنستان ادامه مي‌دهد.
- انجمن بين‌المللي دانشمندان و محققان در مورد نسل‌كشي، در سال 1997 نژادكشي ارمنيان را به اتفاق آرأ به عنوان واقعيت محرز تاريخي تأييد كرد.
- سازمان مخالفان نژادكشي" كه از سال 1998 در شهر فرانكفورت، از جمله، به اهتمام "علي ارتم"، روشنفكر و فعال سياسي ترك در آلمان شروع به فعاليت نموده و اكثراً از تركها و كردهاي مقيم خارج تشكيل شده است، از ملت ارمني به خاطر جناياتي كه دولت تركيه در حق آنان روا داشته پوزش خواست و در سال 2001 با جمع‌آوري بيش از 12000 امضاء در محكوميت نژادكشي راهي ارمنستان شد و طومار را تقديم دولت و مردم ارمنستان نمود. اين سازمان هر ساله در سالگرد قتل‌عام، نمايندگاني براي شركت در مراسم يادبود به ارمنستان اعزام مي‌كند.
- تا كنون بيش از بيست كشور جهان نژادكشي ارمنيان را مورد شناسايي قرار داده و محكوم كرده‌‌اند. اولين كشوري كه واقعيت نژادكشي ارمنيان را به رسميت شناخت اروگوئه (1965) بود، سپس كشورهاي روسيه، فرانسه، لبنان، آلمان، ايتاليا، هلند، يونان، قبرس، آرژانتين، شيلي، بلژيك، سلواكي، سويس، كانادا، لهستان، ليتواني، ونزوئلا، برزيل، واتيكان و اخيراً سوئد اين واقعيت غير قابل انكار تاريخي را به رسميت شناختند.
همچنين پارلمان اروپا، شوراي جهاني كليساها، شوراي كشورهاي آمريكاي جنوبي و نيز 42 ايالت از پنجاه ايالت امريكا، مجلس محلي "كاتالونياي" اسپانيا و مجلس محلي ايالت "نيو ولز" استراليا دست به اين اقدام زده‌اند.
قابل ذكر است كه در برخي از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا انكار واقعيت نژادكشي ارمنيان جرم تلقي شده و پيگرد قانوني دارد.
آن چه به ايران مربوط مي‌شود بايد گفت؛ در سال 1380 لايحه‌اي در رابطه با شناسايي قتل‌عام ارمنيان توسط دو نماينده ارامنه شمال و جنوب كشور تقديم مجلس شوراي اسلامي شده كه از سرنوشت آن اطلاعي در دست نيست. و ليكن، قابل ذكر است كه تاكنون چندين مقام عالي‌رتبه جمهوري اسلامي، ازجمله دو وزير و سفير پيشين ايران در ارمنستان از موضع شخصي به قربانيان قتل‌عام اداي احترام نموده و دسته گل نثار بناي يادبود شهدا در ايروان كرده‌اند.
در مورد برخورد دولت ايالات متحده آمريكا با اين واقعيت نيز گفتني است كه تا كنون چندين بار اين مساله به مرحله تصويب مجلس نمايندگان امريكا رسيده است. و ليكن همواره، در لحظه آخر روساي جمهور امريكا از حق وتوي خود استفاده كرده و از تصويب لايحه مربوطه جلوگيري كرده‌اند. ازآنجا كه تركيه هم پيمان مهم امريكا و ناتو به شمار مي‌رود و دولت تركيه حساسيت شديدي نسبت به شناسايي قتل عام از خود نشان مي‌دهد، دولت‌هاي متوالي آمريكا مايل نبوده‌اند اين هم‌پيمان مسلمان خود را در منطقه پرتنش خاورميانه از خود برنجانند. اين بار هم، در مارس گذشته "باراك اوباما"، رييس جمهوري امريكا و وزيرخارجه‌اش، خانم كلينتون، كه هردو تا قبل از انتخاب شدنشان ازطرفداران پر و پا قرص شناسايي نسل كشي ارامنه بودند ، اكنون به دولت تركيه قول داده اند كه تمام مساعي خودرا به كار خواهند بست تا از تصويب لايحه مورد بحث جلوگيري كنند!
در اين ميان، موضع اسراييل در جانبداري از سياست انكار و رد دولت تركيه نيز قابل تامل است. لابي نيرومند يهودي در پشتيباني از دولت دوست و متحد خود، تركيه، هر سال به كوشش‌هاي وسيعي براي جلوگيري از تصويب لايحه نژادكشي ارمنيان در آمريكا دست مي‌زند. حمايت بي چون و چراي اسراييل از سياست‌هاي تركيه اخيراً به دليل انتقاد اردوغان، نخست وزير تركيه از دولت آن كشور طي اجلاس "داووس" در سال 1387 به سستي گراييده است. و نيز زمزمه‌هايي در مورد شناسايي احتمالي واقعيت نژادكشي ارمنيان در مجلس اسراييل به عنوان اقدامي تلافي جويانه شنيده مي‌شود، اما اين گونه برخوردها و استفاده ابزاري از واقعيت نژادكشي ارمنيان در جهت تسويه حساب سياسي از ديدگاه قاطبه ارمنيان اقدامي ناپسند و فاقد ارزش اخلاقي تلقي مي‌شود.

تحولات جديد
در 17 ژانويه 2007 "هراند دينك"، روزنامه‌نگار ارمني تركيه كه از حقوق ارمنيان و نزديكي و تفاهم ميان دو ملت ترك و ارمني دفاع مي‌كرد، در جلوي دفتر روزنامه‌اش توسط يك افراطي ترك به قتل رسيد. در فرداي آن روز صدها هزار نفر از شهروندان عادي ترك به خيابان‌ها ريخته و با فريادهاي "من هراند دينك هستم"، "من ارمني هستم" به نحو تحسين‌برانگيزي حمايت و پشتيباني خود را از هموطنان ارمني‌شان به نمايش گذاشتند. اين واقعه نشان داد كه علي‌رغم دهه‌ها تلاش مذبوحانه و صرف بودجه‌هاي هنگفت براي انكار و تحريف تاريخ و فريب ملت ترك توسط رهبرانش، جامعه مدني تركيه بيدار است و فريب دروغ‌پردازي‌ها و رياكاري‌هاي دولتمردانش را نمي‌خورد.
درسال 2008، به دنبال جنگ روسيه و گرجستان بر سر اوستياي جنوبي و افزايش دورنماي عدم ثبات و ناامني در منطقه، دولت تركيه پيشنهاد تاسيس يك پيمان منطقه‌اي تحت عنوان "پيمان همكاري و امنيت قفقاز"، متشكل از كشورهاي تركيه، گرجستان، ارمنستان، آذربايجان و روسيه را داد. پيشنهاد، با استقبال بيشتر كشورهاي ياد شده از جمله ارمنستان مواجه گرديد، معهذا، در توانايي تركيه در به تحقق رساندن چنين پيماني ترديدهايي وجود داشت و تاكنون هم اقدام عملي چنداني در اين راستا انجام نگرفته است.
سپس، درسال 2009، با وساطت دولت سوئيس، دولتين ارمنستان و تركيه تصميم به برقراري مجدد روابط ديپلماتيك گرفتند. از جمله شروط اين توافق‌نامه گشايش مرزهاي بين دو كشور است كه از زمان منازعه قراباغ توسط تركيه با هدف محاصره اقتصادي و سياسي ارمنستان بسته شده است. اين توافق، در ضمن مورد استقبال و تاييد قدرت‌هاي بزرگ و منطقه‌اي، از جمله جمهوري اسلامي، واقع شده است. گر چه، مقاوله‌نامه (پروتكل) اين توافق به تصويب دادگاه قانون اساسي ارمنستان رسيده، اما دولت تركيه، از جمله به بهانه تاييد و شناسايي واقعه قتل‌عام توسط پارلمان‌هاي كشورهاي مختلف، كه ارمنستان در آن دخالتي ندارد، به مانع‌تراشي و تعلل در تصويب توافق‌نامه ادامه مي‌دهد. به هر حال، به نظر مي‌رسد كه هدف دولت تركيه از مذاكره براي تجديد روابط با ارمنستان اقدامي تبليغي در جهت جلب افكار عمومي و هموار كردن راه براي عضويت در اتحاديه اروپا بوده باشد و نه واقعاً برقراري روابط حسن همجواري با همسايه‌اش. تهديدهاي اخير "رجب طيب اردوغان"، نخست وزير تركيه مبني بر اخراج كارگران مهاجر ارمني از تركيه در پي تصميم مجلس نمايندگان آمريكا مبني بر شناسايي واقعيت نژادكشي، انتقادات شديدي چه در سطح بين‌المللي و چه در داخل تركيه به دنبال داشت و از نظر دولت ارمنستان اظهارات رييس دولت تركيه ادامه سياست نسل‌كشي اين دولت از صد سال پيش به اين طرف است.
در پي اين رويدادها، معاون وزارت خارجه تركيه براي مذاكره مجدد با مقامات ارمنستان و ترميم مواضع و كاهش اثرات منفي اظهارات آقاي اردوغان به ارمنستان سفر كرد.
با وجود آنكه درتوافقنامه تجديد روابط ديپلماتيك پيش شرطي درباره شناسايي نژادكشي ارمنيان توسط تركيه قرار داده نشده، با اينحال مي‌توان با اطمينان گفت كه تا زماني كه دولت تركيه به سياست انكار فعالانه و تهديد عليه ارمنستان ادامه مي‌دهد، برقراري روابط عادي بين دو كشور با اشكالات و موانع جدي روبرو خواهد بود.

يادداشت‌ها:
- اشاره به وقايعي است كه در اواخر جنگ جهاني اول در شهر باكو روي داده است. در آن زمان، جبهه قفقاز در نتيجه انقلاب بلشويكي روسيه در هم شكسته و قشون عثماني وارد قفقاز شده بود. در مدت اشغال قفقاز توسط نيروهاي عثماني، از جمله فقط در شهر باكو حدود سي هزار نفر از سكنه ارمني آن به قتل رسيدند. لازم به دكر است كه در همان زمان يك جناح ديگر قشون عثماني نيز به خاك ايران تجاوز كرده و وارد آذربايجان شده بود. حماسه مقاومت آذري‌هاي كشورمان به رهبري شيخ محمد خياباني عليه اشغال‌گران در تاريخ ثبت است.
منا بع مورد استفاده:
- قتل‌عام ارمنيان"، اسماعيل رايين (فارسي)
- مشاهدات شخصي من در جنگ جهاني اول"، محمد علي جمالزاده، نشريه "هور"، سال اول، شماره 2، تهران، 1350 (فارسي)
- ارمنستان 1918"، مولف: ژان ماري كارزو، ترجمه: فريبرز برزگر (فارسي)
- ماهنامه "آراكس"، تهران، 1383، شماره‌هاي 134و 133 (ارمني- فارسي)
- توطئه سكوت- قتل‌عام ارمنيان"، "دادگاه دايمي خلق"، تاليف: پروفسور پي‌ير ويدال- ناكوئت (انگليسي)
- گزارش قطعنامه مربوط به قتل‌عام ارمنيان، روزنامه رسمي پارلمان اروپا، 20 ژوييه 1987 (انگليسي)
- كشتار ارمنيان درتركيه"، ناشر: كميته هلندي كمك به قربانيان ارمنستان، چاپ 1918- هارلم (هلندي)
- تاريخ قتل‌عام ارمنيان"، تاليف پروفسور واهاگن دادريان (انگليسي)
-تراژدي ارمنستان درامپراطوري تركيه عثماني"، تاليف دكتركمال مظهر احمد، (ترجمه هلندي)

ملاقات سرژ سركسيان و طيب اردوغان

بالاخره همان‌گونه كه انتظار مي‌رفت ديدار رسمي رييس‌جمهور ارمنستان و نخست‌وزير تركيه در تاريخ 12 آوريل (23 فروردين) در واشنگتن صورت گرفت. سركيسيان و اردوغان كه به دعوت باراك اوباما، رييس‌جمهور آمريكا براي شركت در نشست بين‌المللي امنيت هسته‌اي راهي آمريكا شده بودند، ملاقاتي يك ساعت و 15 دقيقه‌اي با يك‌ديگر داشتند. در اين ديدار وزراي امور خارجه دو كشور نيز حضور داشتند. در پايان اين ديدار "ناميك تان"، سفير تركيه در آمريكا كه چندي پيش به نشانه اعتراض به تصويب طرح شناسايي واقعيت قتل‌عام ارمنيان از سوي كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا محل خدمت خود را ترك و به كشورش باز گشته بود، اعلام كرد: "در آنكارا اين اميد وجود دارد كه اين ملاقات مي‌تواند تلاش‌هاي عادي‌سازي روابط ميان دو كشور را از بن‌بست موجود خارج سازد".
از سوي ديگر رييس‌جمهور ارمنستان قبل از سفر به واشنگتن در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: "ايروان نظر نهايي خود را درباره اين روند (عادي سازي روابط با آنكارا) اتخاذ كرده است، اما اعلام آن را به فرصت مناسبي بعد از مذاكرات واشنگتن موكول مي‌نمايم". سركسيان اظهار داشت: "مهم آن است كه ما تقريباً تصميم نهايي خود را گرفته‌ايم اما صحبت كردن درباره آن را در اين مقطع صحيح نمي‌دانيم. ما نظر خود را بعد از مدتي براي قضاوت افكار عمومي مردم خود اعلام خواهيم كرد، زماني كه مطمئن شويم قضاوت و نظر نهايي ما كاملاً صحيح بوده است".
از سوي ديگر نخست‌وزير تركيه نيز يك روز قبل از سفر به واشنگتن در گفت‌وگو با رسانه‌هاي كشورش مواضع آنكارا را چنين بيان داشت: "موضع تركيه درباره عادي‌سازي روابط ميان تركيه و ارمنستان همچنان هماني است كه در سال 2005 طي نامه‌اي به "روبرت كوچاريان"، دومين رييس‌جمهور ارمنستان اعلام كرده‌ام".
اردوغان گفت: "به باور ما مسائل مربوط به رويدادهاي سال 1915 بايد از طريق كميته‌اي متشكل از تاريخ‌دانان حل و فصل گردد و نه مجالس قانون‌گذار".
وي با اشاره به تصميم كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا در خصوص تصويب طرح شناسايي قتل‌عام ارمنيان، گفت: "اين‌گونه قطعنامه‌ها نمي‌توانند هيچ الزامي بر ما تحميل نمايند".
وي افزود: "موضع تركيه درباره وقايع سال 1915 كاملاً مشخص و معلوم است".
نخست‌وزير تركيه در عين‌حال گفت: بحراني كه بعد از اقدام كميسيون روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا در روابط دو كشور پديدار گشته بود، بعد از موضع‌گيري‌ها و تأكيدات مقامات كاخ سفيد و نيز گفت‌وگوي تلفني وزير امور خارجه آمريكا با همتاي ترك خود اينك كاهش يافته است.
به نوشته روزنامه تركيه‌اي "زمان" قبل از سفر به واشنگتن، نخست‌وزير اردوغان در جمع خبرنگاران در استانبول به موضوع مناقشه قراباغ و روند حل و فصل آن اشاره كرده، تأكيد نموده است كه تركيه فعاليت‌هاي ميانجي‌گرايانه گروه مينسك شوراي امنيت و همكاري اروپا و دست‌آوردهاي مثبت آن را ارج مي‌نهد. اردوغان در عين‌حال تأكيد كرد: "سه رييس مشترك گروه ميانجي مينسك بايد بسيار فعال‌تر عمل كنند. بايد اقداماتي انجام مي‌دادند كه از آن ثمري حاصل مي‌گشت". وي به خبرنگاران گفت كه اين مسئله را با سه كشور عهده‌دار رياست گروه مينسك نيز مطرح كرده است. اردوغان افزود، چندي پيش با باراك اوباما و ديميتري مدودف و در جريان سفر اخيرش به فرانسه با نيكولا ساركوزي در اين‌باره گفت‌وگو كرده است.

نثار تاج گل بر مزار "وودرو ويلسون"
سرژ سركسيان در پايان ملاقات با اردوغان، نخست‌وزير تركيه راهي كليساي جامع واشنگتن شد و با نثار تاج گل بر مزار "وودرو ويلسون"، 28-مين رييس‌جمهور آمريكا نسبت به وي اداي احترام نمود.
اين حركت سركسيان با خود پيام مهمي داشت. بعد از پايان جنگ جهاني اول عهدنامه صلحي در شهر "سور" فرانسه ميان نيروهاي متفقين و لشكر شكست خورده تركيه عثماني به تاريخ 10 اوت 1920 به امضا رسيد. طبق يكي از مفاد اين عهدنامه تعيين و ترسيم حدود و سرحدات شرقي تركيه عثماني با جمهوري ارمنستان به وودرو ويلسون رييس‌جمهور كشوري بي طرف كه هيچ حضوري در جنگ جهاني اول نداشت واگذار گرديد. ويلسون كه رياست جمهوري آمريكا را از سال 1913 تا 1921 بر عهده داشت، سرانجام بعد از چند ماه در تاريخ 22 نوامبر سال 1920 نقشه جمهوري ارمنستان را با وسعت نزديك به 170 هزار كيلومتر مربع وسعت و با تعيين نقاط و حدود مرزي اين كشور با تركيه عثماني را دقيقاً مشخص نمود. علي‌رغم اينكه اين عهدنامه به امضاي نمايندگان هيئت عثماني، "آوديس آهارونيان"، نماينده تام‌الاختيار جمهوري ارمنستان و نمايندگان دول حاضر در مذاكرات صلح و نيز ويلسون ميانجي بين‌الملل رسيد و عملاً ارزش قانوني و بين‌المللي يافت، اما به دليل وقوع تحولاتي در تركيه عثماني، منطقه و جهان به اجرا گذاشته نشد. در حال حاضر بسياري از حقوق‌دانان بر اين عقيده‌اند كه با استناد بر اين بند از عهدنامه "سور" مي‌توان دادخواست بين‌المللي مطرح نمود، زيرا بسياري از مفاد اين عهدنامه به اجرا گذاشته شده هم اينك يكي از اسناد بين‌المللي محسوب مي‌شود، لذا آن همچنان داراي ارزش حقوقي بوده و مي‌توان عليه نافيان آن كيفرخواست بين‌المللي مطرح نمود.
سرژ سركسيان بعد از مراسم اداي احترام در جمع ارمنيان حاضر در محل، در باره ديدار چند ساعت قبل خود با اردوغان گفت: "من امروز صبح با نخست‌وزير تركيه ملاقات نمودم. مواضع و ديدگاه ما همواره مشخص و معين بوده و هست. تركيه نمي‌تواند با زبان پيش‌شرط با ارمنستان و ارمنيان سخن بگويد. ما اجازه اين كار را نخواهيم داد. ما قصد نداريم تحت هيچ شرايطي درباره واقعيت قتل‌عام ارمنيان به مجادله و مذاكره بپردازيم و يا تظاهر كنيم كه تركيه مي‌تواند به گونه‌اي نقش مثبتي در راستاي مذاكرات حل و فصل مناقشه قراباغ ايفا نمايد". سركسيان افزود: "در سياست خارجي عبور از هر مسير نوين دستخوش مشكلاتي خواهد گرديد زيرا ما از دشت باير و بكري گذر مي‌كنيم. من يقين دارم كه ارمنستان از اين آزمايش نيز سربلند بيرون خواهد آمد".
آخرين خبر
"سرژ سركسيان"، رييس‌جمهور ارمنستان در تاريخ 22 آوريل (2 ارديبهشت) و چند روز بعد از ملاقات با نخست‌وزير تركيه و رييس‌جمهور آمريكا در بازگشت به كشورش با صدور اطلاعيه‌اي مواضع دولت متبوعش در باره روند فعلي عادي‌سازي روابط في‌مابين ايروان و آنكارا را اعلام كرد.
در اين اطلاعيه آمده است:
"هم ميهنان عزيز،
يك سال از امضاي پروتكل عادي‌سازي روابط ارمني-تركي در سوييس مي‌گذرد. در خلال اين مدت آن در دسترس و مورد بررسي و تحليل همگان قرار گرفت. اين دو سند مدت‌هاست كه به مجالس ارمنستان و تركيه فرستاده شده تا مورد بررسي و تأييد نمايندگان قرار گيرد. ارمنستان همواره پاي‌بندي و پي‌گيري خود در خصوص عادي‌سازي روابط را نشان داده است تا بدان حد كه آن را در دستور كار مجلس نيز قرار داد.
ما به جهانيان مواضع اصولي خود را نشان داديم و همواره از خود موضعي سازنده به نمايش گذاشتيم. ما اعلام كرديم كه در صورت تصويب اين پروتكل‌ها از سوي تركيه بدون هيچ پيش‌شرطي و در مدت زمان معقول كه از مفاد اين پروتكل‌ها مي‌باشد، امكان عدم تصويب و رد آن از سوي مجلس جمهوري ارمنستان امري غير ممكن خواهد بود."
در بخش ديگري از اين اطلاعيه آمده است: "در خلال يك سال اخير مقامات بلندپايه تركيه آشكارا با زبان پيش‌شرط سخن گفتند. در طول اين مدت تركيه از هيچ كاري براي به درازا كشاندن اين روند و نهايتاً شكست آن كوتاهي نورزيد. بنابراين برداشت و موضع‌گيري ما از اين روند نيز معلوم است، تركيه آمادگي ادامه روند آغاز شده عادي‌سازي روابط در چارچوب مفاد پروتكل‌هاي به امضا رسيده را ندارد. لذا به نظر ما مدت زمان معقول خاتمه يافته است".
سركسيان در بخش ديگري از پيام خود با جمع‌بندي اين روند اظهار داشت: "براي ما ادامه مذاكرات صرفاً براي مذاكره بي‌هدف و بي‌محتوي غير قابل قبول است و لذا از اين لحظه به بعد اين مرحله از روند عادي‌سازي روابط را تمام شده مي‌دانيم".
رييس‌جمهور ارمنستان در ادامه پيام خود با اشاره به پاي‌بندي كشورش به مفاد پروتكل‌هاي به امضا رسيده با طرف ترك، گفت: "ارمنستان به امضا خود پايبند مي‌باشد زيرا ما خواهان امكان ادامه عادي‌سازي روابط مي‌باشيم، چون ما خواهان صلح هستيم. اهداف و اراده سياسي ما براي عادي‌سازي روابط ميان ارمنستان و تركيه همچنان پا برجاست. ما آماده گام نهادن به پيش هستيم و زماني كه متقاعد شويم در تركيه جو مشابه‌اي وجود دارد و آنكارا بار ديگر اراده و آمادگي عادي‌سازي روابط را دارد".

با 23 رأي موافق در برابر 22 رأي مخالف كميسيون روابط خارجي كنگره آمريكا پيش‌نويس لايحه نژادكشي ارمنيان را مورد پذيرش قرار داد

كميسيون روابط خارجي كنگره نمايندگان ايالات متحده آمريكا، كه متشكل از 46 عضو مي‌باشد با 23 رأي "موافق" و 22 رأي "مخالف"، لايحه نژادكشي ارمنيان، كه تحت شماره 252 مطرح است را مورد پذيرش قرار داده و براي بررسي و تصويب به كنگره فرستاد. يكي از نمايندگان از جلسه غايب بود.
در زمان بررسي اين لايحه اعضا كميسيون با سخنان مبسوط به به طرح مسئله پرداختند. مخالفين موضع‌گيري خود را عمدتاَ با تكيه بر روابط نظامي اَّقتصادي آمريكا و تركيه تشريح مي‌نمودند. در حالي كه موافقين طرح اهميت پذيرش اين لايحه را در پيش‌گيري از نژادكشي‌هاي آينده و اسقرار مجدد عدالت تاريخي مي‌دانستند.
سخنران نهايي اجلاس فوق "دايان واتسون"، نماينده حزب دمكرات بود، كه ضمن سخنان خود تأكيد نمود: "زمان آن رسيده است كه ايالات متحده آمريكا با افتخار حقيقت را بپذيرد". وي افزود، كه هميشه موافق پذيرش لايحه نژادكشي بوده است.

"گوُس بيليراگيس"، نماينده جمهوري خواه نيز اظهار داشت: "عدم شناسايي نژادكشي ارمنيان باعث شكل‌گيري سبقه‌اي خطرناك براي ديگر نژادكشي‌ها خواهد شد. و لذا براي پيش‌گيري از نژادكشي‌هاي جديد و به احترام شهداي همه نژادكشي‌ها بياييد امروز به اين لايحه راي دهيم". وي تأكيد نمود: "نبايد نژادكشي ارمنيان در راه حمايت از دولت هم پيمان تركيه به فراموشي سپرده شود".
و اما "جيم گوستان"، نماينده حزب دموكرات گفت: من در شهر "فرزنو"، شهر "ويليام سارويان"، بزرگ شده‌ام و از كودكي داستان‌هاي بسياري در باره نژادكشي ارمنيان شنيده‌ام. وي گفت: "نژادكشي ارمنيان به پيشينه‌اي براي ديگر نژادكشي‌ها بدل شد". به اعتقاد وي تركيه بايد راه آشتي با گذشته خود را بيابد. اين نماينده كنگره يادآور شد: "آمريكايي‌ها نيز در تاريخ خود صفحات شرم‌آوري دارند، از جمله برده‌داري، اما آن را پذيرفته و با گذشته خود كنار آمده‌اند". وي ضمن يادآوري اين‌كه نژادكشي ارمنيان اولين نژادكشي قرن بيستم بوده است، از همگان خواست به نفع اين لايحه رأي دهند. وي گفت: " من رأي امروز خود را تقديم تمامي خانواده‌هايي مي‌كنم كه در پي نژادكشي رنج كشيده‌اند".
از سويي "لين وولسي"، از حزب دمكرات ضمن يادآوري اين كه 42 ايالت آمريكا و 11 كشور از كشورهاي عضو "ناتو" و پارلمان اروپا نژادكشي را به رسميت شناخته‌اند، گفت: "عدم شناسايي نژادكشي به منزله بي‌احترامي به ياد شهيدان خواهد بود". وي سپس از نمايندگان خواست به نفع اين لايحه رأي دهند. وولسي كه 18 سال سابقه نمايندگي كنگره را دارد، گفت: زماني مناسب‌تر از حال حاضر براي پذيرش اين لايحه در ياد ندارم. وي همچنين خاطرنشان كرد، كه "باراك اوباما" و "هيلاري كلينتون" و حتي "جرج دبليو بوش" زماني كه سناتور بودند به اين لايحه رأي موافق داده‌اند.
"بيل دلاهانت"، از حزب دمكرات گفت كه وي به پيش نويس اين لايحه راي مخالف خواهد داد، چرا كه روز قبل با "مراد مرجان" رييس كميسيون روابط خارجي مجلس ملي تركيه ملاقات كرده، كه به وي گفته است پذيرش اين لايحه مانع از تأييد پروتكل همكاري تركيه و ارمنستان در مجلس تركيه خواهد شد.
"جف فوردنبري"، از حزب جمهوري‌خواه هشدار داد كه زمان مناسبي براي پذيرش لايحه انتخاب نشده و آن مي‌تواند به روند آشتي ترك اَّرمني آسيب برساند.
در اين جا "برمن" رييس كميسيون به مخالفت برخاست و متذكر شد، كه بيش از بيست سال است كه عضو اين كميسيون است و به ياد ندارد كه زمان مناسبي براي پذيرش اين لايحه پيش آمده باشد.
پيش‌تر "مايك پنس" از اعضاء كنگره اعلام كرده بود علي‌رغم پذيرفتن واقعيت نژادكشي با احتساب منافع آمريكا به اين لايحه رأي مخالف خواهد داد.
"مايك مك ماهون" از نمايندگان دمكرات كنگره نيز ضمن مخالفت با اين لايحه متذكر شد آن مي‌تواند روابط تركيه- ارمنستان و تركيه- آمريكا آسيب برساند. وي به خصوص نظر نمايندگان كنگره را به "اهميت نقش تركيه در انجام رسالت آمريكا در افغانستان" جلب نمود.
اجلاس فوق با سخنان "هوارد برمن"، رييس كميسيون افتتاح شد. برمن در سخنان خود گفت: "تركيه هم‌پيمان ماست، اما مهم است كه آن واقعيت نژادكشي ارمنيان را به رسميت بشناسد و در باره آن به گفت‌وگو بنشيند. اينك زمان آن فرا رسيده است كه نژادكشي ارمنيان مورد شناسايي قرار گيرد. طبيعتاَ اين امر براي تركيه باعث نااميدي خواهد بود. اما من معتقدم، كه در طي زمان روابط ما سامان يافته و در فضايي سالم گسترش خواهد يافت".
به هر حال در روز پنج‌شنبه چهارم مارس (13 اسفند 88) سال‌جاري ميلادي پس از يك ‌ونيم ساعت بحث و بررسي كميسيون روابط خارجي كنگره آمريكا پيش‌نويس لايحه نژادكشي ارمنيان را با 23 رأي موافق و 22 رأي مخالف مورد پذيرش قرار داد. اين لايحه حدود يك سال پيش توسط "آدام شيف" و "جرج رادانوويچ" و با حمايت "فرانك پالون" و "مارك كرك"، روساي مشترك هيات امور ارامنه تهيه و تقديم كميسيون فوق شده بود.

نمي‌توان نقش ايران در صلح و ثبات قفقاز را ناديده گرفت

"سيد علي سقائيان"، سفير ايران در ارمنستان گفت كه نمي‌توان نقش جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد صلح و ثبات پايدار در قفقاز جنوبي و همچنين نقش كشورمان در عراق و افغانستان را ناديده گرفت.
علي سقائيان طي سخناني در همايش بين‌المللي "چشم انداز امنيت و همكاري در قفقاز جنوبي 2010 " كه اسفند ماه 88 در دانشگاه تهران برگزار گرديد، گفت: "استراتژي قفقاز به واسطه جايگاه و مولفه‌ي مهم آن، باعث جلب توجه و گرايش قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي به اين منطقه شده است".
وي افزود: "در صورتي كه تلاش كشورهاي منطقه در راستاي همگرايي و همكاري‌هاي منطقه‌اي باشد، مي‌توان اميدوار به توسعه زيرساخت‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي باشيم كه موجب پايداري صلح و ثبات در منطقه خواهد بود".
سفير ايران با بيان اينكه فروپاشي شوروي شرايط نويني در همسايگي جمهوري اسلامي به وجود آورده است، يادآور شد: "درك اين شرايط موجب شد جمهوري اسلامي ايران با به رسميت شناختن همسايگان جديد خود از هيچ كوششي براي پيشرفت آنها دريغ نورزد". سقائيان افزود: "جمهوري اسلامي معتقد به برقراري صلح و ثبات سياسي در منطقه تنها در سايه رشد و توسعه اقتصادي است و به همين دليل همكاري با اين كشورها در راس سياست خارجي خود قرار داده است".
وي با ذكر اينكه امروزه مفهوم امنيت با امنيت انرژي و خطوط انتقال آن و نيز ترانزيت آن معنا و مفهوم يافته است، اظهار داشت: "قدرت‌هاي بزرگ مي‌دانند كه نقش جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد صلح و ثبات پايدار در قفقاز جنوبي و همچنين نقش كشورمان در عراق و افغانستان را نمي‌توان ناديده گرفت".
وي با ذكر اين‌كه گسترش ناتو به شرق موجب ناامني در منطقه و پديد آورنده بحران خواهد بود، يادآور شد: "مناقشه قرا‌باغ، مسائل ارمني، تركي و آبخازيا مهمترين چالش‌هاي قفقاز جنوبي هستند كه هر يك نيازمند توجه ويژه‌اي مي‌باشند".
سقائيان با ذكر اين‌كه هر يك از بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي به واسطه عمق بحران‌ها نقش جديدي براي خود قائل شدند كه ايران نيز در سال 1993 نقش خود را ايفا كرده است، اظهار داشت: "آتش بس (در قراباغ- آ.) در آن سال پايدار نماند و سال بعد كشورهاي منطقه و فرامنطقه‌اي آتش‌بسي ديگر برقرار كردند كه تاكنون پايدار مانده است". وي خاطرنشان كرد: "هر چند از آن زمان تاكنون مذاكرات در خصوص حل و فصل مناقشه قراباغ در جريان است، اما كندي اين روند ممكن است به منطقه ضرر زند".
سفير جمهوري اسلامي ايران در ايروان حضور رژيم صهيونيستي در قفقاز را عامل محرك و ناامني ديگري در منطقه خواند و افزود: "اين رژيم پس از گشايش نمايندگي خود در جمهوري‌هاي آذربايجان و گرجستان تلاش مي‌كند در تركمنستان نيز سفارتخانه‌ دائر كند".
سقائيان يادآور شد: "اين حضور خزنده نگراني جمهوري اسلامي را بر مي‌انگيزد و بايد كوشيد تا از عمق‌يابي روابط كشورهاي قفقاز جنوبي با رژيم صهيونيستي جلوگيري شود".
وي در پايان اظهار داشت: "اميد است پس از تلاش‌هاي صلح‌جويانه‌ طرفين درگير براي حل مناقشه قراباغ استفاده از تجربه‌هاي جمهوري اسلامي ايران را در اين راستا را شاهد باشيم".